 بر او واجب شد ولي حقه نداشت و جذعه داشت، جذعه از او قبول شود و زکات گيرنده بايد بيست درهم يا دو گوسفند را به او بدهد. کسي که از زکات شتر، يک حقه بر او واجب شد و نزد او فقط يک بنت لبون بود، بنت لبون از او قبول شود و بايد علاوه بر آن دو گوسفند يا بيست درهم را نيز بدهد. کسي که از زکات شتر، يک بنت لبون بر او واجب شد و بجاي آن حقه داشت، حقه از او قبول شود و زکات گيرنده بايد بيست درهم يا دو گوسفند را به او بدهد. کسي که زکات بنت لبون بر او واجب شد ولي بنت لبون نداشت و بنت مخاض داشت، بنت مخاض از او قبول شود ولي بايد علاوه بر آن بيست درهم يا دو گوسفند را نيز پرداخت کند».

زکات گاو: 
نصاب گاو و مقدار زکات آن:
از معاذ بن جبل روايت است : (بعثني رسول الله ص إلي اليمن، و أمرني أن آخذ من البقر من کل أربعين مسنة، و من کل ثلاثين تبيعا أوتبيعة)[4] «پيامبر ص مرا به يمن فرستاد و به من دستور داد تا از هر چهل گاو يک گاو مسنه(أ) و از هر سي گاو يک تبيع(ب) را بعنوان زکات بگيرم».

زکات گوسفند (و بز): 
نصاب گوسفند (و بز) و مقدار زکات آن:
از انس روايت است : ابوبکر رض در مورد صدقة واجبي که خداوند به پيامبرش ص دستور داده است برايم نوشت : (و في صدقة الغنم في سائمتها إذا کانت أربعين إلي عشرين و مائة شاة، فإذا کانت سائمة الرجل ناقصة من أربعين شاة واحدة فليس فيها صدقة إلا أن يشاء ربها)[5] «زکات گوسفند و بز سائمه (چرنده) از چهل تا صد و بيست رأس،يک گوسفند (يا يک بز)(ج) و از صد و بيست و يک تا دويست رأس، دو گوسفند (يا دو بز) و از دويست و يک تا سيصد رأس، سه گوسفند (يا سه بز) است. اگر تعداد آنها بيشتر از سيصد گوسفند (يا بز) باشد، در هر صد گوسفند (يا بز) يک رأس واجب مي‌شود. اگر تعداد گوسفندان (يا بزهاي) چرنده کمتر از چهل رأس باشد زکات در آن واجب نيست مگر اينکه صاحبش بخواهد».

شروط وجوب زکات در حيوانات:
1- نصاب: که مقدار آن در احاديث سابق توضيح داده شد.
2- گذشت يک سال کامل: به دليل فرموده پيامبر ص: (لازکاة في مال حتي يحول عليه الحول)[6] «تا يک سال بر مالي نگذرد، زکات در آن واجب نمي‌شود».
3- سائمه (چرنده) باشد يعني بيشتر سال در صحرا بچرد : به دليل فرموده پيامبر ص : (في صدقة الغنم في سائمتها إذا کانت أربعين إلي عشرين و مائة شاة)[7] «زکات گوسفند (يا بز) سائمه (چرنده) از چهل تا صد و بيست رأس، يک گوسفند (يا يک بز) است».
در حديثي ديگر مي‌فرمايد : (و في کل إبل سائمة في کل أربعين ابنة لبون)[8] «در هر چهل شتر چرنده يک بنت لبون زکات واجب است».
آنچه نبايد به عنوان زکات گرفته شود:
از ابن عباس روايت است : وقتي که پيامبر ص معاذ را به يمن فرستاد به او فرمود : (و إيا و کرائم أموالهم...)[9] «از اموال نفيس آنان پرهيز کن (آن را به عنوان زکات نگير)».

از انس روايت است که ابوبکر در مورد صدقة واجبي که خداوند به پيامبرش ص دستور داده است برايم نوشت :

(لايخرج في الصدقة هرمة و لا ذات عوار و لاتيس، و إلا ماشاء المصدق)[10] «حيوان پيرو ناتوان و عيب‌دار کور به عنوان زکات داده نشود و نيز (مأموران جمع‌آوري زکات) گوسفند و بز مخصوص جفت‌گيري را بعنوان زکات نگيرند مگر اينکه صاحبش بخواهد».(*)

حکم زکات حيوانات شراکتي:
هرگاه دونفر يا بيشتر، حيوانات خود را با هم يکجا کنند بطوريکه قابل تفکيک نباشند، در اين صورت اگر زکات بر آنها واجب شود هر دو بعنوان يک نفر، آن را پرداخت کنند : 

از انس روايت است : ابوبکر در مورد صدقة واجبي که خداوند به پيامبرش ص دستور داده است برايم نوشت : (ولايجمع بين متفرق ولا يفرق بين مجتمع خشية الصدقة، و ما کان من خليطين فإنهما يتراجعان بالسوية)[11] «و از ترس واجب شدن زکات نبايد اموال متفرق را جمع(أ) و اموال جمع شده(ب) را متفرق کنند. اگر دو نفر با هم شريک باشند، بايد هر دو به طور مساوي زکات را بدهند».(ج)
...........................
[1]) متفق عليه : خ (1447/310/3)، اين لفظ بخاري است، م (979/673/2)، ت (622/69/2)، نس (17/5)، جه (1793/571/1).
[2]) صحيح : [ص. د 1385]، خ (1454/317/3)، (1453/316/3)، د (1552/431/4)، نس (18/5)، جه /(1800/)، ابن ماجه تنها حديث دوم را روايت کرده است.
أ) گوسفند يک سال بيشتر داشته باشد و بز يک ساله باشد.
ب) شتر مادهاي که يک سال را تمام کرده و وارد دو سال شده باشد.
ج) شتر مادهاي که دو سال راتمام کرده و وارد سه سال شده باشد.
د) شتر مادهاي که سه سال را تمام کرده و وارد چهار سال شده باشد.
ه‍‌) شتر ماده‌اي که چهار سال را تمام کرده و وارد پنج سال شده باشد - «مترجم».
[3]) صحيح : [ص. د 1385]، خ (1454/317/3)، (1453/316/3)، د (1552/431/4)، نس (18/5)، جه (1800/575/1)، ابن ماجه تنها حديث دوم را روايت کرده است.
[4]) صحيح : [ص. د 1394]، ت  (619/68/2)، د (1561/457/4)، نس (26/5)، جه (1803/576/1)، لفظ اين حديث را ابن ماج روايت کرده و غير او الفاظ ديگري را هم در آخر آن روايت کرده‌اند.
أ) به گاوي گفته مي‌شود که دو سال را تمام کرده و وارد سال سوم شده باشد. «مترجم».
ب) تبيع و تبيعه به گوساله نر و ماده‌اي گفته مي‌شود که يک سال را تمام کرده باشد «مترجم».
[5]) صحيح : [ص. د 1385]، خ (1454/317/3)، (1453/316/3)، د (1552/431/4)، نس (18/5)، جه (1800/575/1)، ابن ماجه تنها حديث دوم را روايت کرده است.
ج) گوسفند از يک سال بيشتر باشد و بز يک سال باشد «مترجم».
[6]) صحيح : [ص. ج 7497]، جه (1792/571/1)، قط (3/90/2)، هق (103/4).
[7]) قسمتي از نامه صديقt که تخريج آن در ص (289) گذشت.
[8]) حسن : [ص. ج 4265]، د (1560/452/4)، نس (25/5)، أ (28/217/8).
[9]) متفق عليه : خ (1496/357/3)، م (19/50/1)، ت (621/69/2)، د (1569/467/4)، نس (55/5).
[10]) تخريج در هامش (5).
*) به دليل ارزشي که گوسفند و بز نر دارند اگر از آنها زکات گرفته شود به صاحبشان ضرر مي‌رسد. «مترجم».
[11]) تخريج در هامش (5).
أ) مثلاً سه نفر هر کدام چهل گوسفند دارند که بر هر کدام از آنها يک گوسفند زکات واجب مي‌شود اما اين سه نفر گوسفندهايشان را باهم قاطي مي‌کنند تا يک گوسفند زکات بدهند.
ب) مثلاً دو نفر با هم (202) گوسفند دارند که بر اين تعداد سه گوسفند زکات واجب مي‌شود ولي اين دو نفر گوسفندهايشان را از هم جدا مي‌کنند (هر کدام 101 گوسفند) تا بر هر کدام از آنها يک گوسفند زکات واجب شود.
ج) مثلاً محمد و عبدالله با هم چهل گوسفند دارند (هر کدام (20) گوسفند) زکات گيرنده از سهم محمد گوسفندي را برمي‌دارد و عبدالله هم قيمت نصف گوسفند را به محمدمي‌دهد. «مترجم».چهارم – زکات رکاز
رکاز به اشيائي گفته مي‌شود که در زمان جاهليت دفن شده، و بدون هزينه کردن مال و تحمل سختي و کار زياد بدست آيند.

در رکاز، زکات بصورت فوري واجب مي‌گردد بدون اينکه يک سال بر آن بگذرد و يا نصاب معيني داشته باشد : به دليل عموم فرموده پيامبر ص : (وفي الرکاز الخمس)[1] «و در رکاز خمس  واجب است».
.........................
[1]) متفق عليه: خ (1499/364/3)، م (1710/1334/3)، ت (637/77/2)، نس (45/5)، جه (2509/839/2)، د (3069/341/8)، بخاري و مسلم اين حديث را بصورت مفصل روايت کرده‌اند، ول ابن ماجه و ابوداود تنها جمله مذکور را ذکر کرده‌اند.مصارف زکات 

خداوند متعال مي‌فرمايد : 

) إنَّما الصَّدَقَاتُ لِلفُقَرَاءِ وَالمَسَاکِينَ وَ العَامِلِينَ عَلَيهَا وَ المُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُم، وَ فِي الرِّقَ