به كتاب‌هائي كه پيش‌تر (از قرآن) نازل نموده است (و هنوز تحريف نشده‌اند) ايمان بياوريد، هركس كه به خدا  و فرشتگان و كتاب‌هاي خداوندي و روز رستاخيز كافر شود (و يكي از اينها را نپذيرد) واقعاً در گمراهي دور و درازي افتاده است.»
و در حديث مشهور جبرئيل آمده است‌كه پيامبر گرامي اسلام  در پاسخ به سؤال جبرئيل‌ كه درباره‌ي ايمان پرسيد، فرمود : «ايمان يعني اين كه به خدا، فرشتگان، كتاب‌هاي آسماني، پيامبران، روز قيامت و قَدَر خير و شرّ باور قلبي داشته باشي.» 
پس طبق بيان قرآن و حديث، ايمان به خداوند اصل و ساير اركان عقيدتي وابسته و مربوط به آن است. و تو به عنوان يك فرد مؤمن پس از ايمان به خداست كه به ملائكه وكتاب‌هاي آسماني، پيامبران، ديدار پروردگار، محاسبه و قضا و قدر اعتقاد پيدا مي‌كني.
در واقع ايمان به رسول خدا قابل تصور نيست مگر پس از ايمان به كسي كه او را فرستاده و ايمان به روز جزا و محاسبه نيز قابل تصوّر نيست مگر پس از ايمان به مجازات‌كننده و حسابرس. 
ايمان به خدا، به طور قطعي ايمان به وجودِ او، ايمان به يكتايي او در ربوبيّت و الوهيت، ايمان به اسم‌هاي نيكو و صفات والاي او را نيز شامل‌ مي‌شود اسم‌ها و صفت‌هايي ‌كه نشان مي‌دهند خداوند به گونه‌اي شايسته به همه‌ي كمالات آراسته و از همه‌ي نقايص پيراسته است. 
طي بررسي‌هاي گذشته چنان نتيجه گرفتيم‌ كه وجود خداوند حقيقتي است خارج از هرشكّ وترديد، و در واقع آشكارترين همه حقايق است كه فطرت سالم بر آن گواه و عقل هدايت يافته دليل آن است. و آنان كه در علم و دانش بهره‌ي فراوان دارند، با مشاهده‌ي عجائب خدا در نوآوري و نقشه‌كشي و اندازه‌گيري و هدايت‌بخشي كه در اطراف و درون خود مي‌يابند، اين حقيقت را دوباره تأكيد مي‌كنند. 
و اگر اين حقيقت بزرگ يعني وجود خدا براي بعضي‌ از انسان‌هـا پوشيده مانده است، جواب آن را در اين تعبير بايد جُست‌كه : اين پوشيدگي و خفا از شدّت ظهور حاصل شده  است. و اگر عدّه‌اي ديگر در برابر فطرت خدا گراي مشترك ميان همه‌ي بشريّت، بزرگي نشان مي‌دهند و تكبّر مي‌ورزند و با منطق عقل و علم مبارزه مي‌كنند و در نتيجه، خداي را انكار مي‌كنند، آنان همانند موارد استثنايي هستند‌ كه قاعده كلّي را نفي نمي‌كنند.‌
ط) نذر كردن براي غير خدا 
نذر براي غيرخدا [هرچه و هركس كه باشد] شرك است. مانند نذر براي مردگان. 
زيرا نذر عبادت و سبب نزديكي به ‌خدا است و عبادت جز براي خدا جايز نيست. خداوند مي‌فرمايد : 
 وَ مَا أنْفَقْـتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أوْ نَذَرْتُم مِنْ نَذرٍ فَإنَّ اللهَ يَعْلَمُهُ وَ مَا للظَّالِمِينَ مِنْ أنْصَارٍ   بقره/270
«و هر هزينه‌اي را كه (در راه خير و شرّ) متحمل مي‌شويد، يا هر نذري را كه به گردن مي‌گيريد، بي‌گمان خداوند آن را مي‌داند و ستمگران را ياوري نيست.» 
منظور از ظالمين‌در اين‌آيه مشركان هستند. زيرا شرك، ظلم عظيم است و كسي‌ كه هدف عبادتش غير خدا باشد، دچار شرك گرديده است. 
يكي از علماء مي‌گويدكه : آنچه‌كه بيشتر مردم به خاطر آن‌ نذر مي‌كنند ـ طبق آنچه‌كه ديده‌مي‌شودـ‌ يا در مورد شخص يا چيزي است كه گم كرده‌اند يا مريضي دارند و يا نيازي دارند، در اين صورت نزد قبر انسان‌هاي‌صالح ‌مي‌رود و مي‌گويد: «اي آقاي من! اگر خداوند [به واسطه تو] گم شده‌ام را باز گرداند يا مريضم را شفا دهد يا نيازم را برآورده سازد، آن مقدار طلا يا غذا و يا شمع و روغن را براي تو اهدا مي‌كنم. امّا بايد دانست كه چنين نذري طبق نظر همه‌ي علما باطل است،‌ به چند دليل : 
اول : زيرا اين نذر براي مخلوق شده است و نذر براي مخلوق جايز نيست. زيرا نذر نوعي‌عبادت است و عبادت براي مخلوق جايز نيست. 
دوم : شخصي كه براي وي نذر مي‌شود، مرده است و مرده نمي‌تواند مالك چيزي باشد. 
سوم : شخصي‌كه چنين نذري مي‌كند، معتقد است‌كه مردگان توانايي انجام دادن كارها و دخالت در امور دنيا را دارند و اعتقاد به چنين چيزي كفر است. 
آن عالِم در ادامه مي‌گويد : حال كه اين را دانستي، بدان كه درهم‌ها و شمع‌ها و روغن‌ها [و يا هر چيز ديگري] كه به بارگاه اوليا و قبور آنان برده شود تا به آنان نزديك گردند و رضايتشان را جلب كنند،‌ طبق نظر همه‌ي علماي اسلام حرام است. و نذري‌كه حرام است، انجام آن‌ لازم نيست و حتي نادرست است. زيرا : 
اولاً : آن نذر مطابق دستور پيامبر ص نبوده و ايشان فرموده‌اند كه : «هركس كاري انجام دهد كه مطابق دستور ما نباشد، مردود است.» (به روايت مسلم)
دوماً: نذر براي غير خدا شرك است و شرك جزو آن دسته از امور حرام نيست كه براي جبران آن نياز به كفّاره و فديه و … باشد و فقط نياز به استغفار دارد. امام ابن‌تيميه نيز چنين نظري دارد. 
سوماً : نذر آن شخص گناه است و در سنّت پيامبر ص بيان شده كه هر نذري اگر شامل گناه يا شرك باشد، نه تنها وفا به آن لازم نيست، بلكه ناجايز است. در اين مورد در صحيح بخاري از عايشه به صورت مرفوع آمده است كه : «اگر كسي براي عبادتِ خدا نذري كرد، بايد آن را انجام دهد و اگر كسي براي كاري گناه نذر كرد، آن را انجام ندهد.»
و نيز از ثابت بن ضحّاك روايت شده كه : 
«مردي نذر كرد كه در «بوانه» شتري را قرباني كند. براي اين كار از پيامبر ص سؤال كرد. ايشان فرمود : آيا در آن مكان در زمان‌جاهليّت بتي وجود داشت ‌كه عبادتش ‌كنند؟ عرض كردند: خير. فرمود : پس آيا در آنجا جشني از جشن‌هاي مشركين انجام مي‌شد؟ عرض كردند : خير. سپس پيامبر ص فرمود : «پس به نذرت وفا كن،‌ زيرا [فقط] در كارهاي گناه و اموري كه در اختيار انسان نيست، به نذر وفا نمي‌شود. (به روايت ابوداود)
ي) قرباني‌كردن براي غير خدا
يكي ديگر از انواع شرك، پيشكش‌كردن قرباني و سربريدن حيوان براي غيرخدا است. روش‌جاري‌ مشركين در همه امت‌ها اين بوده‌كه بوسيله‌ي قرباني‌كردن حيوانات،‌ خدايان و بت‌هاي خود را خشنود سازند. در نتيجه اسلام چنين عملي را باطل كرد و در آيه‌ي 3 سوره مائده فرمود : 
  حُرِّمَتْ عَلَيكُم … وَ مَا اُحِلَّ لِغَيرِ اللهِ … وَ مَا ذُبِحَ عَلَي النُّصُبِ …  مائده/3
«بر شما حرام است (خوردن گوشت) حيواناتي كه به هنگام ذبح نام غيرخدا بر آنها برده شود و حيواناتي كه براي نزديكي به بتان قرباني شده‌اند و خداوند امر كرده كه قرباني فقط براي خدا باشد.» 
و به همين دليل، خداوند به پيامبرش دستور مي‌دهد كه نماز و قرباني‌اش را براي خدا انجام دهد : 
 فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ   كوثر/2
و به او امر مي‌كند كه در ميان مشركين اعلام كند كه روش او در نماز و قرباني برخلاف آنان است : 
 قُلْ إنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي للهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ اُمِرْتُ   انعام/162 ـ 163
«بگو : نماز و قرباني و زيستن و مردن من از آن خداست كه پروردگار جهانيان است، خدا را هيچ شريكي نيست و به من همين دستور داده شده است.» 
از علي (رض) روايت است