ه عمر دادم. صحابه عرض كردند: يا رسول الله، تعبير آن چيست؟ فرمود: علم است.[569]  امام مسلم همين حديث حضرت ابو هريرهy را كه حديثي است طولاني نقل كرده است و در بخشي از آن چنين آمده است: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  نعلين خود را به من (ابوهريره) داد و فرمود: اين دو لنگ كفش مرا بردار و هر كس را كه پشت اين ديوار ديدي و او به ((لا اله الا الله)) با اخلاص و صدق دل اعتراف مي كند، او را به بهشت بشارت بده. نخستين كسي كه با وي ملاقات كردم، عمر بود، از من پرسيد: اين كفش ها چطور؟ عرض كردم: اين كفشها از آن رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  هستند، آنها را به من داده تا از طرف او به مردم اعلام كنم: هر كس كه با صدق و اخلاص كلمه ي ((لا اله الا الله)) را بگويد، او را بشارت به بهشت بدهم. عمر چنان به سينه من زد كه من پشت سر افتادم و به من گفت: برگرد، اي ابا هريره، من نزد رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  برگشتم و حالت گريه به من دست داد. عمر پشت سر من راه افتاد. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((تو را چه شده ابو هريره؟ عرض كردم: من عمر را ملاقات كردم و ماموريتي كه شما به من داده بودي، او را از آن آگاه ساختم. او چنان به سينه ي من زد كه پشت سر افتادم و به من گفت: بر گرد. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  خطاب به عمر فرمود: بر اساس چه انگيزه اي، تو چنين اقدامي كردي؟ عمر گفت: اي پيامبر خدا پدر و مادرم، فداي تو بشود، تو ابا هريره را با كفشهايت فرستادي كه اعلام كند: هر كس كلمه ي ((لا اله الا الله)) را از صدق دل و اخلاص بگويد، او اهل بهشت است؟ رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: آري، عمر گفت: اين گونه اعلام نشود، زيرا من احتمال مي دهم كه در آن صورت مردم به گفتن كلمه اتكال كرده، عمل را ترك مي كنند. آنان را بگذار تا عمل كنند، رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((بگذار تا عمل كنند.))[570]  اين حديث با صراحت لهجه اعلام مي دارد كه حضرت عمرy از بابت اين نگران بود كه مبادا مردم با شنيدن اين مطلب بدان اتكال نموده و عمل را ترك كنند، اين نگراني خود را به رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  ابلاغ كرد. اين راي عمر صلي الله عليه وسلم  مورد موافقت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  قرار گرفت. قاضي عياض و عده كثيري از علما مي گويند: اين اقدام حضرت عمرy رد امر پيامبر صلي الله عليه وسلم  و اعتراض بر وي نبود. زيرا منظور از فرستادن ابو هريره جز تطييب خاطر مسلمانان چيزي ديگر نبود. لذا حضرت عمرy فكر مي كرد كه كتمان اين مطلب بيشتر به صلاح مردم است و خير بيشتري را براي مردم در بر دارد تا اين بشارت شتاب زده، و وقتي حضرت عمرy رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  را در جريان ديدگاه خود قرار داد، رسول الله صلي الله عليه وسلم  ديدگاه وي را تصويب كرد.[571] اما اينكه حضرت عمرy، ابو هريره را زده يا او را هول داد، بي گمان هدف حضرت عمرy، اذيت و آزار و انداختن وي روي زمين نبوده است بلكه منظور فقط، رد موضع و موقف او بوده است. زدن بر سينه چون در بازداشتن و جلوگيري كردن تاثير بيشتري دارد و شخص را زودتر متوجه خطا مي كند، لذا اين اقدام از طرف حضرت عمرy انجام گرفته است.[572] آقاي تيجاني به دروغ پردازي خود، ادامه داده مي گويد: ((موضع گيريهاي عمر حكايت از آن دارد كه او به عصمت رسول الله صلي الله عليه وسلم  معتقد نبوده و وي را مانند ساير انسانها كه هم مرتكب خطاي مي شوند و هم درست عمل مي كنند، گمان كرده است. و اين زاويه ديد اهل سنت كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  فقط در تبليغ قرآن معصوم است و در بقيه موارد مانند ساير انسانها دچار خطا مي شود، زاييده همين تفكر عمر است و استدلال اهل سنت اين است كه عمر در جريانات متعددي راي پيامبر را تصحيح كرده است.[573] 
در پاسخ اين اشكال عرض مي شود: 
1- لعن و نفرين خداوند بر جنايتكاراني كه اندك اثري از دين و ديانت ندارند. آناني كه عقلهاي سطحي  نگر و دلهاي بيمار خود را مبدا طعن بر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  قرار داده و اعمال صحابهy و ياران نزديك وي را در اين خصوص به عنوان سند و مدرك ارائه مي دهند. در آغاز كتاب متذكر شده بودم كه ايرادها و طعن اين دروغ پرداز و هم كيشان رافضي اش در واقع حجابي است كه در پس آن مي تواند، بهترين انسان، يعني حضرت رسول الله صلي الله عليه وسلم  را مورد طعن و عيبجويي قرار بدهند و چه طعني بزرگتر از اين مي تواند باشد كه نزديكترين ياران وي را متهم كنند داير بر اينكه آنان معتقد به عصمت رسول الله صلي الله عليه وسلم  نبوده اند. آيا اين طعن آشكاري در حق رسول الله صلي الله عليه وسلم  (پدر و مادرم فدايش باد) نيست؟ 
2- امام بخاري در صحيح خود از زهري چنين روايت مي كند: علي بن حسين مي گويد كه حسين بن علي بن ابي طالب نقل كرده است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در يكي از شبها بدون اطلاع قبلي نزد او و فاطمه آمد و گفت: آيا شما دو نفر نماز نمي خوانيد؟ حضرت عليy مي گويد: در جواب عرض كردم: اي پيامبر گرامي خداوند، ما در اختيار خداوند هستيم، هرگاه او بخواهد، بيدار شويم، بيدار مي شويم. علي مي گويد: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  با شنيدن اين جواب از پيش ما تشريف برد بدون اينكه سخني بگويد ـ او مي رفت و به سبب تاسف دستها را بر پاهاي خود مي زد و فرمود: انسان از هر موجودي ديگر جنجالي تر است.[574]آيا اين موضع حضرت عليy در برابر خواست رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  و به خشم آوردن او حكايت از آن دارد كه حضرت علي معتقد بر اين بوده است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فقط در تبليغ قرآن معصوم است، و در بقيه موارد مانند ساير انسانها دچار اشتباه مي شود و به همين خاطر حضرت علي به خواست رسول الله صلي الله عليه وسلم  توجه نفرمود؟ آقاي تيجاني هدايت شده!!! چه پاسخي دارد؟!  
3- آقاي تيجاني مدعي است كه علماي اهل سنت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  را تنها در تبليغ قرآن معصوم مي دانند و در بقيه امور او را معصوم نمي دانند. من از آقاي تيجاني تنها اين را مي خواهم كه حداقل يك ماخذ و منبع را معرفي كند كه اهل سنت در آن چنين گفته باشند. او اين موضع اهل سنت را از كجا و از جه منبعي آورده است؟ خنده آور اين است كه آقاي تيجاني متوجه نيست كه اهل سنت خود را فقط به اين خاطر مسمي به اهل سنت كرده اند كه از سنت رسول الله تبعيت مي كنند و خط مشي آن حضرت را ادامه مي دهند. آقاي تيجاني مي گويد: نزد بعضي از جهال مشهور است كه زنان در خانه دف مي زدند، رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در خانه تشريف داشت، شيطان در كنار رسول الله صلي الله عليه وسلم  بازي مي كرد و به اين سو و آن سو مي دويد وقتي عمر بن خطاب وارد خانه شد شيطان فرار كرد و زنان دفها را زير خود پنهان كردند و رسول الله صلي الله عليه وسلم  خطاب به عمر گفت: هرگاه تو از راهي بگذري و شيطان تو را در آن ببيند، سير خود را تغيير مي دهد. در چنين حالتي دريغ نيست اينكه عمر خود را در دين ذي راي پنداشته و به خود اجازه دهد كه در امور سياسي حتي ديني در برابر رسول الله صلي الله عليه وسلم  موضع گيري كن