رسيدم هرگاه در مکه (مسافر) باشم و نمازم را با امام نخوانم، چگونه بخوانم؟ گفت : دو رکعت، سنت ابوالقاسم ص است».

از ابومجلز روايت است که گفت : به ابن عمر گفتم : (المسافر يدرک رکعتين من صلاة القوم – يعني المقيمين – أتجزيه الرکعتان أو يصلي بصلاتهم؟ فضحک و قال : يصلي بصلاتهم)[3] «مسافر به دو رکعت نماز مقيم مي‌رسد آيا اين دو رکعت برايش کافي است، يا همانند آنان کامل بخواند؟ (ابن عمر) خنديد و گفت : همانند آنان کامل بخواند».
...............................
[1]) صحيح : [الارناؤط في تحقيق جامع الأصول 5/708]، مصنف عبدالرزاق (4369).
[2]) صحيح : [الإرواء 571)، م (688/479/1)، نس (119/3).
[3]) سند آن صحيح است : [الإرواء 22]، هق (157/3).کسي که نماز فرض مي‌خواند مي‌تواند به کسي که نماز نفل مي‌خواند اقتدا کند و برعکس

از جابر روايت است : (أن معاذ بن جبل کان يصلي مع النبي ص ثم يرع فيؤم قومه)[1] «معاذ بن جبل با پيامبر ص نماز مي‌خواند؛ سپس برمي‌گشت و همان نماز را براي قومش امامت مي‌کرد».

از يزيد بن اسود روايت است : (أنه صلي مع رسول الله ص و هو غلام شاب، فلما صلي إذا رجلان لم يصليا في ناحية المسجد، فدعا بهما، فجيء بهما ترعد فرائصهما، فقال : ما منعکما أن تصليا معنا؟ قالا : قد صلينا في رحالنا فقال : لاتفعلوا، إذا صلي أحدم في رحله ثم أدرک الإمام و لم يصل فليصل معه فإنها له نافلة)[2] «زمانيکه نوجواني بودم، با پيامبر ص نماز خواندم، وقتي که پيامبر ص نمازش را تمام کرد، دو مرد را در گوشة مسجد ديد که با آنها نماز نخواندند، پيامبر ص آندو را طلبيد، آنها را پيش پيامبرآوردند در حاليکه بدنشان مي‌لرزيد، فرمود : چرا با ما نماز نخوانديد؟ گفتند : در منزلمان نماز خوانده بوديم، پيامبر ص فرمود : اين کار را نکنيد، هرگاه يکي از شما نمازش را در منزل خوانده بود سپس به مسجد آمد و ديد که امام نماز نخوانده است، وقتي که امام شروع به نماز کرد، با او نماز بخواند زيرا آن براي او نفل به حساب مي‌آيد».
...........................
[1]) صحيح : [مختصر خ 387]، خ (700/192/2)، م (465/339/1)، د (776/4/3)، نس (102/2).
[2]) صحيح : [ص. د 538]، د (571/283/2)، ت (219/140/1)، نس (112/2).كسي كه توانايى قيام دارد اگر به امامى نشسته (به دليل ناتواني يا بيماري) اقتدا كند با او بنشيند

از عايشه روايت است : (صلي رسول الله ص في بيته و هو شاک، فصلي جالسا و صلي وراءه قوم قياما، فأشار إليهم أن اجلسوا، فلما انصرف قال : إنما جعل الإمام ليؤتم به فإذا رکع فارکعوا، و إذا رفع فارفعوا و إذا صلي جالسا فصلوا جلوسا)[1] «پيامبر ص مريض بود و به حالت نشسته در خانه نماز خواند، گروهي به او (ايستاده) اقتدا کردند. (پيامبر ص) به آنان اشاره کرد که بنشينند، وقتي سلام داد فرمود : امام براي اين است که به او اقتدا شود؛ پس هرگاه به رکوع رفت به رکوع برويد، و هرگاه بلند شد، بلند شويد، و هرگاه نشسته نماز خواند شما نيز نشسته نماز بخوانيد».

از انس روايت است : پيامبر ص از اسب افتاد و طرف راست بدنش زخمي شد، براي عيادت او به خانه‌اش رفتيم که وقت نماز فرا رسيد (پيامبر ص) نشسته براي ما امامت کرد، ما هم نشسته پشت سر او نماز خوانديم. وقتي نماز تمام شد فرمود : (إنما جعل الإمام ليؤتم به، فإذا کبر، فکبروا، و إذا سد فاسجدوا، و إذا رفع، فارفعوا و إذا قال سمع الله لمن حمده فقولوا ربنا و لک الحمد و إذا صلي قاعدا فصلوا قعودا أجمعون)[2] «امام براي اين است که به او اقتداء شود، پس هرگاه الله أکبر گفت، الله أکبر بگوييد، و هرگاه به سجده رفت سجده کنيد، و اگر بلند شد، بلند شويد، و وقتي گفت سمع الله لمن حمده، بگوييد ربنا و لک الحمد و اگر نشسته نماز خواند، شما همگي نشسته نماز بخوانيد».
..........................
[1]) متفق عليه : خ (688/173/2)، م (412/309/1)، د (591/315/2).
[2]) متفق عليه : م (411/308/1)، خ (689/173/2)، د (587/310/2)، ت (358/225/1)، نس (98/3)، جه (1238/392/1).اگر مقتدي يک نفر باشد، بايد در سمت راست امام و شانه به شانه او بايستد
از ابن عباس(رض) روايت است : (بت في بيت خالتي ميمونة فصلي رسول الله ص العشاء، ثم جاء فصلي أربع رکعات، ثم نام، ثم قام فجئت فقمت عن يساره فعلني عن يمينه)[1] «شبي در خانه خاله‌ام ميمونه ماندم، پيامبر ص بعد از خواندن نماز عشاء (به خانه) آمد و چهار رکعت نماز خواند؛ و خوابيد سپس نيمه شب بلند شد و به نماز ايستاد، من آمدم و سمت چپش ايستادم، پيامبر مرا در سمت راست خود قرار داد».

دو نفر و بيشتر پشت سر امام صف ببندند 
از جابر روايت است : (قام رسول الله ص ليصلي فجئت، فقمت عن يساره فأخذ بيدي فأدراني حتي أقامني عن يمينه، ثم جاء جبار بن صخر فقام عن يسار رسول اللهr فأخذ بأيدينا جميعاً فدفعنا حتي أقامنا خلفه)[2] «پيامبر ص بلند شد که نماز بخواند من هم بلند شدم و در سمت چپش ايستادم. پيامبر ص دستم را گرفت و مرا چرخانيد تا اينکه در سمت راست خود قرار داد. سپس جبار بن صخر آمد و در سمت چپ پيامبر ص ايستاد. پيامبر ص دست هر دوي ما را گرفت و هول داد تا اينکه ما را پشت سر خود قرار داد».

اگر مقتدي يک زن باشد، پشت سر امام بايستد
از انس بن مالک روايت است : (أن رسول الله ص صلي به وبأمه أو خالته، قال : فأقامني عن يمينه، و أقام المرأة خلفنا)[3] «پيامبر ص براي او و مادر يا خاله‌اش امامت کرد، او را در سمت راست خود و زن را پشت سر ما قرار داد».

راست کردن صفها واجب است
بر امام واجب است تا صفهاي نماز را راست نکرده، شروع به نماز نکند و نمازگزاران را به راست کردن صفها امر کند، خودش اين کار را بر عهده بگيرد يا شخصي ديگر را مأمور کند : 

از انس روايت است که پيامبر ص فرمود : (سووا صفوفکم فإن تسوية الصف من تمام الصلاة)[4] «صفهايتان را راست کنيد؛ چون راست کردن صفوف از کمال نماز است».

از ابومسعود روايت است که پيامبر ص قبل از نماز به شانه‌هايشان دست مي‌کشيد و مي‌فرمود : (استووا ولاتختلفوا فتختلف قلوبکم...)[5] «صفهايتان را راست کنيد و اختلاف نکنيد که (با اختلاف) قلبهايتان از هم دور مي‌شود».

از نعمان بن بشير روايت است : پيامبر ص چنان صفهاي ما را راست مي‌کرد که گويا تير (قداح)[6] را راست مي‌کند تا اينکه يقين کرد که (راست کردن صفها را) يادگرفتيم، سپس روزي به مسجد آمد، نزديک بود تکبيره الإحرام بگويد، مردي را ديد که سينه‌اش از صف بيرون آمده بود، فرمود : (عبادالله، لتسون صفوفکم أو ليخالفن الله بين وجوهکم)[7] «اي بندگان خدا، صفهايتان را راست کنيد و گرنه خداوند بين شما اختلاف و تفرقه مي‌اندازد».

از ابن عمر روايت است که پيامبر ص فرمود : (أقيموا الصفوف، و حاذوا بين المناکب و سدوا الخلل ولينوا بأيدي إخوانکم و لاتذروا فرجات للشيطان و من وصل صفا وصله الله، ومن قطع صفا، قطعه الله)[8] «صفهايتان را راست کنيد و شانه‌هايتان را کنار هم قرار دهيد و فاصله‌هاي خالي را ببنديد (در راست کردن صفها) به نرمي از برادرانتان اطاعت کنيد و براي شيطان جاهاي خالي نگذاريد و کسي که صفي را وصل کند خداوند او را وصل مي‌کند و کسي که بين صفي قطع کند خداوند او را قطع مي‌کند».

از انس روايت است که پيامبر ص فرمود : (رصوا صفوف