ت مي كنند و همچنين روافض زنان خود را متعه مي كنند و آنان را براي خود حلال مي دانند.
يهود و نصاري در دو چيز از شيعيان برترند و آن اينكه از يهود پرسيده شد كه:‌ بهترينان شما يهوديان چه كساني هستند؟
 گفتند: اصحاب و ياران موسي, و از نصاري پرسيدند كه: بهترينان شما چه كساني هستند؟ 
گفتند: حواريان عيسي, و از روافض پرسيدند كه: بدترين افراد دين شما چه كساني هستند؟  گفتند: اصحاب محمد صلي الله عليه وآله وسلم[3].
--------------------------
[1]- امام احمد, المسند4/147, 5/417, 422 و سنن ابوداوود 418 و ابن ماجه 689, در زوائد ذكر شده كه: اسنادش حسن است.
[2]- طائفه اى از شيعه بنام «غرائبية» معتقدند كه جبرئيل عليه السلام خيانت كرده,‌ زيرا بجاى على وحى را بر محمد صلى الله عليه وآله وسلم نازل كرده, در صورتى كه على بن ابى طالب به پيامبرى از محمد صلى الله عليه وآله وسلم حقدارتر بود و به اين خاطر مى گويند: «خان الأمين و صدها عن صدر». «جبرئيل امين خيانت كرد و وحى را از على دريغ داشت».
ببين برادر مسلمان كه چگونه حضرت جبرئيل عليه السلام را به خيانت متهم مى كنند, در صورتى كه خداوند او را امين مى نامد آنجا كه مى فرمايد: «نزل به الروح الأمين». و نيز مى فرمايد: «مطاع ثم أمين» برادر مسلمان دربارهء اين اعتقاد روافض چه مى توان گفت؟
[3]- شيخ الإسلام ابن تيميه, منهاج السنة 1/24.روافض اعتقاد دارند كه امامان معصومند و غيب مي دانند, كليني مي گويد: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «ما مخزن علم و ترجمان امر خداييم, ما قومي معصوم هستيم كه به پيروي از ما امر و از نافرماني ما نهي شده است, ما براي همة‌ آنان كه زير آسمان و روي زمين هستند,‌ حجة الله البالغة‌ هستيم»[1].
و نيز از امام جعفر روايت مي كند كه فرمود: «هر گاه امام بخواهد چيزي را بداند (خود بخود) مي داند و امامان مي دانند كه چه وقت مي ميرند و مرگشان در اختيار خودشان است»[2].
خميني در يكي از رسائل خود امامان را از پيامبران افضل مي داند, مي گويد: «امامان ما مقامي دارند كه هيچ فرشتة مقرب و پيامبر مبعوث شده اي به آن نمي رسند».
شيخ الإسلام ابن تيميه مي گويد: روافض مي پندارند كه دين در اختيار احبار و رهبان (روحانيون) است, هر چه را بخواهند حلال و يا حرام مي كنند,‌ و دين همان است كه آنان تعيين كنند»[3].
خوانندة‌ گرامي! اگر مي خواهي از كفر,‌ شرك و افراط شيعيان اطلاع يابي اشعار زير را كه شيخشان ابراهيم حر عاملي دربارة حضرت علي رضي الله عنه اين سروده را بخوان, او مي گويد:
1- أباالحسن أنت عين الإله             وعنوان قدرته السامية
2-أنت المحيط بعلم الغيوب           فهل تعزب عنك من خافية
3-وأنت مدير رحي الكائنات          ولك أبحارها السامية
4-لك الأمر إن شئت تحيي غداً      وإن شئت تسفح بالناصية
1- اي ابوالحسن تو چشم خدا و نشان قدرت بلندش هستي.
2- علم غيب كف دست توست, مگر چيزي از تو پنهان مي ماند.
3- تو آسياي كائنات و صاحب درياهاي بي كرانش هستي.
4- اختيار با توست, اگر بخواهي فردا(ي قيامت) زنده مي كني و اگر بخواهي به موي پيشاني مي كشاني.
شخصي ديگر در مدح حضرت علي بن ابي طالب رضي الله عنه مي گويد:
أبا حسن أنت زوج البتول --- وجنب الإله ونفس الرسول
وبدر الكمال و شمس العقول ---- ومملوك رب وأنت الملك
دعاك النبي بيوم الكدير ---- ونص عليك بأمر الغدير
لأنك للمؤمنين الأمير  ----  وعقد ولايته قلدك
إليك تصير جميع الأمور ---- وأنت العليم بذات الصدور
وأنت المبعثر ما في القبور ---- وحكم القيامة بالنص لك
وأنت السميع وأنت البصير ---- وأنت على كل شيء قدير
ولولاك ما كان نجم يسير ---- و لا دار لولاك الفلك
وأنت بكل البرايا عليم ---- وأنت المكلم أهل الرقيم
ولولاك ما كان موسى الكليم ---- كليماً فسبحان من كونك
سترى سر أسمك في العالمين ---- فحبك كالشمس فوق الجبين
وبغضك في أوجه المبغضين ---- كقير فلا فاز من أبغضك
فمن ذاك كان ومن ذا يكون ---- وما الأنبياء وما المرسلون
وما القلم اللوح ما العالمون ---- وكل عبيد مماليك لك
أبا حسن يا مدير الوجود ---- وكهف الطريد ومأوى الوفود
ومسقي محبيك يوم الورود ---- ومنكر في البعث من أنكرك
أبا حسن يا علي الفخار ---- ولاءك لي في ضريحي منار
واسمك لي في المضيق الشعار ---- وحبك مدخلي جنتك
بك المزيدي علي دخيل ---- إذا جاء أمر الإله الجليل
ونادى المنادي الرحيل الرحيل ----وحاشاك تترك من لاذ بك

1-     ابوالحسن تو همسر بتول, پهلوي خدا و جان پيامبري.
2-     تو بدركمال و خورشيد عقولي و مملوك پروردگار و تو پادشاهي.
3-     پيامبر در روز ابري تو را فرا خواند و تو را به امر غدير بر گزيد(واعلام كرد).
4-     به اين كه تو مؤمنان را اميري و عهد ولايتش را به گردنت آويخت.
5-     بازگشت همة امور به سوي توست و آنچه در دلهاست تو بدان آگاهي.
6-     تو مردگان را از قبرها بر مي انگيزي و حكم قيامت مخصوص توست.
7-     تو سميع و تو بصيري, و تو بر هر كاري توانايي.
8-     اگر تو نبودي هيچ ستاره اي حركت نمي كرد و بي تو فلك نمي چرخيد.
9-     تو به تمام مخلوقات آگاهي و تو با مردگان سخن مي گويي.
10- اگر نبودي موسي, كليم الله نمي شد, پس پاك است آنكه تو را آفريده.
11- راز نامت را در جهانيان خواهي ديد, محبت تو همچو خورشيد بر فراز هر جبيني است.
12- بغض تو در چهرة دشمنان همچو قير است, ناكام باد هر كس تو را دشمن دارد.
14,13- هر چه بوده و هر چه پديد آيد,‌ پيامبران و مرسلين, قلم, لوح و همة‌ جهانيان, برده و غلام و مال تو هستند.
15- ابوالحسن اي گردانندة گيتي و پناه رانده شدگان و مأواي گروهها.
16- يوم الورود[4] محبانت را آب مي دهي, و روز رستاخيز آنهايي را كه تو را نشناختند, نمي شناسي.
17- ابوالحسن اي علي پر افتخار, محبت تو روشني قبر من است.
18- در هر مشكلي نام تو ورد زبانم است و محبت تو مرا در بهشت وارد مي كند.
19- مزيدي دامن تو را مي گيرد, آنگاه كه امر خداوند جليل (قيامت) فرا رسد.
20- آنگاه كه منادي فرياد بر آورد الرحيل الرحيل, كسي كه به تو پناه آورده, مبادا رهايش كني.
آيا كسي كه به دين اسلام معتقد است چنين قصيده اي   مي گويد؟ بخدا سوگند اهل جاهليت نيز به اين شرك‌, كفر و افراطي كه اين رافضي گرفتارش شده, گرفتار نبوده اند.
-----------------------------
[1] كليني, اصول كافي, ص 165.
[2] مرجع سابق, كتاب الحجة (1/285).
[3]- ابن تيميه منهاج السنة (1/482).
[4] روز آب نوشيدن از حوض كوثر.
رجعت بدعت ديگري است كه روافض ايجاد كردند, مفيد مي گويد: «اماميه بر وجوب رجعت [1] بسياري از مردگان اتفاق نظر دارند»[2]. يعني اينكه امام آخر الزمان (قائم) از سرداب بيرون مي آيد و تمامي مخالفان سياسي خود را سر مي برد و حقوق شيعيان را كه در طول تاريخ از آنها غصب شده, به آنها باز مي گرداند[3].
سيد مرتضي در كتاب مسائل الناصرية مي گويد: «ابوبكر و عمر در زمان مهدي (امام دوازدهم روافض) كه او را قائم آل محمد مي نامند, به درختي مي آويزند, و در پي آن, درخت خشك مي شود»[4].
مجلسي مي گويد: محمد بن باقر گفت: «هر گاه مهدي قيام كند, عائشه أم المؤمنين را زنده مي كند و بر او حد (زنا) جاري مي كند»[5].
عقيدة رجعت پس از مدتي گسترش يافت و گفتند