 السلام</a><a class="text" href="w:text:30.txt">مراجع</a></body></html>صحابة كرام رضي الله عنهم روز عاشورا را قبل از فرض شدن رمضان روزه مي گرفتند چونكه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم آنها را به روزه گرفتن اينروز ترغيب نموده بود ولي بعد از فرض شدن رمضان روزه گرفتن عاشورا اختياري باقي ماند بعضي از صحابه اينروز را روزه مي گرفتند و بعضي از آنها روزه نمي گرفتند، آن عده از صحابه رضي الله عنهم كه اينروز را روزه مي گرفتند عبارتند از: ابوبكر صديق، عمر فاروق، علي بن ابي طالب، عبدالرحمن بن عوف، ابو موسي اشعري، قيس ابن سعد، اشعث بن قيس، عبد الله بن عباس، معاويه بن ابي سفيان، شقيق بن سلمه رضي الله عنهم أجمعين. و از تابعين ابن سيرين، ابن شهاب زهري، ابو اسحق سبيعي، علي بن حصين، سعيد بن جبير و طاوس رحمهم الله أجمعين اين روز را روزه ميگرفتند.(1)   
 پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم و يارانش اهتمام خاصي به روزة عاشورا داشتند و مردم را به روزه گرفتن تشويق و ترغيب مي نمودند، ابن مسيب  مي گويد: پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم، و ابوبكر و عمر رضي الله عنهما به روزه گرفتن روز عاشورا امر  مي نمودند. (2) حضرت عمر فارق رض شخصي را نزد حارث بن هشام فرستاد تا اينروز را روزه بگيرد و خانواده اش را نيز به روزه گرفتن امر نمايد.(3)  
چنانكه علي بن ابي طالب و ابو موسي اشعري رضي الله عنهما به روز گرفتن روز عاشورا امر مي نمودند، اسود بن يزيد مي گويد: هيچكس را مانند علي بن ابي طالب و ابو موسي نديديم كه به روزه گرفتن عاشورا امر نمايد(4)    ابو معاويه مي گويد: از حضرت علي رض شنيدم كه در روز عاشورا اعلان مي نمود: اي مردم اگر كسي چيزي خورده باشد پس باقيماندة روز را روزه بگيرد،(5) همچنين روايت است كه علي رض امر مي فرمود تا روز نهم و يازدهم با روز دهم احتياطاً روزه گرفته شود زيرا گناهان سال قبل را محو مي كند، اگر كسي متوجه نبود و در طول روز يادش آمد پس باقيماندة روز را روزه بگيرد(6) . به عايشه رضي الله عنها گفته شد كه علي رض به روزه گرفتن عاشورا امر مي نمايد! عايشه رضي الله عنها فرمود: علي از همه به سنت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم داناتر است (7) . روايات فوق و ديگر روايات دلالت به حرص اين صحابي جليل القدر به روزه گرفتن عاشورا مي نمايد.
بعضي از ياران پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم مانند عبدالله بن مسعود و عائذ مزني و عبدالله ابن عمر رضي الله عنهم أجمعين روزه گرفتن عاشورا را ترك نموده بودند ولي رواياتي وجود دارد كه آنها اينروز را روزه مي گرفتند، و علت و انگيزة روزه نگرفتن آنها اينست كه نمي خواستند منزلت و مرتبة روزة عاشورا بلند تر از رمضان گردد لذا گاهي روزه مي گرفتند و گاهي ترك مي كردند تا به مردم بفهمانند كه روزة عاشورا اختياري و نفلي است(8) .  
........................
(1) التبصره از ابن جوزي 2/8
(2) كنزالعمال 8/658
(3) موطا 1/299
(4) مصنف عبدالرزاق 4/287
(5) تهذيب الآثار صـ 389
(6) الأماني الخميسية 2/87. 
(7) تهذيب الأثار صـ: 390. 
(8) مصدر سابق و عمده القاري 10/56
روايات زيادي وجود دارد كه دلالت واضح بر روزه گرفتن اهل جاهليت بويژه قريش در روز عاشورا مي كند، ابن قيم مي گويد: روزة عاشورا از جمله شعائر ديني قريش محسوب مي شد و اينروز را تعظيم مي نمودند، در اين روز كعبه را مي پوشانيدند و روزه مي گرفتند» (1).
از ام المؤمنين عايشه رضي الله عنها روايت است كه فرمود: قريش در عهد جاهليت، عاشورا را روزه مي گرفتند. سپس پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم به روزه گرفتن آن امر فرمود تا آنكه روزة رمضان فرض گرديد، پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم  فرمود:«هر كس مي خواهد روزه گيرد و هركه مي خواهد روزه نگيرد»(2) .
امام نووي مي فرمايد: از مجموعة احاديث چنين فهميده مي شود كه اهل جاهليت، چه كفار قريش چه يهود و يا ديگران اينروز را روزه مي گرفتند، تا اينكه اسلام به روزه گرفتن آن تأكيد نمود، سپس سبكتر از تآكيد اولي آن باقي ماند(3). 
مگر چگونگي و سبب روزه گرفتن آنها واضح نيست كه چرا اينروز را روزه مي گرفتند؟ و آيا از فجر تا غروب آفتاب از خوردن و نوشيدن امتناع مي ورزيدند؟ يا اينكه از يك غروب تا غروب ديگر ادامه مي يافت؟ والله اعلم
.........................
(1) زاد المعاد 2/ 70.
(2) بخاري ومسلم باب صوم عاشورا
(3) شرح مسلم 8/9خداوند در سوره طه مي فرمايد: »وَلَقَدْ أَرَيْنَاهُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَى * قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَا مُوسَى* فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلا أَنْتَ مَكَاناً سُوَىً * قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحىً«. (1)   ترجمه:«ماهمة معجزات خود را به فرعون نشان داديم، ولي او (همة آنها را) تكذيب كرد  و سر پيچي نمود. (فرعون)گفت: اي موسي! آيا آمده اي كه ما را با اين جادوي خويش از سرزمين خودمان بيرون كني؟ يقيناً ما هم جادوئي همسان جادوي تو را براي تو مي آوريم موعد آن را معين كن، موعدي كه ما و تو از آن تخلف نكنيم، و وعده گاه ما مكان صاف و مسطح و فاصلة آن نسبت به همگان يكسان باشد. (موسي) گفت: ميعاد ما و شما روز جشني است كه در آن خود را مي آرايند. بايد مردم در چاشتگاه گرد آورده شوند (تاماجرائي را ببينند كه ميان ما و شما ميگذرد)». 
خداوند متعال خواست تا صدق نبوت موسي ع را به فرعون ثابت نمايد، لذا معجزه هايي چون عصا، يد بيضاء (وقتي موسي عليه السلام دستش را زير بغلش مي برد و بيرون مي آورد همچون نور مطلق مي درخشيد)، قحطي، كمي در ثمرات، طوفان، ملخ، شپش، بقه (قورباغه)، خون، محو و ناپديد شدن اموال، گره شدن قلب ها، را پياپي به موسي ع عطا فرمود تا فرعون به خود آيد و از استكبار و غرور و تكذيب دست كشد، ولي فرعون بخود نيامد و موسي ع را متهم به جادوگري نمود، و خواست تا با جادو با وي مقابله نمايد و به مردم بفهماند كه موسي ع جادوگري بيش نيست و از موسي خواست تا روز مقابله با جادوگران را تعيين نمايد، موسي ع گفت: وعدة ما روز زينت است، فرعون براي اينروز خود را كاملا آماده كرد و از هر سو جادوگران معروف و برجسته را خواست تا بر موسي غالب آيند، روز زينت فرا رسيد و فرعون با جادوگرانش وارد ميدان شدند، موسي از آنها خواست تا جادويشان را به نمايش بگذارند، جادوگران ريسمان ها و عصاهاي خود را به ميدان افكندند، در چشم موسي ع چنين ظاهر شد كه گويا مارها و اژدرها به حركت آمده است، موسي ع در دل ترسيد ولي خداوند به وي اطمينان داد كه تو برتر هستي و امر نمود تا عصاي خود را بيفكند، عصاي موسي ع در ميان بهت و شگفت همگان همة آنچه را كه جادوگران افكنده بودند فرو برد، جادو گران همه به سجده افتادند و به خداوند و پيامبرش ايمان آوردند.(2)  
مفسرين بزرگ اسلام مانند ابن عباس، ابن عمر، سعيد ابن جبير، و ابوحيان اين روز زينت را روز عاشورا گفته اند.(3) از كريب بن سعد روايت است كه عمر بن خطاب چنين فرمود: خداوند تبارك و تعا