 الله عنه  ). شب و روز گريه مي كردند و مي گفتند: ((پروردگارا، قبل از اينكه نان خمير بخوريم ما را موت بده.)) وقتي خود ائمه شيعه اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  را اين چنين مورد ستايش قرار داده اند و اين مدح و ستايش در منابع معتبر آنان نقل شده است، اين مرد فراري (تيجاني) چگونه مدعي است كه دلهاي صحابه آماده ذكر خدا نبود؟. و براي اينكه جناب تيجاني سنگ در دهن خود بگذارد و نتواند آنرا فرو ببرد و لقمه ي سنگي، او را از زبان درازي در حق صحابه باز دارد اين روايت امام يازدهم، امام حسن عسكري را پيرامون تفسير ((من يبغض الصحابه)) نقل مي كنم: إن رجلاً ممن يبغض آل محمد و أصحابه الخيرين او واحداً منهم لعذبه الله عذاباً لو قسم علي مثل عدد خلق الله تعالي لأهلكهم أجمعين.[155] همانا شخصي كه در حق آل محمد و اصحابش يا در حق يكي از آنان بغض داشته باشد، خداوند او را چنان عذاب خواهد داد كه اگر اين عذاب بر همه خلق خدا تقسيم شود، همه آنان را از بين مي برد و نابود مي كند. اي تيجاني هدايت شده، پند بپذير. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:36.txt">نقدي بر آقاي تيجاني درباره اينكه رسول اكرم(ص) اصحابش را مورد نكوهش قرار داده است.</a><a class="text" href="w:text:37.txt">رد استدلال تيجاني از حديث تنافس صحابه براي دنيا</a></body></html>نقدي بر آقاي تيجاني درباره اينكه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  اصحابش را مورد نكوهش قرار داده است.
 
نقدي پيرامون استدلال تيجاني درباره اينكه حديث حوض، صحابه رضي الله عنه   را مذمت كرده است. تيجاني مي گويد: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((در حالي كه مي خواهم برخيزم گروهي ظاهر شد و من آنان را شناختم. شخصي در آن ميان بيرون آمد و گفت: بيا، من گفتم به كجا؟ گفت: به دوزخ. من گفتم: آنان چه كساني هستند؟ گفت: آنان بعد از تو مرتد شدند و به عقب يعني به كفر برگشتند و من نمي بينم كه از آنها، بجز تعداد اندكي مثل شتران سرگردان (همل النعم) كه از گله جدا مي شوند نجات پيدا كنند. رسول خدا صلي الله عليه وسلم  فرمود: من جلوتر از شما به حوض كوثر حاضر خواهم شد. هر كس از كنار من رد شود، از آن مي نوشد و هر كس از آن بنوشد بار ديگر تشنه نمي شود. گروهي براي آب نوشيدن بر سر حوض مي آيند كه من آنان را مي شناسم آنان مرا نيز مي شناسند. آنگاه ميان من و آنان جدايي مي افتد. من مي گويم: آنان را بگذاريد ياران من هستند. به من گفته مي شود: شما نمي دانيد كه بعد از شما چه كرده اند؟ آنگاه من مي گويم: دور باد، دور باد كسي كه بعد از من، دينم را تغيير داد.)) كسي كه نگاه عميق بر اين روايات كه علماي اهل سنت آنها را در كتب صحاح خود نقل كرده اند، بياندازد، شك نمي كند مبني بر اينكه اغلب صحابه بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  متغير شدند، متحول شدند حتي مرتد شدند. مگر تعداد اندكي كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  آنها را به ((همل نعم)) تعبير فرمود. آقاي تيجاني مي گويد: امكان ندارد كه مصداق اين احاديث گروه سوم صحابه كه منافقين باشند، قرار داده شوند، زيرا نص صريح حديث، يعني خود رسول الله صلي الله عليه وسلم  درباره آنان فرمود: ((فاقول اصحابي)) من مي گويم آنان اصحاب من بودند.[156] با توسل به توفيق حضرت حق استدلالات واهي و بي سر و ته آقاي تيجاني را چنين پاسخ خواهيم گفت: نخست عرض شود كه اين دو حديث، در بخاري و مسلم با اين الفاظ وارد نشده اند. آقاي تيجاني حديث اول را كاملاً نقل نكرده است و اين خيانت از كسي كه از كوچكي به تحريف، دروغ و تضاد گويي عادت كرده است، بعيد نيست. روايتي كه در بخاري آمده است چنين است: حضرت ابوهريره از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  نقل مي كند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((در حالي كه خواب بودم، ناگهان به گروهي رسيدم كه من آنان را مي شناختم. وقتي آنان را شناختم. شخصي از ميان آنان گفت: ((بيا)) گفتم كجا؟ او گفت: به خدا سوگند، بسوي دوزخ. گفتم: آنان چه كساني هستند؟ آنان گفتند: آنان كساني هستند كه بعد از شما مرتد شده به عقب برگشته اند. ناگاه به گروهي ديگر رسيدم. وقتي آنان را شناختم، شخصي از ميان آنان گفت: ((بيا)) گفتم: ((كجا))؟ گفت: به سوي دوزخ، گفتم: آنان چه كساني هستند؟ گفتند: آنان كساني هستند كه بعد از تو مرتد شده و به كفر برگشته اند. پس كسي از آنان را رستگار نمي دانم، مگر مانند ((همل النعم)). علاوه بر اينكه آقاي تيجاني بخشي از روايت را حذف نموده است، امام مسلم اين روايت را در صحيح خود نقل نكرده است. . . فتأمل. 
ثانياً: عرض مي شود: آري، مي پذيرم كه اهل سنت احاديثي شبيه اين حديث را در صحاح خود نقل كرده اند ولي سوال اين است آيا تو هرگز به اقوال و تفاسير و شروح اهل سنت پيرامون اين روايات نگاه كرده اي كه آنان چه تفسيري كرده اند يا اينكه مانند حسب عادت خود، اين احاديث را طبق ميل خودت تفسير كرده اي؟ آري، حق و حقيقت براي هر خواننده اي كه ديدگاه علماي اهل سنت برايش نقل شود، روشن خواهد شد و آنان بخوبي خواهند دانست كه مصداق اين احاديث چه كساني هستند؟ 
ثالثاً: عرض شود كه علما درباره حقيقت و مصداق مرتدين وارده در حديث، اختلاف نظر دارند: قبيصه مي گويد: هم الذين ارتدوا علي عهد ابي بكر رضي الله عنه  . يعني مرتدين مذكور در حديث كساني بودند كه در دوران خلافت حضرت ابوبكر رضي الله عنه   مرتد شدند و كشته شده و در حال كفر از دنيا رفتند. خطابي مي گويد: هيچ فردي از صحابه مرتد نشده است البته گروهي از اعراب باديه نشين كه نقش چنداني در دين نداشتند، مرتد شدند. و اين ارتداد اعراب باديه نشين هرگز موجب نقص و عيب براي صحابه رضي الله عنه   نمي شود. اين التين مي گويد: ممكن است منظور از مرتدين، منافقان و مرتكبان گناهان كبيره باشند.[157] ابن حجر در فتح الباري مي گويد: ممكن است مصداق حديث كساني از اعراب باديه نشين كه بخاطر طمع يا خوف مسلمان شده بودند، باشد.[158] امام نووي مي گويد: علما درباره مصداق اين حديث اختلاف نظر دارند. بعضي ها مي گويند: همان منافقان مرتد هستند. برخي ديگر بر اين باور هستند كه منظور از آنان كساني هستند كه در زمان رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بودند و بعد از وي مرتد شدند.[159] بعضي از علما مي گويند: منظور از آنان اهل بدعت و پيروان هواي نفساني هستند. ابن حجر مي گويد: آنان اصحاب گناهان كبيره و اهل بدعت هستند كه در حال اسلام از دنيا رحلت كرده اند. امام نووي مي گويد: منظور از آنان، نافرمانان و مرتكبان گناه كبيره كه در حال توحيد از دنيا رفته اند، مي باشد. و هم چنين اهل بدعتي كه بخاطر بدعت خود از اسلام خارج نشده اند. امام حافظ ابن عبدالبر مي گويد: ((كليه كساني كه در دين، نوآوري و بدعت ايجاد كردند، روز قيامت جزء مطرودين و راندگان از حوض خواهند بود. مانند، خوارج، روافض و تمام بندگان هوا و هوس.[160] امام ابواسحاق شاطبي مي گويد: راجحترين اين است كه آنان از جمله افراد امت مسلمه هستند بدليل علامات و آثاري كه در آنان وجود دارد، يعني ((غر و تحجيل)) سفيدي و درخشندگي اعضا وضوء. زيرا 