ش ذكر كنم تا برايش ثابت شود كه كلمه ((اهل)) نزد آنان نيز به معني ازواج و همسران مي آيد. علي قمي در تفسير، )فَلَمَّا قَضَى مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ) مي گويد: وقتي سال بر او تمام شد، موسي (ع) همسرش را با خود برد و شعيب خطاب به او گفت: او را با خود ببر، همانا خداوند تو را بر گزيده است. موسي گوسفندان خود را به مقصد مصر بيرون برد. وقتي به بياباني رسيد و همسرش همراه بود، دچار سردي شديد و باد تندي و تاريكي شدند و شب فرا رسيد. موسي بسوي آتش نگاه كرد.[302] . . . الخ. 
ابوعلي سبرسي در تفسير آيه )إِذْ قَالَ مُوسَى لِأَهْلِهِ) مي گويد: اذ قال لأهله، يعني به همسرش و او دختر شعيب بود.[303] و همين معني را موقع تفسير (إِذْ رَأى نَاراً فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا) تكرار مي كند و مي گويد: وهي بنت شعيب و كان تزوجها بمدين، يعني همسرش دختر شعيب بود و در مدين با وي ازدواج كرده بود.[304]   در پرتو آنچه كه گذشت، هر صاحب بصيرت و اهل خرد با وضاحت تمام مي داند كه مفسران شيعي نيز، ازواج را از جمله مصداق ((اهل)) مي دانند. خدا را هزاران هزار سپاس. 
ت- ((هيچ دليلي وجود ندارد داير بر اينكه آيه تطهير مختص به پنج تن است و بس، در حديث عايشه فقط دعاي پيامبر صلي الله عليه وسلم  براي تطهير و از بين بردن آلودگي ها، از آنان ذكر شده است و هيچ دليلي براي اختصاص در آن ديده نمي شود. مثال آيه تطهير، مانند آيه تقوي است. در آيه تقوي چنين آمده است:) لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ )(التوبة: من الآية108) يعني مسجدي كه از روز اول بر اساس تقوا بنيانگذاري شده است. اين آيه درباره مسجد قباء نازل شده است ولي در عين حال مسجد النبي صلي الله عليه وسلم  را نيز شامل است. ترمذي در سنن خود از ابي سعيد خدري روايت مي كند: ((دو شخص در مورد مسجدي كه بر اساس تقوي بنا شده بود، با هم اختلاف داشتند. يكي گفت: منظور از آن، مسجد قباء است و ديگري گفت: مسجد رسول الله صلي الله عليه وسلم  است. رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: مسجدي كه بر اساس تقوي پايه ريزي شده است، همان مسجد من است.[305] حكم ((پايه ريزي بر اساس تقواي)) شامل هر دو مسجد است. چون هر دو مسجد بر اساس تقواي بنا نهاده شده اند.[306]<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:7.txt">قسمت دوم</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:51.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:52.txt">قسمت دوم</a></body></html>آيه، به دلايل متعددي دلالت بر عصمت فاطمه يا كساني ديگر ندارد.
1- حديثي كه امام مسلم از حضرت عايشه نقل مي كند: فخرج النبي غداه وعليه مرط[307] . . . الخ. يك روز صبح رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  از خانه بيرون رفت در حالي كه چادري نقش و نگاردار و بافته شده از موي سياه پوشيده بود، پس حسن بن علي آمد، او را داخل چادر گرفت، سپس حسين آمد و داخل چادر شد، بعد از آن فاطمه آمد و آن حضرت صلي الله عليه وسلم  وي را داخل چادر برد سپس حضرت علي آمد و رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  وي را داخل چادر آورد و فرمود: يعني همانا خداوند مي خواهد پليدي را از شما اهل بيت بزدايد و شما را كاملاً پاك بگرداند)). اين حديث، بي ترديد، در واقع دعاي پيامبر صلي الله عليه وسلم  در حق فاطمهy، علي، حسن و حسين است. رسول الله صلي الله عليه وسلم  با اين دعا مي خواست آلودگيها را از آنان بزدايد و آنان را پاك و مطهر كند. اگر آنان معصوم مي بودند، چه نيازي براي پاكي آنان وجود داشت؟ وقتي آنان نياز به پاكي و زدودن آلودگيها داشتند، پس عصمت از كجا و چگونه؟ ميان اين آيه و آيه (6) سوره مائده چه تفاوتي وجود دارد كه مي فرمايد:) مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) خداوند نمي خواهد شما را در تگنا قرار دهد ولي مي خواهد شما را پاك گرداند و نعمتهايش را بر شما كامل نمايد تا اينكه شما سپاسگذاري كنيد. خداوند در اين آيه مي فرمايد، او بر اساس رحمت و شفقتي كه نسبت به بندگان دارد، مي خواهد آنان را تطهير كند و نعمتهايش را بر آنان به اتمام برساند. منظور از تطهير اين نيست كه خداوند آنان را معصوم قرار داده است. لذا آيه اول مانند اين آيه است. و هيچ تفاوتي ميان اين دو ديده نمي شود. 
2- اگر آنان (شيعه) مي گويند: آيه، يريد الله ليذهب عنكم الرجس . . . الخ بطور استثنايي عصمت را اثبات مي كند، لازم است كه دليل روشن و شفافي را از كتاب و سنت ارائه دهند و گر نه اين ادعاها، پنداري بيش نيستند و مشكلي را حل نخواهند كرد. 
3- اگر آيه مذكور دلالت بر عصمت حضرت علي، فاطمه، حسن و حسين (رضي الله عنهم اجمعين) كند، آنگاه اگر بگويم: آيه هاي (21-17) سوره الليل )وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى وَلَسَوْفَ يَرْضَى) دلالت بر عصمت حضرت ابي بكرy مي كند، خطا نكرده ام و سخن گزافي نگفته ام. زيرا ابن كثير و بسياري از مفسران بر اين باورند كه اين آيه ها در حق حضرت ابوبكرy نازل شده اند حتي بعضي آقايان اجماع مفسرين را در اين باره نقل كرده اند.[308] خداوند در اين آيه ها حضرت ابوبكرy را به تقوي، تزكيه و تطهير از گناهان بوسيله بذل مال در راه خداوند ياد فرموده و او را ستوده است. چنانچه معني آيات چنين است: و پرهيزگارترين، از آتش جهنم بدور داشته خواهد شد، همان كسي كه مالش را بذل مي نمايد تا خودش را پاكيزه نمايد، هيچ كس بر او نعمت و احساني ندارد و تا او را پاداش دهد بلكه صرفاً بخاطر رضاي خدا اين كار را مي كند، وي بزودي خشنود خواهد شد. جناب تيجاني در اين باره چه مي گويد؟ دقت كن اي خواننده محترم، و سستي و بي پايه اي دلايلي را كه آقاي تيجاني ارائه مي دهد را ملاحظه كن. مسايل مهمي را كه نياز شديد به دلايل قوي از كتاب و سنت دارند، بر دلايل سست و بي پايه استوار كرده است. (آري، شاعر خوب گفته است: 
                پاي استدلاليان چوبين بود                                   پاي چوبين سخت بي تمكين بود.  
4- قطعاً آيه تطهير علاوه بر پنج تن، همه اهل بيت را در بر مي گيرد، و آنان عبارت اند از: ساير دختران رسول الله صلي الله عليه وسلم  ـ در بخش ديگر حديث كه امام مسلم به روايت يزيد بن حيان آن را ذكر كرده است چنين آمده است: رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: من درباره اهل بيت خودم، شما را توصيه مي كنم و اين كلمه را سه3 بار تكرار فرمود، حصين از زيد پرسيد: اهل بيت رسول الله صلي الله عليه وسلم  چه كساني هستند؟ آيا همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم  از اهل بيت او نيستند؟ زيد گفت: آري، همسران او نيز از اهل بيت او هستند و اهل بيت او كليه كساني هستند كه بعد از وي صدقه (زكات) براي آنان حرام شده است، گفت: آنان چه كساني هستند؟ زيد گفت: آنان فرزندان علي، فرزندان عقيل، فرزندان عباس و فرزندان جعفر هستند. گفت: 