ود در برابر شرك و پرهيز از آن</a><a class="text" href="w:text:26.txt">شرك</a><a class="text" href="w:text:27.txt">انواع شرك</a><a class="text" href="w:text:28.txt">مثال‌هايي از شرك آشكار (جَلي)</a><a class="text" href="w:text:29.txt">مثال‌هايي از شرك اكبر پنهان (خَفي)</a><a class="text" href="w:text:30.txt">شرك اصغر</a><a class="folder" href="w:html:31.xml">مثال‌هايي از شرك اصغر</a><a class="text" href="w:text:43.txt">اسلام راه‌هاي نفوذ شرك را بسته است</a><a class="text" href="w:text:44.txt">1ـ زياده‌روي در بزرگداشت پيامبر (ص)</a><a class="text" href="w:text:45.txt">2ـ زياده‌روي در حقّ انسان‌هاي صالح</a><a class="text" href="w:text:46.txt">3ـ بزرگداشت قبور</a><a class="text" href="w:text:47.txt">چرا نبايد قبرها را تعظيم كرد؟</a><a class="text" href="w:text:48.txt">4ـ متبرك‌دانستن درخت و سنگ و غيره</a><a class="text" href="w:text:49.txt">5ـ الفاظي كه رنگ و بوي شرك دارند</a><a class="text" href="w:text:50.txt">آثار توحيد در زندگي</a><a class="text" href="w:text:51.txt">الف) توحيد يعني آزادي انسان</a><a class="text" href="w:text:52.txt">ب) توحيد عامل ايجاد شخصيت مطلوب</a><a class="text" href="w:text:53.txt">ج) توحيد، سرچشمه‌ي آرامش دروني </a><a class="text" href="w:text:54.txt">د) توحيد منبع اعتماد به نفس</a><a class="text" href="w:text:55.txt">هـ) توحيد اساس برادري و برابري</a><a class="text" href="w:text:56.txt">مفاسد و زيان‌هاي شرك الف) شرك سبب پستي و خواري انسانيت</a><a class="text" href="w:text:57.txt">ب) شرك، لانه‌ي خرافات</a><a class="text" href="w:text:58.txt">ج) شرك، ظلم عظيم است</a><a class="text" href="w:text:59.txt">د) شرك منبع ترس و واهمه</a><a class="text" href="w:text:60.txt">هـ) شرك، نيرو و توان را از انسان مي‌گيردsample</a><a class="text" href="w:text:61.txt">و) آثار شرك در آخرت</a></body></html>توحيد برنامه و هدف فرد مسلمان در زندگي
روشن است كه اگر آغاز زندگي فرد مسلمان با توحيد و پايان آن هم با توحيد است، پس وظيفه‌ي او در فاصله‌ي ميان مهد ولادت و بستر مرگ نيز همان اقامه‌ي توحيد و فراخواني به آن است. 
خداوند متعال در بيان وظيفه‌اي‌ كه دو گروه مكلّف انس و جنّ را براي آن خلق كرده است، مي‌فرمايد :
 وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الإنْسَ إلاَّ لِيَعْبُدُونِ مَا أريدُ مِنْهُم مِنْ رِزقٍ وَ مَا اُريدُ أنْ يُطْعِمُونِ   ذاريات /56 ـ 57
«من پري‌ها و انسان‌ها را جز براي پرستش خود نيافريدم. من از آنان نه درخواست هيچ‌گونه رزق و روزي مي‌كنم و نه مي‌خواهم كه مرا خوراك دهند.»
اين آيه كريمه بيان مي‌دارد كه خداوندِ سبحان‌ انسان‌ها و جنّي‌ها را فقط به اين خاطر خلق كرده كه تنها او را پرستيده و برايش شريك نگيريد و در اصل، هدف و حكمت خلق آنها  همين است. خداوند آنان را خلق نكرده كه همانند چهارپايان، بدون شناخت پروردگار و بدون قدرداني از او بخورند و بهره برند و هيچ عبادتي براي او انجام ندهند و در مقابلش خشوع و زاري نداشته باشند.. 
پس اگر كسي زندگي خود را به سر برد و هدف خلقت و وظيفه‌ي زندگي خود را كه همان عبادت پروردگار يكتاست، انجام ندهد، به طور قطعي مقام انسان‌هاي عاقل و مكلّف را از دست داده و مانند چهارپايان و بلكه گمراه‌تر از آنان خواهد شد. 

ابلاغ توحيد وظيفه‌ي امّت اسلام
همان‌گونه كه توحيد رسالت انسان مسلمان در زندگي است، رسالت امّت اسلامي نيز هست كه آن را به همه‌ي جهان و جهانيان ابلاغ كند. به همين دليل است كه پيامبر گرامي ص پيام خود را كه براي پادشاهان كسري و قيصر و روم و ساير پادشاهان و اميران زمين فرستاد، با اين جمله‌ي قرآني به پايان مي‌رساند : 
 قُلْ يَا أهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوا إلَي كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم ألاَّ نَعْبُدَ إلاَّ اللهَ و لا نُشْرِكَ بِهِ شيئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضَاً أرْبَابَاً مِنْ دُونِ اللهِ فَإنْ تَوَلَّوا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأنَّا مُسْلِمُونَ   آل‌عمران/64
«بگو : اي اهل كتاب! بيائيد به سوي سخن دادگرانه‌اي كه ميان ما و شما مشترك است (و همه‌ آن را بر زبان مي‌رانيم) كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را شريك او نكنيم و برخي از ما برخي ديگر را به جاي خداوند يگانه به خدائي نپذيريم، پس هرگاه (از اين دعوت) سر برتابند، بگوئيد گواه باشيد كه ما تسليم (اوامر و نواهي خدا) هستيم.»
اصحاب پيامبر ص كه رضوان خدا نصيب آنان باد و پيروان نيك‌روش آنان نيز اين رسالت مهم و وظيفه‌ي خود را در برابر آن به خوبي مي‌دانستند. از اين رو هنگامي كه رستم فرمانده سپاه ايراني از ربعي بن عامر نماينده‌ي لشكر اسلام در جنگ قادسيه پرسيدكه شما چه‌كساني هستيد؟ و خواسته‌‌شما ‌چيست؟ در پاسخ گفت : «ما قومي هستيم كه خداوند برگزيده تا مردم را از بندگي بندگان به سوي بندگي پروردگار يكتا هدايت كرده و از تنگناي دنيا به وسعت آن و از جور اديان به طرف عدل اسلام رهنمود سازيم.» 

توحيد چگونه تحقّق مي‌يابد؟
توحيدي‌كه پيامبران از جانب خدا آورده‌اند و اسلام به اثبات و تأكيد و حمايت آن توجه نموده است، تحقّق پيدا نخواهد كرد و ريشه‌هاي آن استوار نخواهدگشت و شاخه‌هاي آن رشد نخواهد كرد، مگر اين كه عناصر زير براي آن فراهم شود: 
عنصر اول : خالص گردانيدن عبادت براي خداوند يكتا
عنصر دوم : كافر دانستن همه‌ي طاغوتيان و اظهار بيزاري از همه‌ي كساني كه آنان را عبادت كرده و يا به سرپرستي گرفته‌اند. 
عنصر سوم : پرهيز از تمام اشكال و رنگ‌هاي شرك و بستن راه‌هاي نفوذ آن. 
[حال به توضيح اين سه عنصر مي‌پردازيم]
اول : عبادت خالص براي خدا
به اين معني كه تمام حقوق خداوندي به طوركامل به او داده شود مانند : تعظيم، محبت و تسليم مطلق. و اين عبادت خالص به وسيله‌ي سه امر زير ثابت مي‌گردد:
1ـ انساني كه مدّعي يكتاپرستي است، نبايد هيچ شخصي را همانند خداوند تعظيم نمايد. خداوند فرموده است : 
 قُلْ أغَيْرَ اللهِ أبْغِي رَبَّاً وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيءٍ   انعام/64
«بگو : آيا (سزاوار است كه) پروردگاري جز خدا را طلب كنم و حال 
آن كه او پروردگار هر چيزي است.»
پس طبق اين آيه تمام اربابان غيرخدايي كه مردم عبادت مي‌كنند و ياآنها را تعظيم مي‌كنند بايد نابودشوند، چه از جنس سنگ هستند يا از جنس بشر. به همين سبب دعوت پيامبر  براي پادشاهان و اميران اين بود كه : 
 ألاَّ نَعْبُدَ إلاَّ اللهَ و لا نُشْرِكَ بِهِ شيئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضَاً أرْبَابَاً مِنْ دُونِ اللهِ آل‌عمران/64
«كه جز خداي يگانه را نپرستيم و چيزي را شريك او نكنيم و برخي از ما برخي ديگر را به جاي خداوند يگانه به خدايي نپذيريم.»
2ـ انساني كه مدّعي يكتاپرستي است،‌ نبايد غير از خداوند سرپرستي داشته باشد كه او را به اندازه‌ي خدا دوست بدارد. 
 قُلْ أغَيرَ اللهِ اتَّخَذُ وَلِيَّاً فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضِ  انعام/14
«بگو : آيا غير خدا را معبود و ياور خود بگيرم؟! در حالي كه او آفريننده‌ي آسمان‌ها و زمين است؟»
و نيز فرموده است : 
 وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللهِ أنْدَادَاً يُحِبُّونَهُم كَحُبِّ اللهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أشَدُّ حُبَّاً للهِ  بقره/165
«برخي از مردم هستند كه غير از خدا،