يد، سپس مسلمانان را از مخالفت با شرع خدا در فرائض برحذر داشته و آنها را مورد تهديد قرار داد:
مي‌فرمايد :
)تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يُطِعْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِديَن فِيهَا وَ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ. وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهِ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِداٌ فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مَهِينٌ(  (نساء : 13-14)
«اين حدود خدا است و هر کسي از خدا و پيامبرش اطاعت کند، خدا او را به باغهاي بهشت وارد مي‌کند که در آن رودبارها روان است و جاودانه در آن مي‌ماند و اين پيروزي بزرگي است، و آن کسي که از خدا و پيامبرش نافرماني و از مرزهاي خدا تجاوز کند خداوند او را به آتش وارد مي‌گرداند، و جاودانه در آن مي‌ماند و براي او عذاب خوارکننده‌اي هست».آنچه از مال ميت به ارث برده مي‌شود

هرگاه کسي فوت کرد ابتدا بايد از ترکه او هزينه‌هاي تجهيز و تدفين، سپس بدهي‌هايش پرداخت شود، آنگاه وصيتش اجرا گردد و بعد از آن مالي باقي ماند بر ورثه‌اش تقسيم مي‌شود به دليل فرموده خداوند متعال: )مِن بَعدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أو دَينٍ( «(سهم شما) پس از انجام وصيت مرده و پرداخت بدهي‌هايش مي‌باشد»
و به دليل گفتة علي رض : (قضي رسول الله ص بالدين قبل الوصية)[1] «پيامبر ص به پرداخت بدهي قبل از وصيت حکم کرد».
.......................
[1]) حسن : [ص. جه 2195]، [الإرواء 1667]، جه (2715/906/2)، ت (2205/294/3).اسباب ارث گرفتن

اسبابي که به موجب آن، فرد مستحق ارث مي‌گردد، سه چيز است : 

1- نسب :
به دليل فرموده خداوند متعال 
) وَأُولُواالأرحَامِ بَعضُهُم أولَي بِبَعضٍ (  (احزاب : 6)
«و خويشاوندان نسبت به همديگر از اولويت بيشتري برخوردارند».
2- ولاء :(*)
به دليل حديث ابن عمر از پيامبر ص که فرمود : (الولاء لحمة کلحمة النسب)[1] «ولاء ارتباطي مانند ارتباط نسبي است».
3- نکاح : 
به دليل فرموده خداوند متعال :
) وَلَکُم نِصفُ مَا تَرَکَ أزوَاجُکُم ((نساء : 12)
«و براي شما نصف دارايي همسرانتان است».
........................
*) ولاء رابطه‌اي است که به واسطه آزاد کردن برده حاصل مي‌شود و به آن ولاي عتاق (آزاد کردن) نيز گويند. و يا به رابطه‌اي گفته مي‌شود که به واسطه موالاة (دوستي) حاصل مي‌گردد و به آن ولاي موالاة (دوستي) گويند. ولاي موالاة (دوستي)، توافق و عقدي است که بين دو نفر منعقد مي‌شود که چون يکي از آنها وراث نسبي ندارد، به ديگري مي‌گويد : تو مولاي من هستي يا تو ولي من هستي، و هرگاه فوت کردم از من ارث مي‌بري، و اگر مرتکب جنايتي غيرعمد شدم ديه شرعي‌ام را بايد پرداخت کني.
ولاي موالاة (دوستي) نزد ابوحنيفه سبب گرفتن ارث است اما نزد جمهور علماء فاقد اعتبار است. «مترجم».
[1]) صحيح : [ص. ج 7157]، کم (341/4)، هق (292/1).موانع ارث
 
1- قتل : 
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (القاتل لايرث)[1] «قاتل (از مقتول) ارث نمي‌برد».

2- اختلاف دين:
از اسامه بن زيد(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : (لايرث المسلم الکافر، ولا الکافر المسلم)[2] «مسلمان از کافر و کافر از مسلمان ارث نمي‌برد».

3- بردگي :
چون برده و آنچه متعلق به او است، ملک سيدش است، لذا اگر از خويشاوندانش ارثي به او رسيد، به سيدش تعلق مي‌گيرد، نه به او.
........................
[1]) صحيح : [ص. ج 4436]، [الإرواء 1672]، ت (2192/288/3)، جه (3645/883/2).
[2]) متفق عليه : خ (6764/50/12)، م (1614/1233/3)، ت (2189/286/3)، جه (2729/911/2)، د (2892/120/8).مرداني که ارث مي‌برند 

مرداني که ارث مي‌برند ده گروهند : 
1 و 2- پسر و پسر پسر، و هر چه به پايين : 
به دليل فرموده خداوند متعال : 
) يُوصِيکُمُ اللهُ فِي أولاَدِکُم لِلذَّکَرِ مِثلُ حَظِّ الأنثَيَينِ ((نساء : 11)
«خداوند درباره (ارث بردن) فرزندانتان به شما فرمان مي‌دهد و بر شما واجب مي‌گرداند که سهم يک مرد به اندازه سهم دو زن است».
3 و 4- پدر و پدرش و هر چه به بالا :
به دليل فرموده خداوند متعال : 
) وَلأِبوَيهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنهُمَا السُّدُسُ ((نساء : 11)
«و به هر يک از پدر و مادر يک ششم ترکه مي‌رسد».
جد به منزله پدراست به دليل فرموده پيامبرr (أنا ابن عبد المطلب)[1] «من پسر عبدالمطلب هستم».

5 و 6- برادر و پسر برادر و به پايين:
به دليل فرموده خداوند متعال : 
) وَ هُوَ يَرِثُهَا إن لَم يَکُن لَهَا وَلَدٌ ((نساء : 76)
«(واگر خواهري بميرد و) فرزندي نداشته باشد برادر (پدري و مادري يا پدري) همه ترکه را به ارث مي‌برد».

7 و 8- عمو و پسرعمو اگرچه دور هم باشند : 
به دليل فرموده پيامبر ص : (ألحقوا الفرائض بأهلها، فما بقي فهو لأولي رجل ذکر)[2] «سهمها را به صاحبان آن برسانيد. آنچه باقي ماند، مال نزديکترين خويشاوندان مردبه ميت، است».

9- شوهر :
به دليل فرموده خداوند متعال : 
) وَلَکُم نِصفُ مَا تَرَکَ أزوَاجُکُم ((نساء : 12)
«و براي شما نصف دارايي همسرانتان است».

10- سيدآزاد کننده برده :
به دليل فرموده پيامبر ص : (الولاء لمن أعتق)[3] «ولاء براي کسي است که برده را آزاد کرده باشد».
..........................
[1]) متفق عليه : خ (6732/11/12)، م (1615/1233/3)، ت (2179/283/3)، و بنحوه رواه : د (2881/104/8)، جه (2740/915/2).
[2]) متفق عليه : (4315/27/8)، م (1776/1400/3)، ت (1738/117/3).
[3]) متفق عليه : خ (456/550/1)، م (1504/1141/2)، د (3910/438/10)، جه (2521/842/2).زناني که ارث مي‌برند 

زناني که ارث مي‌برند هفت گروهند : 
1 و 2- دختر و دختر پسر و هر چند پدرش پايين باشد :
به دليل فرموده خداوند متعال : 
) يُوصِيکُمُ اللهُ فِي أولاَدِکُم ((نساء : 11)
«خداوند درباره (ارث بردن) فرزندانتان به شما فرمان مي‌دهد».

3 و 4- مادر وجده : 
به دليل فرموده خداوند متعال:
) وَلأِبوَيهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنهُمَا السُّدُسُ ( (نساء : 11)
«و به هر يک از پدر و مادر يک ششم ترکه مي‌رسد».

5- خواهر :
بدليل فرموده خداوند متعال : 
) وَلأِبوَيهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنهُمَا السُّدُسُ ( (نساء : 11)
«و به هر يک از پدر و مادر يک ششم ترکه مي‌رسد».
) إنِ امرُؤٌ هَلَکَ لَيسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُختٌ فَلَهَا نِصفُ مَا تَرَکَ (  (نساء : 176)
«اگرمردي فوت کرد و فرزندي نداشت و داراي خواهري بود (پدر ومادري يا پدري) نصف ترکه از آن اوست».

6- همسر : 
به دليل فرموده خداوند متعال : 
) وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکتُم ((نساء : 12)
«و براي زنانتان يک چهارم از ترکه شما به آنان مي‌رسد».
7- سيده (زن آزاد کننده برده) : 
به دليل فرموده پيامبر ص : (الولاء لمن أعتق) «ولاء براي کسي است که برده را آزاد کرده باشد».کساني که از ترکه (مال به جا مانده از ميت) ارث مي‌برند 
 
مستحقان ترکه سه گروهند: اصحاب فروض، عصبه و رحم.
فرضهاي تعيين شده در قرآن
فرضهاي تعيين شده در قرآن شش نوع هستند: نصف، يک چهارم، يک هشتم، دو سوم، يک سوم و يک ششم.

نصف (يک دوم) سهم پنج دسته است:
1- شوهر، در صورتيکه همسرش فرزند نداشته باشد : 

به دليل فرموده خداوند متعال:
) وَلَکُم نِصفُ مَاتَرَکَ أزوَاجُکُم إن لَم يَکُن لَهُنَّ وَلَدٌ ( (النساء: 12)
«و براي شما نصف دارايي بجاي مانده همسرانتان است اگر فرزندي نداشته باشند».

2- دخ