 كراچي با رگبار گلوله همراه يكي ديگر از دوستانش، مولوي عبدالناصر جمشيد زهي فارغ التحصيل دانشگاه دمشق به شهادت مي رسد. 
شيخ محمد صالح ضيائي از اولين فارغ التحصيلان دانشگاه اسلامي مدينه منوره، مدير مدرسه ديني و امام جمعه بندرعباس بعد از اينكه چندين بار بطور پي در پي براي باز جويي برده مي شود از آخرين بازجويي بر نمي گردد، خانواده وي چند روز در انتظار مي مانند اما بعد از چند روز با جنازه قطعه قطعه شده او در يكي از جاده ها مواجه مي شوند. بله، شيخ بعد از اينكه بشدت شكنجه شده بود، با چاقو قطعه قطعه شده و در پايان هم مقداري اسيد بر جسدش پاشيده شده بود تا آثار جنايت محو گردد. 
علامه ناصر سبحاني از علماي بر جسته كردستان، بعد از اينكه حدود يك سال را در زندان به سر مي برد، در همان زندان اعدام مي شود و خانواده اش حتي از جنازه اش هم محروم مي شوند و تا امروز كسي نمي داند كه با جنازه اش چه كرده اند. 
مولوي قدرت الله جعفري از علماي خراسان بعد از برگشتن از پاكستان و اتمام دوران تحصيل به محض اينكه به ايران مي آيد دستگير مي شود و حدود يك سال در زندان به سر مي برد و هنگامي كه براي آخرين بار پدر پيرمردش به ملاقاتش مي رود جنازه اش را به او تحويل مي دهند. 
و چندين نفر ديگر، اين ديوان تمام شدني نيست اما تو خودت حديث مفصل بخوان. 
علاوه بر اين، دهها تن از علماي اهل سنت براي نجات جان، دين و عقيده شان به كشورهاي پاكستان، افغانستان و بعضي از دول خليج هجرت كرده اند و در بدترين شرايط، زندگي مي كنند. إنا لله وإنا إليه راجعون. 
 و از زندان، شكنجه و اذيت و آزار هر چه مي خواهي بگو. 
بله، مساجد تنها جايي است كه اهل سنت در چهارچوبي بسيار محدود مي توانند مردم را راهنمايي كنند اما مساجد هم از تعدي و تجاوز سالم نمانده اند. بلكه اولاً براي ساختن مسجد، مشكلات زيادي ايجاد مي كنند و به راحتي پروانه كار براي بناي مساجد نمي دهند به طوري كه در شهرهاي بزرگ و مركزي اصلاً اجازه نمي دهند تا مسجدي ساخته شود به عنوان نمونه همه تلاشهاي اهل سنت براي ساختن يك مسجد در تهران از اول انقلاب تا كنون ناكام مانده است و بالاتر از اين، مسجد تاريخي شيخ فيض در شهر مسجد تخريب شد و تبديل به پارك گرديد و هنگامي كه مردم اهل سنت در زاهدان در مسجد مكي تجمع نمودند تا اعتراض خودشان را به گوش حكومت و مسئولين نظام برسانند، داخل مسجد گلوله باران شدند به طوري كه چندين نفر به شهادت رسيد و صدها نفر مجروح گرديد و تعداد زيادي هم روانه زندانها شدند. آيا باز هم آنها خواهان وحدت و تقريب!!! بين مذاهب هستند يا واقعاً به مذهبشان كه تقيه است عمل مي كنند؟! 
مدارس ديني اهل سنت كه با كمكهاي مردمي اداره مي شود و مراكزي براي آموزش اوليه احكام اسلامي به مردم اهل سنت است هم بدون گلايه نمانده است، در طول سالهاي انقلاب به شكلهاي مختلف تحت فشار بوده اند و هستند و آنها چندين مدرسه را در خراسان و بلوچستان تعطيل كرده اند. بله، بايد وحدت!!! رعايت شود. 
و در پايان بايد بگويم خطرناكترين كاري كه انجام مي شود خيانت در گزارش تاريخ است، آنها با تمام امكاناتي كه در دست دارند تاريخ را وارونه جلوه مي دهند، حق را باطل، و باطل را حق جلوه مي دهند، همه اعتقادات اهل سنت را زير سوال مي برند، پيرامون آنها شك و شبهه ايجاد مي كنند، صحابه رسول الله صلي الله عليه وسلم  را كه به اتفاق امت اسلامي بهترين انسانها بعد از پيامبران هستند، عده اي خائن، غاصب و مرتد معرفي مي كنند و اين گونه ريشه دين را به تيشه مي زنند، از فيلم هاي سينمايي گرفته تا سريالهاي تلويزيوني، صفحات روزنامه ها و مجلات، برنامه هاي درسي دانش آموزان و دانشجويان، شعارهاي در و ديوار، چاپ و نشر، همه و همه در خدمت همين اهداف حركت مي كنند. اما بيچاره ي اهل سنت نه تنها اينكه از همه اين امكانات محروم است اگر از يكي از اهل سنت درباره ي اعتقادات اهل سنت پرسيده شود و او پاسخ مي دهد و يا خواسته باشد در برابر اين موج تبليغات اهانت آميز، مردم اهل سنت را راهنمايي كند، خلاف وحدت!!! گام برداشته است و بايد با زندان، مرگ، اعدام و ترور مواجه گردد. 
در همين راستاي وحدت و تقريب!!! كتابهاي زيادي نوشته شده است كه در آنها به مقدسات اهل سنت بويژه صحابه و ياران آن حضرت صلي الله عليه وسلم  اهانت شده است، همان كساني كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بيست و سه سال تمام زحمت كشيد، آنها را تربيت كرد و در حالي از دنيا رفت كه از آنها راضي بود. 
يكي از اين كتابها كه مولفش در آن بسيار بي ادبي و زبان درازي كرده است و انديشه هاي اهل سنت را به باد انتقاد گرفته است كتاب ((ثم اهتديت)) محمد تيجاني سماوي است. مولف اين كتاب، آقاي تيجاني مي گويد: وي اهل سنت بوده و با تحقيق و بررسي عميق، هدايت!! شده است و خاطراتش را در اين كتاب به رشته تحرير در آورده است تا ديگران از اين هدايت!! وي بهره مند گردند. بنده هم پيشاپيش هدايت!!! را به او تبريك مي گويم. 
و اين كتاب با نام ((آنگاه هدايت شدم)) و چندين كتاب ديگر از همين مولف توسط شخصي بنام سيد محمد جواد مهري به زبان فارسي ترجمه شده است تا با بد و بيراه گفتن صحابه رسول الله صلي الله عليه وسلم ، بويژه خلفاي سه گانه و عشره مبشره البته به استثناء علي بن ابي طالب رضي الله عنه   و همچنين اهانت و زبان درازي نسبت به او المومنين حضرت عايشه رضي الله عنه   دين خود را نسبت به ميليونها اهل سنت فارسي زبان ايران و جهان ادا كند و پايه هاي وحدت و تقريب بين مذاهب!!! را بيش از پيش استحكام بخشد. بنياد معارف اسلامي قم براي اين كتاب و كتابهاي ديگر مولف، سرمايه گذاري زيادي كرده است. البته اگر چه چنين به نظر مي رسد كه اين سري كتابها در بنياد فوق الذكر نوشته شده است و بنام اين هدايت يافته!!! منتشر شده است. چنانچه آقاي مهري در مقدمه ي كتاب مذكور مي گويد: ((اكنون بنياد معارف اسلامي با تعداد زيادي از محققين و علما، مشغول خدمت در زمينه هاي مختلف و آماده سازي براي طرح مهم تاريخ نگاري مي باشد. تاكنون كارهاي ارزشمند و شايان تقديري به اتمام رسيده . . .)) شايد اين كار، يكي از آن كارهاي ارزشمند باشد. بهر حال اين مطلب بسيار مهم نيست، مهم مطالب و محتويات كتاب است. 
قابل يادآوري است كه آنها براي پخش و نشر اين كتاب از همه امكانات خويش استفاده كردند زيرا اين كتاب به گفته آقاي تيجاني: داستان يك كشف نوين، نه اكتشاف در جهان اختراعها و ابتكارات تكنيكي و فيزيولوژي، بلكه در جهان عقائد و در ميان سيلي از مكتبهاي مذهبي و فلسفه هاي ديني . . .))[7] به شمار مي رود. 
و به همين خاطر اقشار مختلف ملت و مسئولين را بسيج كردند تا اين اختراع و كشف نوين را به بشريت عرضه كنند و آقاي مهري با اين كلمات در مقدمه چاپ هشتم كتاب از آنها تقدير و تشكر و قدر داني مي كند: ((بهر حال در اين زمينه دوستان زيادي چه از مسئولين محترم و چه از ائمه جمعه و چه از روحانيون، فرهنگيان، كسبه، كارمندان و عامه ي مردم كه احساس 