: همة شيعيان, امامان و تمامي مخالفانشان دوباره زنده مي شوند و به دنيا باز مي گردند, اين اعتقاد خرافاتي كينه و بغض قلبي شيعيان را آشكار مي سازد, كينه اي كه با چنين خرافاتي آن را ابراز مي كند, سبائيه عقيدة رجعت را وسيله اي براي انكار قيامت قرار دادند.
--------------------------
[1] بازگشت مردگان به دنيا.
[2] مفيد, اوائل المقالات ص 51.
[3] محب الدين خطيب, الخطوط العريضة ص 80.
[4] مفيد, اوائل المقالات ص95.
[5] باقر مجلسى, حق اليقين ص347 .
يكي از معاصرين شيعه تقيه را اينگونه تعريف مي كند: «تقيه يعني اينكه براي دفع ضرر از جان و مال و يا حفظ ارزش خود, سخن و يا فعلي بر خلاف عقيده ات اظهار كني»[1]. آنان مي پندارند كه حضرت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم هنگام وفات عبدالله بن أبي بن سلول رئيس منافقان, تقيه كرده است,‌ آنگاه كه خواست بر جنازه اش نماز بخواند, عمر گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر منافقان منع نكرده, پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم در پاسخ گفت: واي بر تو, چه مي داني كه من برايش چه دعايي كرده ام, من چنين دعا كردم, پروردگارا شكم و قبرش را از آتش پر كن و او را در آتش بيانداز»[2].

برادر مسلمان! ببين كه چگونه به حضرت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم دروغ نسبت مي دهند, مگر معقول است كه صحابه بر جنازه عبدالله بن أبي بن سلول دعاي رحمت كنند و نبي رحمت صلي الله عليه وآله وسلم نفرين كند؟!

كليني نقل مي كند كه: «ابوعبدالله گفت: اي ابوعمر نه دهم دين در تقيه است, هر كس تقيه نكند دين ندارد, در هر چيزي مي توان تقيه كرد مگر در نبيذ و مسح بر موزه (خف)»[3]. و همچنين نقل مي كند كه ابوعبدالله گفت: دين خود را با تقيه حفظ كنيد و كسي كه تقيه نكند ايمان ندارد»[4]. 

آري روافض تقيه را فرض مي دانند كه بدون آن مذهب وجودي ندارد و اصولش را نهان و آشكار مي آموزند و با مردم تقيه مي كنند خصوصاً كه در شرايط نامطلوبي قرار داشته باشند, پس اي مسلمان مواظب و هوشيار باشيد كه فريب تقية شيعه ها را نخوريد.
------------------------
[1] محمد جواد مغنيه,‌ الشيعة في الميزان ص 48 .
[2] فروع كافى, كتاب الجنائز ص 188.
[3] نوعى جوراب ضخيم كه از پوست و غيره ساخته مى شود.
[4] كليني, اصول كافى ص482-483.
هدف از خاك نزد روافض خاك قبر حسين رضي الله عنه است, يكي از گمراهانشان بنام محمد بن نعمان حارثي كه به لقب «شيخ مفيد» معروف است, در كتاب المزار نقل كرده كه ابوعبدالله گفت: «خاك قبر حسين شفاي هر دردي است و آن درمان بزرگ است».
عبدالله گويد: كام فرزندانتان را با خاك قبر حسين بماليد. 
و مي گويد: از خراسان براي ابي الحسن رضا بغچه اي پارچه فرستادند و در ميان آن مقداري خاك بود, از پيك پرسيدند: اين چيست؟‌ گفت: خاك قبر حسين است, هر گاه پارچه و يا چيزي ديگر مي فرستاد, مقداري خاك در آن مي گذاشت و مي گفت: اين خاك به إذن خدا امان است. مي گويند مردي از امام صادق پرسيد كه خوردن خاك قبر حسين چگونه است؟ امام صادق در پاسخ گفت: هر گاه خاك قبر حسين را خوردي چنين دعا كن: «اللهم إني أسألك بحق الملك الذي قبضها، وأسألك بحق النبي الذي خزنها، وبحق الوصي الذي حل فيها أن تصلي على محمد، وعلى آل محمد وأن تجعله شفاء من كل داء، وأماناً من كل خوف، وحفظاً من كل سوء».

«پروردگارا به حق فرشته اي كه اين خاك را مشت كرده و پيامبري كه انبارش كرده و وصيّي كه در آن خوابيده, از تو مي خواهم كه بر محمد و آل محمد درود فرستي و اين خاك را شفايي براي هر درد, و اماني از هر ترس و حفاظتي از هر بدي قرار بدهي».

از ابوعبدالله دربارة استعمال خاك قبر حمزه و حسين و اينكه كداميك برتر است پرسيده شد, در پاسخ گفت: تسبيحي كه از خاك قبر حسين ساخته شده, خود بخود در دست صاحبش تسبيح مي گويد, بدون اينكه صاحبش تسبيح بگويد»[1] شيعه ها معتقدند كه شيعه از خاكي ديگر و سني از خاكي ديگر آفريده شده و اين دو خاك به مقدار مشخصي با هم مخلوط شده, هر جرم و جنايتي كه شيعه مي كند بر اثر خاكي است كه از سني با او مخلوط شده و اعمال خير و ستودة‌ سني بر اثر خاكي است كه از شيعه با او آميخته است, و روز قيامت گناهان و بديهاي شيعه بر دوش اهل سنت گذاشته مي شود و حسنات اهل سنت را به شيعه مي دهند»[2].
---------------------------
[1] مفيد, كتاب المزار ص125.
[2] علل الشرائع ص 490-491 و بحار الأنوار 5/247- 248.روافض خون و مال اهل سنت را حلال مي دانند, صدوق در كتاب «العلل» با سند خود از داود بن فرقد نقل كرده كه مي گويد: از ابوعبدالله پرسيدم كه دربارة ناصبي چه مي گويي؟ گفت؟ خونش حلال است, لكن بر تو بيم دارم, اگر توان داشتي كه ديواري بر سرش فرو ريزي و يا در دريا غرقش كني, اين كار را بكن, تا نتواند عليه تو گواهي دهد, گفتم: دربارة مالش چه مي گويي؟‌ گفت: تا مي تواني بردار»[1].
فراتر از اين روافض معتقدند كه كفر اهل سنت از كفر يهود و نصاري غليظ تر و بدتر است زيرا يهود و نصاري اصالتاً كافرند اما اهل سنت مرتدند و به اتفاق علما كفر رده بدتر است و بدين سبب شيعه عليه مسلمانان با كافران همكاري مي كنند و تاريخ نيز بر اين مطلب گواه است[2].
در كتاب وسائل الشيعه از فضيل بن يسار نقل شده كه گفت: « از ابوجعفر پرسيدم كه آيا زن شيعه را مي توان به نكاح ناصبي در آورد؟ گفت: خير, زيرا ناصبي كافر است»[3].
اهل سنت به دشمنان حضرت علي رضي الله عنه نواصب مي گويند, اما شيعه ها اهل سنت را نواصب مي نامند, زيرا كه ابوبكر و عمر و عثمان را از علي مقدم مي دارند, در صورتي كه تفضيل ابوبكر و عمر بر علي در زمان پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نيز وجود داشته است, ابن عمر مي گويد: «ما در زمان پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم از ميان مردم ابوبكر سپس عمر و سپس عثمان را بهترين مي دانستيم» رواه البخاري, طبراني در معجم الكبير مي افزايد: «پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم از اين امر آگاه مي شد و چيزي نمي فرمود». و ابن عساكر آورده: «ما ابوبكر و عمر و عثمان و علي را افضل مي دانستيم».
احمد و غيره روايت كرده اند كه حضرت علي بن ابي طالب رضي الله عنه فرمود: «بهترين اين امت پس از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم ابوبكر سپس عمر است و اگر بخواهم مي توانم سومشان را نيز نام ببرم, ذهبي مي گويد: اين متواتر است»[4].
---------------------------
[1] المحاسن النفسانية ص 166.
[2] شيخ الاسلام ابن تيميه مى گويد: شيعه ها هنگام غارت شهرهاى اسلامي توسط تاتارها, با آنها همكارى كردند, فتاوى 35/151 و سليمان بن حمد العوده, كيف دخل التتر بلاد المسلمين.
[3] حر عاملى, وسائل الشيعه 7/431 و التهذيب 7/303 .
[4] شيخ عبدالله جبرين, التعليقات على متن لمعة الاعتقاد ص 91.متعه نزد شيعه (والعياذ بالله) فضيلت بزرگي دارد, در كتاب منهج الصادقين آمده كه امام صادق فرمود: متعه دين من و دين نياكان من است, هر كس متعه كند بر دين ما عمل نموده و هر كس انكارش كند, دين ما را انكار كرده, بلكه به ديني غير از دين ما گرويده, فرزند متعه از فرزند همسر دايمي بهتر است و منكر متعه كافر و مرتد است»[1].

قمي از عبدالله بن سنان نقل كرده كه ابوعبدالله فرمود: «خداوند تبارك و تعالي ب