 و اگر باز هم مؤثر واقع نشد و راهي جز شدت عمل نبود) آنان را (تنبيه و کتک مناسبي) بزنيد».

و مي‌فرمايد : 
)وَ إنِ امرَأَةٌ خَافَت مِن بَعِلهَا نُشُوزاً أو إعرَاضًا فَلاَجُنَاحَ عَلَيهِمَا أن يُصلِحَا بَينَهُمَا صُلحاً وَ الصَّلحُ خَيرٌ((نساء : 128)
«هرگاه همسري ديد که شوهرش سرباز مي‌زند يا (با او نمي‌سازد و از او) رويگردان است بر هيچ يک از آن دو گناهي نيست بر اينکه ميان خويشتن صلح و صفا راه بياندازند و صلح (هميشه از جنگ و جدايي) بهتر است».

«بنابراين منهج اسلامي (براي اصلاح خانواده) منتظر نمي‌ماند تا نشوز و نفرماني بالفعل واقع وپرچم نافرماني برافراشته شود، و هيبت خانواده از بين برود و خانواده به دو اردوگاه جنگي تبديل شود، چون وقتي کار به اينجا کشيده شد علاج آن کمتر مفيد واقع مي‌شود؛ بنابراين قبل از اينکه اين نافرماني به يک معضل تبديل شود، بايد آن را معالجه کرد، چراکه در غير اينصورت فساد و تباهي به مرحلة خطرناکي مي‌رسد، تا جايي که سکونت و آرامش را از بين مي‌برد و اصلاح و تربيت کودکان را ناممکن مي‌سازد، و سرانجام به از هم پاشيدگي و ويراني و نابودي تمام خانواده، منجر مي‌شود، که آوارگي و بي‌خانماني و گرفتار شدن اعضاي آن به دام عوامل نابود کننده و امراض روحي و جسمي و بالاخره انحراف، از پيامدهاي آن است».

لذا مسئله بسيار خطرناک است، و بايد با مشاهدة کمترين نشانه‌هاي اختلاف، تصميمهاي لازم جهت حل آن گرفته شود.آنچه غسل را واجب مي‌کند: 

1- خروج مني در حالت بيداري يا خواب : 

به دليل فرموده پيامبر ص : (إنما الماء من الماء)[1] «(غسل با) آب به سبب خروج آب (مني) است».

از ام سلمه روايت است که ام سليم گفت : (يا رسول الله إن الله لايستحي من الحق، فهل علي المرأة غسل إذا احتلمت؟ قال نعم إذا رأت الماء)[2] «اي رسول خدا! خدا از بيان حق شرم نمي‌کند، آيا بر زن واجب است وقتي احتلام شد، غسل کند؟ فرمود : بله، هرگاه آب (مني) را ديد».

هنگام بيداري، خروج مني به شرطي موجب غسل مي‌شود که باشهوت همراه باشد ولي در خواب اين شرط لازم نيست به دليل فرموده پيامبر ص : (إذا حذفت الماء فاغتسل من الجنابة، فإذا لم تکن حاذفا تغتسل)[3] «وقتي آبرا به حالت جهيدن بيرون کردي غسل جنابت کن ولي اگر آب به حالت جهيدن بيرون نشد غسل نکن».

شوکاني مي گويد ‌ [4] : «حذف» پرت کردن است و اين امکان ندارد مگر اينکه همراه با شهوت باشد. به همين دليل نويسنده مي‌گويد : اين امر بيانگر آن است که آنچه بدون شهوت و بر اثر بيماري يا سرما خارج مي‌شود، غسل را واجب نمي‌کند».

اگر کسي در خواب محتلم شود ولي آب مني نبيند، غسل بر او واجب نمي‌شود ولي اگر آب مني را ببيند و احتلامي را در خواب به ياد نداشته باشد، غسل بر او واجب مي‌شود، از عايشه روايت است : (سئل رسول الله ص عن الرجل يجد البلل و لايذکر احتلاما؟ فقال : يغتسل، و عن الرجل يري أنه قد احتلم و لايجد البلل؟ فقال : لاغسل عليه)[5] «از پيامبر ص دربارة کسي که تري را مي‌بيند ولي احتلامي به ياد نمي‌آورد سؤال شد، فرمود : غسل کند و همچنين دربارة کسي که گمان مي‌کند محتلم شده، بدون اينکه رطوبتي را ببيند، سؤال شد. پيامبرr در جواب فرمود : غسل بر او واجب نيست».

2- جماع، اگرچه مني خارج نشود : 

از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا جلس بين شعبها الأربع ثم جهدها فقد وجب الغسل و إن لم ينزل)[6] «هرگاه بين رانهاي زن بنشيند و شروع به آميزش کند، غسل بر او واجب مي‌گردد؛ اگرچه مني هم خارج نشود».

3- کافري که مسلمان مي‌شود :
از قيس بن عاصم روايت است : (أنه أسلم فأمره النبي ص أن يغتسل بماء و سدر)[7] «قيس بن عاصم مسلمان شد، پيامبر ص به او امر کرد تا با آب و سدر (کنار) غسل کند».

4- قطع شدن خون حيض و نفاس : 

به دليل حديث عايشه(رض) : پيامبر ص به فاطمه بنت أبي حبيش فرمود : 

(إذا أقبلت الحيضة فدعي الصلاة، وإذا أدبرت فاغتسلي و صلي)[8] «هرگاه مدت حيض فرا رسيد نماز را ترک و وقتيکه پايان يافت غسل کن و نماز بخوان».

بنا به اجماع نفاس هم مانند حيض است : 

5- روز جمعه : از ابوسعيد خدري آمده است که رسول الله ص فرمود : (غسل الجمعة واجب علي کل محتلم)[9] «غسل جمعه بر هر فرد بالغ واجب است».

ارکان غسل 
1- نيت :

به دليل حديث (إنما الأعمال بالنيات)[10] «قبول و صحت اعمال به نيت بستگي دارد».

2- آب را به تمام بدن رساندن.

غسل کردن بطريقه‌ي سنت 
از عايشه(رض) روايت است : (کان رسول الله ص إذا اغتسل من الجنابة يبدأ فيغسل يديه، ثم يفرغ بيمينه علي شماله فيغسل فرجه، ثم يتوضا وضوءه للصلاة ثم يأخذ الماء فيدخل صابعه في أصول الشعر، حتي إذا رأي أن قد استبرأ حفن علي رأسه ثلاث حفنات،ثم أفاض علي سائر جسده، ثم غسل رجليه)[11] «پيامبر ص بهنگام غسل جنابت ابتدا دستهايش را مي‌شست، سپس با دست راستش بر طرف چپش آب مي‌ريخت و شرمگاهش را مي‌شست. آنگاه وضويي همچون وضوي نماز مي‌‌گرفت و آب برمي‌داشت و با انگشتانش بين موهايش را خلال مي‌کرد تا مطمئن شود که آب به پوست رسيده است سپس سه مشت آب بر سرش مي‌ريخت و بدنبال آن بر ساير بدنش آب مي‌ريخت سپس پاهايش را مي‌شست».

فايده:
بر زن واجب نيست که براي غسل جنابت موهاي بافته شده‌اش را باز کند ولي براي غسل حيض بايد آنها را باز کند : 

از ام سلمه(رض) روايت است : (قلت يا رسول الله، إني أمراة أشد ضفر رأسي أفأنقصه لغسل الجنابة؟ قال لا إنما يکفيک دن تحثي علي رأسک ثلاث حثيات ثم تفيضين عليک الماء فتطهرين)[12] «گفتم : اي رسول خدا! من زني هستم که موهايم را مي‌بافم آيا براي غسل جنابت بايد آنها را باز کنم؟ پيامبر ص در جواب فرمود : خير، بلکه کافي است که سه مشت آب را بر سرت بريزي، سپس آب را بر تمام بدنت جاري کني تا پاک شوي».

از عايشه(رض) روايت است که اسماء از پيامبر ص دربارة غسل حيض سؤال کرد. پيامبر ص فرمود : (تأخذ إحداکن ماءها و سدرتها، فتطهر، فتحسن الطهور ثم تصب علي رأسها فتدلکه دلکا شديدا، حتي تبلغ شئون رأسهاف ثم تصب عليها الماء، ثم تأخذ فرصة ممسکة فتطهر بها فقالت أسماء : کيف أتطهر بها؟ فقال : سبحان الله تطهري بها، فقالت عائشة کأنها تخفي ذلک : تتبعين بها أثر الدم.

وسألته عن غسل الجنابة، تأخذ ماء فتطهر فتحسن الطهور أو تبلغ الطهور ثم تصب علي رأسها فتدلکه حتي تبلغ شئون رأسها، ثم تفيض عليها الماء).[13]

«هر کدام از شما مقداري آب و سدر را بردارد و با آن به خوبي طهار بگيرد سپس آب را سرش بريزد و خوب آن را مالش دهد تا آب به تمام نقاط سرش (زيرموها) برسد. سپس آب را بر خودش بريزد و تکه پنبه‌اي آغشته به مسک را برداشته و با آن خود را پاک کند، اسماء گفت : چگونه با آن خود را پاک کند؟ فرمود : سبحان‌ الله! خودش را با آن پاک کند، عايشه در حالي که گويا مي‌خواست آن را (از ديگران) پنهان کند، گفت : با آن تکه پنبه آغشته به مسک، اثر خون را پاک کند».

همچنين از پيامبر ص دربارة غسل جنابت سؤال کرد، فرمود : «آب را بردارد و با آن به خوبي وضو بگيرد سپس آب را بر سرش بريزد و آن را مالش ده