صيت حکم کرد، در حالي که شما مي‌خوانيد ) مِن بَعدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أو دَينٍ ( «حق (موصي له)، پس از وصيتي که بدان وصيت شده و پرداخت بدهي‌هايي که بر عهده ميت است، داده مي‌شود».
...........................
[1]) حسن : [ص. جه 2195]، [الإرواء 1667]، جه (2715/906/2)، ت (2205/294/3).يادآوري
 
أول:
چون اکثر مردم اين زمان در مسايل ديني بويژه در مسايل مربوط به احکام جنائز مرتکب بدعت مي‌شوند، لذا بر مسلمان واجب است وصيت کند که طبق سنت نبوي تجهيز و تدفين شود، تا به فرموده خداوند متعال عمل کرده باشد:
)يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أنفُسَکُم وَ أهلِيکُم نَاراً وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلاَئِکَةٌ غِلاَظٌ شِدَادٌ لاَيَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَايُؤْمَرُونَ((تحريم : 6)
«اي مؤمنان،خود و اهل و خانواده خويش را از آتش دوزخي برکنار داريد که افزوزينه آن انسان ها و سنگ‌ها است، فرشتگاني بر آن گمارده شده‌اند که خشن و سختگير و زورمند و توانا هستند، از خدا در آنچه بديشان دستور داده است نافرماني نمي‌کنند و همان چيزي را انجام مي‌دهند که بدان مأمور شده‌اند».

لذا اصحاب پيامبر ص به اين امر وصيت مي‌کردند، و آثار زيادي از آنها در اين باره نقل شده است، از جمله : 

از عامر بن سعد بن ابي وقاص روايت است : پدرم هنگام بيماريي که بر اثر آن فوت کرد گفت : (ألحدوا لي لحدا وانصبوا علي اللبن نصبا، کما صنع برسول الله ص)[1] «لحدي برايم بسازيد و خشتي را بر رويم نصب کنيد همچنانکه براي پيامبر ص اين کار شده است».

دوم:
اگر مردي فرع وارثي داشته باشد و در زمان حيات او بميرد بر آن مرد واجب است که وصيت کند تا به اندازه سهم متوفي به فرزندان اين فرع داده شود، يا وصيت کند که قسمتي از دارايي‌اش در حدود يک سوم – هرچند يک سوم هم زياد است – براي آنان در نظر گرفته شود، و اگر فوت کرد و براي فرزندان فرزندش به اندازه‌اي که بر او واجب بوده تا براي آنان وصيت کند، وصيت نکرد، به آنان داده شود؛ چون اين قرضي است برگردن ميت، اگر فوت کرد و براي آنان حقي را تعيين نکرد، اين قرض ضايع نمي‌شود. امروزه در دادگاهها هم به همين صورت عمل مي‌شود.
.........................
[1]) مراجعه شود به احکام الجنائز ألباني (ص 8).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:340.txt">تعريف فرائض</a><a class="text" href="w:text:341.txt">تحذير از ظلم در ميراث</a><a class="text" href="w:text:342.txt">آنچه از مال ميت به ارث برده مي‌شود</a><a class="text" href="w:text:343.txt">اسباب ارث </a><a class="text" href="w:text:344.txt">موانع ارث </a><a class="text" href="w:text:345.txt">مرداني که ارث مي‌برند</a><a class="text" href="w:text:346.txt">زناني که ارث مي‌برند</a><a class="text" href="w:text:347.txt">فرض هاي تعيين شده در قرآن</a><a class="text" href="w:text:348.txt">عصبه  و اقسام آن</a><a class="text" href="w:text:349.txt">حجب و حرمان</a></body></html>از جابر بن عبدالله روايت است : (أن النبي ص جاءه جبريل عليه السلام فقال له : قم فصله، فصلي الظهر حين زالت الشمس، ثم جاءه العصر فقال : قم فصله، فصلي العصر حين صار ظل کل شيء مثله، ثم جاءه المغرب فقال : قم فصله، فصلي المغرب حين وجبت الشمس، ثم جاءه العشاء فقال قم فصله، فصلي العشاء حين غاب الشفق، ثم جاءه الفجر فقال قم فصله، فصلي الفجر حين برق الفجر، أو قال سطح الفجر.

ثم جاءه من الغد للظهر فقال، قم فصله، فصلي الظهر حين صار ظل کل شيء مثله، ثم جاءه العصر فقال : قم فصله، فصلي العصر حين صار ظل کل شيء مثليه، ثم جاءه المغرب و قتا واحدا لم يزل عنه، ثم جاءه العشاء حين ذهب نصف الليل، أو قال : ثلث الليل فصلي العشاء ثم جاءه حين أسفر جدا فقال : قم فصله، فصلي الفجر، ثم قال : ما بين هذين الوقتين، وقت)[1] «جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر ص آمد و به او گفت : بلند شو و نماز بخوان، پيامبر ص نماز ظهر را وقتي که خورشيد – از وسط آسمان – زوال کرده بود خواند. سپس هنگام عصر نزد او آمد و به او گفت : بلند شو و نماز بخوان، پيامبر ص نماز عصر را هنگامي خواند، که سايه هر چيز به اندازه خودش شده بود سپس وقت مغرب نزد او آمد و به او گفت : بلند شو نماز بخوان پيامبر ص نماز مغرب را وقتي که خورشيد غروب کرده بود، خواند، سپس موقع عشاء نزد او آمد و به او گفت : بلند شو نماز بخوان پيامبر ص نماز عشاء را وقتي خواند که شفق – سرخي بعد از غروب آفتاب – پنهان شده بود. سپس هنگام صبح نزد او آمد و به او گفت نماز بخوان، پيامبر ص نماز صبح را هنگامي که فجر نمايان شد، خواند.

سپس روز بعد هنگام ظهر نزد او آمد و گفت بلند شو و نماز بخوان، پيامبر ص نماز ظهر را هنگامي که سايه هر چيز به اندازه خودش شده بود، خواند، سپس وقت عصر نزد او آمد و گفت بلند شو و نماز بخوان، پيامبر نماز عصر را هنگامي که سايه هر چيز دو برابر خودش شده بود، خواند سپس هنگام مغرب در همان وقت ديروز آمد (و به او گفت نماز بخوان) سپس وقت عشاء هنگامي که نيمي از شب يا يک سوم آن گذشته بود نزد او آمد و نماز عشاء را در همان وقت خواند سپس وقتي که بامداد بسيار روشن نزد او آمد و گفت بلند شو و نماز بخوان، پيامبرr نماز صبح را ادا کرد و گفت : وقت هر نماز بين اين دو وقت است».

ترمذي گويد : محمد (بن اسماعيل بخاري) گفت :صحيحترين حديث درباره اوقات نماز حديث جابر است :
1- ظهر: وقت آن از زوال خورشيد (از وسط آسمان) تا وقتي است که سايه هر چيز به اندازه خودش شود.
2- عصر: وقت آن از زماني است که ساية هر چيز به اندازة خودش شود، و تا غروب آفتاب ادامه دارد.
3- مغرب: وقت آن از غروب خورشيد تا پنهان شدن شفق (سرخي خورشيدن پس از غروب آفتاب) است : 
چون پيامبرr فرموده‌اند : (وقت صلاة المغرب مالم يغب الشفق)[2] «وقت نماز مغرب تا قبل از پنهان شدن شفق است».
4- عشاء: وقت آن از پنهان شدن شفق تا نصف شب است، به دليل فرموده پيامبر ص (وقت صلاة العشاء إلي نصف الليل الأوسط)[3] «وقت نماز عشاء تا نيمه مياني شب است».
5- صبح: وقت آن از طلوع فجر تا طلوع خورشي است به دليل فرموده پيامبر ص: (وقت صلاة الصبح من طلوع الفجر مالم تطلع الشمس)[4] «وقت نماز صبح از طلوع فجر تا طلوع خورشيد است».
.........................
[1]) صحيح : [الإرواء 250]، أ (90/241/2)، نس (263/1)، ت (150//)، بنحوه.
[2]) حسن : [الإرواء 268/1]، م (612/173-427/1)، اين لفظ مسلم است، د (392/67/2)، نس(260/1).
[3]) مصادر سابق.
[4]) مصادر سابق.تعريف فرائض(*) :

فرائض جمع فريضه است و فريضه از فرض گرفته شده و بمعني تقدير (اندازه تعيين) است : خداوند متعال مي‌فرمايد : 
) فَنِصفُ مَا فَرَضتُم ((بقره : 237)
«يعني نصف آنچه را که تعيين کرده‌ايد (به آنها بدهيد)».
فرض در شرع عبارت است از سهم تعيين شده براي وارث.
..........................
*) فقه السنة (424/3).تحذير از ارتکاب ظلم در ميراث

عربها در زمان جاهليت قبل از اسلام مردان و بزرگسالان را از ارث بهره‌مند و زنان و کودکان را از آن محروم مي‌کردند، وقتي اسلام آمد، خداوند هر صاحب حقي را از حقش بهره‌مند کرد، و اين حقوق را 
) وَصِيَّةً مِنَ اللهِ ((نساء : 12)
«وصيتي از طرف خدا».
) فَرِيضَةً مِنَ اللهِ ((نساء : 11)
«فريضه‌اي از طرف خدا».
نا