ه در زمين فرو برده شده و يا وسيله‌ي سواري (مانند شتر را) اگر در مقابل خود قرار دهد و نماز بخواند تحقق پيدا مي‌کند، و کمترين اندازه ستره شرعي به اندازه پشتي پالان شتر است.(*)

به دليل حديث موسي بن طلحه که از پدرش روايت کرده : پيامبر ص فرمود :
(إذا وضع أحدکم بين يديه مثل مؤخرة الرحل فليصل، و لايبال من مر وراء ذلک)[3] «هرگاه يکي از شما چيزي به اندازه پشتي پالان شتر را روبروي خود قرار دهد نمازش را بخواند و کسي که از آنسوي آن عبور مي‌کند توجه نکند».

نزديک شدن نمازگزار به ستره:
از بلال روايت است : (أنهr صلي و بينه و بين الجدار نحو من ثلاثة أذرع)[4] 

«پيامبر -صلى الله عليه وسلم- نماز خواند در حالي که فاصله‌ي بين او و ديوار حدود سه ذراع[5] بود».

از سهل بن سعد روايت است : (کان بين مصلي رسول الله ص و بين الجدار ممر الشاة)[6] «بين محل سجده پيامبر ص و ديوار به اندازه عبور گوسفندي فاصله بود».

هرگاه ستره‌اي انتخاب کرد اجازه ندهد چيزي ميان او و ستره‌اش عبور کند
از ابن عباس روايت است : (أن النبي ص کان يصلي فمرت شاة بين يديه، فساعاها إلي القبله حتي ألزق بطنه بالقبلة)[7] «در حاليکه پيامبر ص نماز مي‌خواند، گوسفندي خواست از جلوش عبور کند، قبل از رسيدن گوسفند پيامبر ص به طرف قبله حرکت کرد تا شکمش را به قبله (ديوار) چسباند».

از ابوسعيد خدري روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا کان أحدکم يصلي فلايدغ أحدا يمر بين يديه، وليدرأه ما استطاع، فإن أبي فليقاتله فإنما هو شيطان)[8] «هرگاه يکي از شما نماز خواند اجازه ندهد کسي از جلويش عبور کند، تا مي‌تواند مانع او شود (براي اينکه از جلوي نمازش عبور نکند) و اگر سرپيچي کرد با او بجنگد زيرا او شيطان است».

عبور خر، زن و سگ سياه از جلوي نمازگزار، در صورت نگذاشتن ستره نماز را باطل مي‌کند 
از عبدالله بن صامت از ابوذر روايت است که گفت : پيامبر ص فرمود : (إذا قام أحدکم يصلي، فإنه يستره إذا کان بين يديه مثل آخرة الرحل، فإذا لم يکن بين يديه مثل آخرة الرحل فإنه يقطع صلاته الحمار والمرأة و الکلب الأسود، قلت : يا أبا ذر! مابال الکلب الأسود من الکلب الأحمر من الکلب الأصفر؟ قال : يا ابن أخي، سألت رسول الله ص کما سألتني فقال : الکلب الأسود شيطان)[9] «هرگاه يکي از شما براي نماز ايستاد و در جلويش چيزي مانند پشتي پالان شتر وجود داشت براي او ستره به حساب مي‌آيد، و اگر در جلويش چيز مانند پشتي پالان شتر وجود نداشت، عبور خر، زن، و سگ سياه نمازش را باطل مي‌کند، گفتم (عبدالله بن صامت) اي ابوذر : سگ سياه با سگ سرخ و زرد چه تفاوتي دارد؟ گفت : اي برادرزاده‌ام همين سؤالي را که از من کردي من از پيامبر ص پرسيدم، فرمود : سگ سياه شيطان است».

حرمت عبور از جلوي نمازگزار
از ابوجهيم روايت است که پيامبر ص فرمود :(لو يعلم المار بين يدي المصلي ماذا عليه، لکان أن يقف أربعين خيرا له من أن يمر بين يديه)[10] «آن کسي که از جلوي نمازگزار عبور مي‌کند اگر مي‌دانست که مرتکب چه گناهي شده، چهل (سال، ماه، يا روز)...؟ توقف را بر عبور از جلوي نمازگزار ترجيح مي‌داد».

ستره‌ي امام براي مأموم ستره است 
از ابن عباس روايت است که گفت : (أقبلت راکبا علي أتان و أنا يومئذ قد ناهزت الاحتلام و رسول الله ص يصلي بالناس بمني، فمررت بين يدي الصف، فنزلت فأرسلت الأتان ترتع، و دخلت في الصف، فلم ينکر ذلک علي أحد)[11] «در حالي که سوار بر ماده خري بودم و در آستانه رسيدن به سن بلوغ قرار داشتم، آمدم و پيامبر ص را ديدم که در مني براي مردم نماز مي‌خواند، از جلوي صف عبور کردم، و پايين آمدم و ماده خر رارها کردم تا بچرد و من داخل صف شدم و هيچ کس مرا از اين کار منع نکرد».
........................ 
[1]) صحيح [ص. نس 722]، کم (251/1)، اين لفظ مستدرک حاکم است، د (681/388/2)، نس (62/2)، ابوداود و نسائي اين حديث را با لفظ «إذا صلي أحدکم إلي سترة ...» روايت کرده‌اند.
[2]) صحيح : [صفة الصلاة 62]، خز (800/9/2).
*) پشتي پالان شتر به اندازه يک ذراع مي‌باشد يعني ارتفاع ستره بايد از يک ذراع کمتر نباشد «مترجم».
[3]) صحيح : [مختصر م 339]، م (449/358/1)، ت (334/210/1)، د (671/380/2) بنحوه. 
[4]) صحيح : صفة الصلاة 62]، خ (506/579/1).
[5]) هر ذراع (45) سانتيمتر است.
[6]) متفق عليه : خ (496/574/1)، م (508/364/1)، د (682/389/2) بنحوه.
[7]) صحيح : [صفة الصلاة 64]، خز (827/20/2).
[8]) صحيح : [مختصر م 338]، م (505/362/1).
[9]) صحيح : [ص. ج/ 719]، م (510/365/1)، نس (63/2)، ت (337/212/1)، د (688/394/2).
[10]) متفق عليه : خ (510/584/1)، م (507/363/1)، د (687/393/2)، ت (235/210/1)، نس (66/2)، جه (945/304/1).
[11]) متفق عليه (504/361/1)، د (701/402/2)، خ (493/571/1)، بخاري اين حديث را با اضافه «عني إلي غيرجدار» روايت کرده است.
اين روايت غير جدار را نفي نمي‌کند؛ چون پيامبر در فضا نماز نمي‌خواند مگر اينکه عصايي را جلويش نصب ‌کرد.سنتهاي نماز دو نوع هستند: قولي و فعلي.

سنتهاي قولي:
1- دعاي استفتاح :
بهترين آن، دعايي است که ابوهريره رض روايت کرده و گفته است : پيامبر ص وقتي در نماز تکبير (احرام) مي‌گفت قبل از خواندن فاتحه لحظه‌اي سکوت مي‌کرد، گفتم اي رسول خدا، پدر و مادرم فدايت، در سکوتي که بين تکبير و قرائت مي‌کني چه مي‌گويي؟ پيامبر ص فرمود : مي‌گويم : (اللهم باعد بيني وبين خطاياي کما باعدت بين المشرق و المغرب، اللهم نقني من خطاياي کما ينقي الثوب الأبيض من الدنس، اللهم اغسلني من خطاياي بالثلج و الماء و البرد)[1] «خداوندا! بين من و خطاهايم فاصله بيانداز همچنانکه بين مشرق ومغرب فاصله انداختني، خداوندا! مرا از گناهانم پاک کن همچنانکه لباس سفيد از چرک و آلودگي پاک مي‌شود، خداوندا! مرا از خطاهايم با برف و آب و تگرک بشوي».

2- استعاذه (پناه بردن به خدا از شيطان) :
خداوند متعال مي‌فرمايد : 

) فَإذَا قَرَأتَ القُرآنَ فَاستَعِذْ بِاللهِ مِنَ الشَّيطَانِ الرَّجِيمِ (   (نحل : 98)

«هنگامي که خواستي قرآن بخواني از وسوسه‌هاي شيطان مطرود به خدا پناه ببر».

ابوسعيد خدري از پيامبر ص روايت کرده که : (أنه کان إذا قام إلي الصلاة استفتح ثم يقول أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم من همزه و نفخه و نفثه)[2] «هنگامي که پيامبر ص مي‌خواست نماز بخواند دعاي استفتاح رامي‌خواند، سپس مي‌فرمود: أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم، من همزه و نفخه و نفثه، يعني به خداي شنوا و آگاه پناه مي‌برم از شيطان رانده شده، از جنون، کبر، و شعر او».

3- گفتن آمين :
از وائل بن حجر روايت است : (کان رسول الله ص إذا قرأ ولا الضالين قال آمين و رفع بها صوته)[3] «پيامبرr وقتي که ولاالضالين را مي‌خواند، با صداي بلند مي‌گفت : آمين» و از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا أمن الإمام فأمنوا، فإن من وافق تأمينه تأمين الملائکة غفرله ما تقدم من ذنبه)[4] «وقتي امام آمين گفت شما هم آمين بگوييد چون کسي که آمين گفتنش همزمان با آمين گفتن ملائکه باشد گناهان (صغيره) پيشينش بخشوده مي‌شود».

4- قرائت بعد از فاتحه :
از ابوقتاده روايت است : (کان النبي ص يقرأ في الرکعتين الأولين من صلاة الظهر بفاتحة الکاب 