ت» و از او دربارة نماز در استراحتگاه گوسفندان سؤال شد فرمود : (صلوا فيها فإنه برکة)[4] «مي‌توانيد در آن نماز بخوانيد چون در آن برکت هست».
.........................
[1]) صحيح : [مختصر م 257]، م (523/371/1).
[2]) صحيح : [الإرواء 286]، م (532/377/1).
*) يعني خواندن نماز در قبرستان حرام است «مترجم».
[3]) صحيح : [ص. جه 606]، د (488/15/2)، جه 745/246/1)، ت (316/199/1).
[4]) صحيح : [ص. ج 7351]، د (489/159/2).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:48.txt">حكم اذان</a><a class="text" href="w:text:49.txt">فضيلت أذان</a><a class="text" href="w:text:50.txt">روش أذان</a><a class="text" href="w:text:51.txt">مستحب بودن ترجيح </a><a class="text" href="w:text:52.txt">تثويب (گفتن الصلاه خير من النوم) در اولين اذان صبح  </a><a class="text" href="w:text:53.txt">آنچه هنگام شنيدن أذان و اقامه گفته مي ‌شود</a><a class="text" href="w:text:54.txt">آنچه براي مؤذن مستحب است</a><a class="text" href="w:text:55.txt">فاصله بين أذان و اقامه</a><a class="text" href="w:text:56.txt">نهي بيرون رفتن از مسجد بعد از أذان</a><a class="text" href="w:text:57.txt">اذان واقامه براي نماز از دست رفته</a></body></html>اذان اعلام فرا رسيدن وقت نماز با الفاظي مخصوص است[1] و حکم آن واجب است.

از مالک بن حويرث روايت است : پيامبر ص فرمود : (إذا حضرت الصلاة فليؤذن لکم أحدکم و ليؤمکم أکبرکم)[2] «هنگامي که وقت نماز فرا رسيد يکي از شما أذان بگويد و بزرگترين شما امامت کند». پيامبر ص به گفتن اذان دستور داده است و امر همچنانکه معلوم است براي وجوب است.

از انس روايت است : (أن النبي ص کان إذا غزا بنا قوما لم يکن يغزو بنا حتي يصبح و ينظشر، فإن سمع أذانا کف عنهم، و إن لم يسمع أذانا أغار عليهم)[3] «هرگاه پيامبر ص با ما به جنگ قومي مي‌رفت تا فرا رسيدن صبح نمي‌جنگيد و نگاه مي‌کرد اگر أذاني مي‌شنيد دست نگه مي‌‌داشت و اگر أذاني نمي‌شنيد بر آنها شبيخون مي‌زد».
.........................
[1]) فقه السنه (94/1).
[2]) متفق عليه : خ (631/11/2)، م (674/465/1).
[3]) متفق عليه : خ (610/89/2)، اين لفظ بخاري است، م (382/288/1) مسلم معناي اين حديث را روايت کرده است.از معاويه رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (إن المؤذنين أطول الناس أعناقا يوم القيامة)[1] «همانا گردن مؤذدنان در روز قيامت از همه‌ي مردم بلندتر است».

عبدالرحمن بن عبدالله بن عبدالرحمن بن أبي صعصعه انصاري مازني از پدرش نقل کرده که ابوسعيد خدري به او گفت : (إني أراک تحب الغنمو البادية، فإذا کنت في غنمک أو باديتک فأذنت بالصلاة فارفع صوتک بالنداء، فإنه لايسمع مدي صوت المؤذن جن و لاإنس ولا شي إلا شهد له يوم اليقامة قال أبوسعيد : سمعته من رسول الله -صلى الله عليه وسلم-)[2] «مي‌بينم که گوسفند و صحرا را دوست داري پس هر وقت با گوسفندانت يا در صحرا بودي و براي نماز أذان گفتي، صدايت را بلند کن، زيرا که جن، انسان و هر چيز ديگري که صداي مؤذن را مي‌شنود، در روز قيامت براي او گواهي مي‌دهند، ابوسعيد گفت اين سخن را از پيامبرr شنيدم».
........................
[1]) صحيح : [ص. ج 6645]، م (387/290/1).
[2]) صحيح : [ص. نس 625]، خ (609/87/2)، نس (12/2).بسم الله الرحمن الرحيم
 مقدمه
إنَّ الحمدَللهِ، نحمدُهُ، و نستعينهُ، وَ نسغفرهُ، وَ نعوذُ باللهِ مِنْ شرورِ أنفسناْ و من سيئاتِ أعمالناْ، مَن يهدهِ اللهُ فلاْ مُضلَّ لهُ، وَ من يضللْ فلاَهاديَ لهُ، وَأشهدُ أنْ لاَ إلهَ إلا اللهُ وحدهُ لاشريکَ لهُ وَ أشهدَ أنَّ محمداً عبدهُ وَ رسولُهُ).

 )يَأْ أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوْاْ اتقٌوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَ لاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونْ(. (آل عمران:  102).
)يَأْ أيُّهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِيْ خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِيْراً وَّ نِسَاءً وَاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِيْ تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إنَّ اللهَ کَاْنَ عَلَيْکُمْ رَقِيْبَاً( (نساء : 1)

)يَأْ أَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِيْداً يُصْلِح لَکُمْ أعْمَاْلَکُمْ وَ يَغْفِرْلَکُم ذُنُوبَکُم وَمَن يُّطِعَ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَاْزَ فَوْزاً عَظِيْماً(.  (احزاب : 70 - 71).

أَمَّا بَعْدُ : 

(فَأنَّ أصدقَ الحديثِ کتابُ اللهِ، وَ خيرَ الهديِ، هديُ محمدٍ -صلى الله عليه وسلم- وَ شرَّ الأمورِ مُحدثاتهاْ، وَ کُلَّ محدثةٍ بدعةٌ، وَ کلَّ بدعةٍ ضلالةٌ وَ کلَّ ضلالةٍ فِي النَّارِ)[1]. 

بتحقيق علم فقه از بزرگترين و شريفترين علوم است، چون علمي است که صحت عبادت، که هدف آفرينش مخلوقات است، به آن وابسته است. همچنانکه خداوند مي‌فرمايد : 

)وَمَاْ خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الإنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُوْن(.    (ذاريات : 56)

«جن و انس را نيافريده‌ام مگر براي اينکه مرا عبادت کنند».

همچنانکه اساس نجات انسان به صحت توحيد و دوري او از باورهاي شرک آلود، بستگي دارد، نجات کامل او هم بدون صحت عبادت و پرهيز از اعمال بدعت‌آميز ميسر نمي‌شود.

پيامبر -صلى الله عليه وسلم- آگاهي از مسائل ديني را نشانه خيرخواهي خداوند به بنده‌اش قرار داده و فرموده است : (من يرد الله به خيرا يفقهه في الدين) [2] «خداوند به هر کسي اراده خير داشته باشد او را در دين فقيه مي‌کند».

عظمت و شرف اين علم از همه جهات قابل وصف و احاطه نيست؛ چون اين علم همواره با مسلمان است و او را در تمام مراحل زندگيش همراهي مي‌کند، و روابط او با خدا و بندگان خدا را تنظيم مي‌نمايد.

اين علم حلقه اتصال انسان با عباداتي چون طهارت، نماز، زکات، روزه، حج و قرباني است که انسان را با بندگي خداوند در آشکار ونهان مرتبط مي‌سازد.

بوسيلة اين علم و آگاهي از فقه جهاد و غزوات، سيره، امان‌نامه‌ها و پيمان‌نامه‌ها و امثال اينها، قلمرو اسلام گسترش مي‌يابد و عَلَم نوراني قرآن به اهتزاز درمي‌آيد.

بوسيله اين علم و آگاهي از فقه معاملات از قبيل خريد و فروش، حق پشيماني، ربا، صرافي و آنچه که با معاملات مالي رايج در ميان مردم ارتباط دارد و بوسيلة آن دارائيها در جايگاه شرعي خويش قرار مي‌گيرند، از قبيل وقف و وصيت، و ديگر احکام تصرفات مالي، روزي حلال به دست مي‌آيد و از گناه دوري مي‌شود.

با آگاهي از اين علم شخص مسلمان با فقه فرائض و تقسيم ميراث که نصف علم به حساب مي‌آيد آشنايي پيدا مي‌کند، و اموال و داراييها براساس عادلانه‌ترين تقسيم و کاملترين شيوه در دست صاحبانشان قرار مي‌گيرد و از يک زندگي زناشوئي مطابق با معيارها و احکام شرعي برخوردار مي‌گردد و در مي‌يابد که اسلام با وضع قوانين مربوط به جنايات، ديات، حدود و تعزيرات که باعث مي‌شوند مسلمانان در امنيت و آرامش خاطر و ثبات زندگي کنند، تا چه حد به ضروريات زندگي توجه کرده است.

و همچنين در احکام خوردنيها و ذبح حيوانات و نذرها و قسم‌ها و بحث‌هاي قضاوت و قواعد و احکام مربوط به آن زمينه‌اي بوجود مي‌آيد که عدالت در آن تحقق مي‌يابد و دشمني پايان مي‌يابد، حقوق در جاهاي اصلي خود قرار گرفته و مظلومين به حقوق خود مي‌رسند([3]).

با توجه 