د تا آب به تمام نقاط سرش (زيرموها) برسد، سپس آب را بر ساير بدنش بريزد».

اين حديث به صراحت فرق بين غسل حيض و جنابت را بيان مي‌کند بطوريکه تأکيد شده است زن حايض بايد در ماليدن سرش مبالغه کند و آن را پاک نمايد ولي در غسل جنابت چنين تأکيدي وجود ندارد. همچنين حديث ام سلمه دليل بر عدم وجوب باز کردن موي بافته شده در غسل جنابت است.[14]

در اصل موهاي بافته شده را بايد باز کرد تا يقين حاصل شود که آب به ته آنها رسيده است. ولي در غسل جنابت بخاطر تکرار و مشقت زياد در اين کار (باز کردن موها)، مورد عفو قرار گرفته است، برخلاف غسل حيض که در ماه تنها يکبار صورت مي‌گيرد.[15]

فايده:
براي زن و شوهر غسل کردن در يک مکان و ديدن عورت همديگر، جايز است. به دليل گفته عايشه(رض) : (کنت أغتسل أنا و رسول الله ص من إناء واحد و نحن جنبان)[16] «من و پيامبر ص در حالي که جنب بوديم از يک ظرف غسل مي‌کرديم».

غسلهاي مستحب
1- غسل پس از هر جماع :

به دليل حديث ابورافع : (أن النبي ص طاف ذات ليلة علي نسائه يغستل عند هذه و عند هذه قال : فقلت يا رسول الله : ألا تجعله واحدا؟ قال : هذا أزکي و أطيب و أطهر)[17]. «پيامبر ص در شبي با همسرانش جماع کرد، و پس از جماع با هر کدام، غسل ميکرد. (ابورافع) گويد : گفتم : اي رسول خدا! (به جاي اين غسلها) چرا يک غسل نکرديد؟ پيامبر ص فرمود : اين روش بهتر و پاک‌تر است».

 2- غسل مستحاضه (دائم الحيض) :

زني که بطور مداوم مبتلا به خون حيض است، بايد براي هر نماز يا براي نماز ظهر و عصر با هم، يک غسل و براي نماز مغرب و عشاء با هم يک غسل و براي نماز صبح يک غسل بکند به دليل حديث عايشه(رض) : 

(أن أم حبيبه استحيضت في عهد رسول الله ص فأمرها بالغسل لکل صلاة ... الحديث)[18] «أم حبيبه در زمان پيامبر ص مستحاضه شد، پيامبر ص به او امر کرد تا براي هر نمازي غسل کند...» و در روايتي ديگر از عايشه(رض) چنين روايت است : (استحيضت امرأة علي عهد رسول الله ص فأمرت أن تعجل العصر و تؤخر الظهر و تغتسل لهما غسلا واحدا، و تؤخر المغرب و تعجل العشاء و تغتسل لهما غسلا و تغتسل لصلاة الصبح غسلا)[19] «زني در زمان پيامبر ص مستحاضه شد، پيامبر ص به او دستور داد که نماز عصر را در اول وقت و نماز ظهررا در آخر وقت بخواند و براي هر دو نماز يک غسل انجام دهد. همچنين نماز مغرب و عشاء بهمين ترتيب بخواند و براي آنها هم يک غسل بجاي بياورد و براي نماز صبح به تنهايي يک غسل انجام دهد».

3- غسل بعد از بيهوشي :

به دليل حديث عايشه(رض) : (ثقل رسول الله ص فقال : أصلي الناس؟ فقلنا لا، هم ينظرونک يا رسول الله، فقال : ضعا لي ماء في المخضب، قالت : ففعلنا، فاغتسل ثم ذهب لينوء فأغمي عليه ثم أفاق فقال : أصلي الناس؟ فقلنا : لا، هم ينظرونک يا رسول الله، فقال ضعوا لي ماء في المخضب، قالت : ففعلنا، فاغتسل ثم ذهب لينوء فأغمي عليه ثم أفاق فقال : أصلي الناس؟ فقلنا : لا، هم ينظرونک يا رسول الله، فذکرت إرساله إلي أبي بکر و تمام الحديث)[20] «بيماري پيامبر ص شدت گرفت، فرمود : آيا مردم نماز خوانده‌اند، گفتيم خير، منتظر شما هستند اي رسول خدا، سپس فرمود : تشت آبي برايم آماده کنيد. عايشه گفت : اين کار را کرديم و پيامبر ص غسل کرد، به سختي خواست بلند شود، ناگهان بيهوش شد، سپس به هوش آمد و فرمود : آيا مردم نماز خوانده‌اند؟ گفتيم خير، منتظر شما هستند اي رسول خدا! فرمود : تشتي آب برايم آماده کنيد، عايشه گفت : اين کار را کرديم، پيامبر ص غسل کرد و به سختي خواست بلند شود، دوباره بيهوش شد. سپس به هوش آمد و فرمود : آيا مردم نماز خوانده‌اند؟ گفتيم خير، منتظر شما هستند اي رسول خدا! سپس عايشه قضيه‌ي فرستادن پيامبر ص به دنبال ابوبکر را ذکر کرد ... تا آخر حديث».

5- غسل عيد فطر و قربان و روز عرفه : 

به دليل حديثي که بيهقي از طريق شافعي از زاذان روايت کرده : (سأل رجل عليا رضي الله عنه عن الغسل؟ قال : اغتسل کل يوم إن شئت، فقال : لا، الغسل الذي هو الغسل؟ قال : يوم الجمعة، و يوم عرفة و يوم النحر، و يوم الفطر). «مردي از علي رض دربارة غسل سؤال کرد، علي گفت : اگر مي‌خواهي هر روز غسل کن، (آن مرد) گفت : نه، منظورم غسل سنت است؟ گفت : غسل روز جمعه، روز عرفه، روز عيد قربان و عيد فطر».

6- غسل بعد از شستن مرده : 
به دليل فرموده پيامبر ص : (من غسل ميتا فليغتسل)[21]. «کسي که مرده‌اي را شست غسل کند».

7- غسل احرام براي حج يا عمره :
به دليل حديث زيد بن ثابت : (أنه رأي النبي ص تجرد لإهلاله و اغتسل)[22]. «او پيامبر ص را ديد که خود را براي احرام آماده نمود (لباسهايش را کشيد) و غسل کرد».

8- غسل براي ورود به مکه : 
از ابن عمر(رض) روايت است : (أنه کان لايقدم مکة إلا بأت بذي طوي حتي يصبح و يغستل ثم يدخل مکة نهارا، و يذکر عن النبي ص أنه فعله)[23] «ابن عمر(رض) قبل از اينکه وارد مکه شود شب را در ذي طوي به صبح مي‌رساند، سپس غسل مي‌کرد و در هنگام روز وارد مکه مي‌شد و از پيامبر ص نقل مي‌کرد که اوهم اين کار را انجام داده است». 
..........................
[1]) صحيح : [مختصر م 151]، م (343/269/1)، د (214/366/1).
[2]) متفق عليه : خ (130/228/1)، م (313/251/1)، ت (122/80/1).
[3]) اسناده حسن صحيح : [الإرواء 162/1]، أ (82/247/1).
[4]) نيل الاوطار (275/1).
[5]) صحيح : [ص. د 216]، ت (113/74/1)، د (233/399/1).
[6]) صحيح : [مختصر م 152]، م (348/271/1).
[7]) صحيح : [الارواء 128]، نس (109/1)، ت (602/58/2)، د (351/19/2).
[8]) متفق عليه : خ (320/420/1)، م (333/262/1)، د (279/466/1)، ت (125/82/1)، نس (186/1)، غير از بخاري بقيه محدثين بجاي عبارت «فاغتسلي» عبارت «فاغسلي عنک الدم» را ذکر کرده‌اند.
[9]) متفق عليه : خ (789/2/357) م (846/580/2)، (337/405/2)، « (93/3) جه (1089/346/1).
[10]) متفق عليه : البخاري (1/9/1)، مسلم (1907/1515/3)، د (2186/284/6)، ت (1698/100/3)، جه (4227/1413/2)، نس (59/1).
[11]) متفق عليه.
[12]) صحيح : [الإرواء 136]، م (330/259/1)، د (248/426/1)، نس (131/1)، ت (105/71/1)، جه (603/198/1).
[13]) صحيح : [مختصر م 172]، م (332 – 61/261/1).
[14]) تهذيب سنن أبي داود لابن القيم (166/167/1)، با تصرف.
[15]) تهذيب سنن أبي داود لابن القيم (166/167/1)، با تصرف.
[16]) متفق عليه : م (321/256/1)، خ (263/374/1)، نس (129/1).
[17]) حسن : [ص. جه 480]، د (216/370/1)، جه (590/194/1).
[18]) صحيح : [ص. د 269]، د (289/483/1).
[19]) صحيح : [ص. د 273]، د (291/487/1)، نس (184/1).
[20]) متفق عليه : م (418/311/1)، خ (687/72/1).
[21]) صحيح : [ص. جه 1195]، جه (1463/470/1).
[22]) حسن : [الإرواء 149]، ت (831/163/2).
[23]) متفق عليه : م (1259 – 227 – 919/2) و اين لفظ مسلم است، خ (1573/435/3)، د (1848/318/5)، ت (854/172/2).علاج نافرماني زن

خداوند متعال مي‌فرمايد :
( وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهجُرُوهُنَّ فِي المَضَاجِعِ وَ اضرِبُوهُنَّ، فَإن أطَنَکُم فَلاَتَبغُوا عَلَيهِنَّ سَبيلاً، إِنَّ اللهَ کَانَ عَلِيّاً کَبِيراً )(نساء:34)

«و زناني که از نافرماني آنان بيم داريد، ابتدا آنها را نصيحکت کنيد، (در مرحله دوم) بسترهايشان را ترک کنيد، (در مرحله سوم، اگر دو مرحله قبل مؤثر واقع نشد) آنان را بزنيد، اما اگر ازشما اطاعت کردن به آنان ستم نکنيد، به راستي خدا بزرگ و بلند مرتبه است».

«فعظوهن» پس آنانرا نصيحت کنيد، اين اولين اقدام است ... نصيحت ... .

و اين از اولين وظايف سرپرست خا