حم‌ و شفقتي‌ تمامي‌ آن‌ عزيزان‌ را مظلومانه‌ به‌ شهادت‌ رساندند و نگذاشتند حتي‌ يك‌ نفر از آنان‌ بگريزد.
در آن‌ هنگام‌ كه‌ همگي‌ مظلومانه‌ جان‌ مي‌دادند و شربت‌ شهادت‌ را نوش‌ مي‌كردند، فرمودند: خداوندا، تو شاهد احوالمان‌ هستي‌، كسي‌ نيست‌ كه‌ سلام‌ ما را به‌ رسول‌ الله ـ صلي‌الله عليه‌ و سلم‌ ـ برساند، جز تو، پس‌ يا رب‌، سلام‌ ما را به‌ معشوق‌ و محبوبمان‌ برسان‌. 
هنوز پيكي‌ از سوي‌ آن‌ شهيدان‌ مظلوم‌ به‌ مدينه‌ نرسيده‌ بود كه‌ رسول‌ الله ـ صلي‌الله عليه‌ و سلم‌ ـ از طريق‌ وحي‌ از اين‌ فاجعه بزرگ‌ با خبر شد و بر منبر فرمود: برادران‌ شما را در «بئر معونه‌» شهيد كرده‌اند.
تحمل‌ اين‌ فاجعه‌ و مشكلات‌ براي‌ رسول‌ الله ـ صلي‌الله عليه‌ و سلم‌ ـ و يارانش‌ بسيار سخت‌ بود، چراكه‌ 40 روز پيش‌ نيز در جنگ‌ «احد» 70 تن‌ ديگر از اين‌ عاشقان‌ شيداي‌ او به‌ ملكوت‌ اعلا پيوسته‌ بودند. حزن‌ بر حزن‌ و اندوه‌ بر اندوه‌ انباشته‌ مي‌گشت‌ و قلب‌ رسول‌ الله ـ صلي‌الله عليه‌ و سلم‌ ـ و اصحاب‌ را پوشانده‌ بود...
خواننده عزيز! آنچه‌ به‌ اطلاع‌ شما رسيد، فقط‌ ورقي‌ از تاريخ‌ مشكلات‌ و سختي‌ها و اندوه‌هاي‌ رسول‌ الله ـ صلي‌الله عليه‌ و سلم‌ ـ بود، سراسر زندگاني‌ آن‌ حضرت‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و سلم‌ ـ رنج‌ و درد و محنت‌ به‌ خاطر اعلاء كلمةالله بوده‌ است‌.چرا خداوند با مسلمانان‌ اينگونه‌ رفتار مي‌كند؟

شايد بعضي‌ها اين‌ سؤال‌ را مطرح‌ نمايند كه‌ چرا با وجود مقبوليّت‌ ياران‌ پيامبر ـ صلي‌الله عليه‌ و سلم‌ ـ نزد خداوند سبحان‌، باز اين‌ مشكلات‌ و سختي‌ها بر آنان‌ وارد آمد و به‌ اين‌ شكل‌ قلب‌ حبيب‌ خويش‌ را دردناك‌ مي‌كرد؟
زندگاني‌اي‌ كه‌ بعد از اين‌ جهان‌ در انتظار مسلمانان‌ و مؤمنان‌ واقعي‌ است‌، به‌ حدي‌ شيرين‌، لذت‌بخش‌، پر از آرامش‌ و راحتي‌ و نيز دائمي‌ و ابدي‌ است‌، كه‌ به‌ آساني‌ به‌ هر كسي‌ عنايت‌ نمي‌كنند، بلكه‌ مقبولان‌ آنجا بايد از امتحان‌هاي‌ بسيار سختي‌ بگذرند تا به‌ آن‌ راحتي‌ و آرامش‌ و آسايش‌ هميشگي‌ نائل‌ آيند.
خداوند سبحان‌ در قرآن‌ مجيد در مورد چنين‌ آزمايش‌هايي‌ مي‌فرمايد:
(أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَکُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ(2) وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِينَ(3))(عنكبوت‌ / 2 - 3)
«آيا مردمان‌ گمان‌ برده‌اند، همين‌كه‌ بگويند ايمان‌ آورده‌ايم‌ (و به‌ يگانگي‌ خدا و رسالت‌ پيغمبر اقرار كرده‌ايم‌) به‌ حال‌ خود رها مي‌شوند و ايشان‌ (با تكاليف‌ و وظائف‌ و رنج‌ها و سختي‌هايي‌ كه‌ بايد در راه‌ آئين‌ آسماني‌ تحمل‌ كرد) آزمايش‌ نمي‌گردند؟ و به راستى كسانى را كه پيش از آنان بودند، آزموديم. پس البته خداوند آنان را كه راست گفتند معلوم مى‏دارد و دروغگويان را [نيز] معلوم خواهد داشت‏» (1).   
(وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ)(بقره / ‌155)
«و قطعاً شما را با برخي‌ از (امور همچون‌) ترس‌ و گرسنگي‌ و زيان‌ مالي‌ و جاني‌ و كمبود ميوه‌ها، آزمايش‌ مي‌كنيم‌، پس‌ مژده‌ بده‌ به‌ بردباران»‌.
آري‌! خداوند متعال‌ گاه‌ وقتي‌ در همين‌ دنيا نيز پاداش‌ و جايزه موفقيت‌ در امتحان‌ها و آزمايش‌ها را عنايت‌ مي‌فرمايد، به‌ عنوان‌ مثال،‌ مي‌توان‌ به‌ واقعه معراج‌ رسول‌ الله ـ صلي‌ الله عليه‌ وسلم‌ ـ اشاره‌ نمود كه‌ پس‌ از تحمل‌ رنج‌ و سختي‌ دعوت‌ مردم‌ مكه‌ و نيز اخراج‌ و شكنجه‌ در طائف‌، به‌ آسمان‌ها دعوت‌ شد.
پروردگار جهانيان‌ صراحتاً فرموده‌ است‌:
(فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا(5) إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا(6))(انشراح‌ / 6-5)
«... همراه‌ با سختي‌ و دشواري‌، آسايش‌ و آسودگي‌ است‌... مسلّماً با سختي‌ و دشواري‌، آسايش‌ و آسودگي‌ است‌».
ابن‌ عباس‌ ـ ك ـ مي‌فرمايد: هيچگاه‌ دو نوع‌ عُسر و سختي‌ بر يك‌ يُسر و آساني‌ غالب‌ نمي‌آيد و حتماً همراه‌ هر سختي‌ و عُسري‌، فرَج‌ و آساني‌ نيز وجود دارد.
اما اين‌ امكان‌ نيز هست‌ كه‌ اين‌ فَرَج‌ و گشايش‌ و آساني‌ در دنيا به‌ وقوع‌ نپيوندد و به‌ آن‌ سراي‌ بيافتد، چرا كه‌ نزد ما زمان‌ وجود دارد، وگرنه‌ در علم‌ خداوند اين‌ فاصله‌ زياد نيست‌. امكان‌ ندارد كه‌ مسلمان‌ در مقابل‌ يك‌ سختي‌، آساني‌ و راحتي‌ به‌ او نرسد.
پس‌ بهشت‌ با آن‌ همه‌ ناز و نعمت‌ نتيجه تحمل‌ سختي‌ها و كسب‌ موفقيّت‌ در آزمايش‌هاست‌.
اين‌ قاعده‌ براي‌ هيچ‌ كس‌ و هيچ‌ قومي‌ استثنا نيست‌، بلكه‌ در هر زماني‌ و در هر عصري‌ اگر افرادي‌ دعوت‌ فرستادگان‌ خداوند را قبول‌ كرده‌ باشند و در راه‌ رساندن‌ آن‌ دچار سختي‌ و مصيبت‌ شده‌ باشند، قطعاً خداوند سبحان‌ به‌ آنان‌ پاداش‌ و اجر و مزد حقيقي‌ عنايت‌ فرموده‌ است‌.
در سوره مباركه «يس‌» داستان‌ يكي‌ از داعيان‌ مخلص‌ و جان‌ بركف‌ به‌ نام‌ «حبيب‌ نجارّ» را مي‌خوانيم‌ كه‌ به‌ سبب‌ دفاع‌ از عقيده‌ و آرمانش‌ و به‌ خاطر انتخاب‌ راه‌ حقيقت‌ از سوي‌ قومش‌ مورد ضرب‌ و شتم‌ و شكنجه‌ قرار مي‌گيرد و با فجيع‌ترين‌ شيوه‌ به‌ شهادت‌ مي‌رسد. خداوند در آن‌ لحظه‌ شاهد بوده‌ كه‌ يكي‌ از بندگان‌ و محُبانش‌ اينگونه‌ با وضع‌ فجيعي‌ به‌ شهادت‌ مي‌رسد، اما او را ظاهراً نجات‌ نمي‌دهد و جلو كار دشمنان‌ را نمي‌گيرد، اما چند لحظه‌ بعد مي‌فرمايد:
(قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ(27) بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُکْرَمِينَ(27))	(يس‌ / 27-26)
«(مردمان‌ بر او شوريدند و شهيدش‌ كردند، از سوي‌ خدا) بدو گفته‌ شد: وارد بهشت‌ شو... (وقتي‌ كه‌ آن‌ همه‌ نعمت‌ و كرامت‌ را ديد) گفت‌: اي‌ كاش!‌ قوم‌ من‌ مي‌دانستند، كه‌ پروردگارم‌ مرا آمرزيده‌ است‌ و از زمره گراميانم‌ قلمداد فرموده‌ است»‌.
-----------------------------
1) در ترجمه آيات، اكثرا‌ از ترجمه دكتر خرمدل‌ استفاده‌ شده‌ است‌.وعده‌هاي‌ خداوند در مورد پيروزي‌ اسلام‌ بر كفر

بسياري‌ دچار شك‌ و ترديد گشته‌اند كه‌ مگر خداوند متعال‌ در قرآن‌ خويش‌ بارها نفرموده‌ است‌ كه‌ اسلام‌ بر كفر غالب‌ مي‌آيد و اگر اسلام‌ ظهور كند، كفر رخت‌ خود را بايد جمع‌ كند؛ 
(وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا) (إسراء / 81). 
«و بگو: حق آمد، و باطل نابود شد يقيناً باطل نابود شدنى است!». 
پس‌ چرا امروز اسلام‌ در جبهه‌هاي‌ مختلف‌ مغلوب‌ مي‌شود؟!
خواننده گرامي‌! وعده‌هايي‌ كه‌ خ