ا را به سزای اعمالشان برسانيم. عده ای گفتند: ابتدا به بصره برويم و از آنجا آغاز می کنيم و هر کسی که در قتل عثمان -رضی الله عنه- دست داشته او را قصاص می کنيم. همه افراد بر اين رأی اخير موافقت کردند (و به هيچ وجه سخنی در مورد جنگ و رويارويي با حضرت علی -رضی الله عنه- به ميان نيامده) . (يعلی بن اميه) با کمک های قابل توجهش که در حدود ششصد سواری و ششصد هزار درهم بودسپاه عايشه -رضی الله عنها- را مجهز کرد. همچنين (ابن عامر) کمک های شايانی را برای ارسال سپاه حضرت عايشه -رضی الله عنها- نمود و لشکر او به حدود سه هزار نفر رسيد.

در اين سفر حضرت عايشه -رضی الله عنها- در هودجی که بر شتری به اسم (عسکر) قرار داشت حمل می شد[2]. « هنگامی که حضرت طلحه و زبير و حضرت عايشه ديدند که حضرت علی -رضی الله عنه- در مورد قصاص قاتلان حضرت عثمان-رضی الله عنه- اقدامی نمی کند, خواستند خودشان اين امر را اجرا نمايند و به قصد انتقام و قصاص قاتلان به سوی بصره لشکر کشی کردند نه به نيّت ديگری اما مسئله اي که قابل توجه است اينکه بدون مشورت حضرت خليفه از مدينه خارج شدند و دست به اين اقدام زدند[3] . وقتی خبر لشکر کشی اهالی مکّه به اطلاع حضرت علی -رضی الله عنه- رسيد ايشان برای جلوگيری از قتل و خونريزی و حل اين مشکل به سوی عراق حرکت کردند و در بصره به سپاه آنان رسيدند اين حادثة بزرگ در سال 36 هجری برابر با 656 ميلادی اتفاق افتاد و به دليل اينکه حضرت عايشه -رضی الله عنها- در هودجی بر شتر حمل می شد اين واقعه به (جَمَل) شهرت يافت[4]. دو لشکر رو در روی هم قرار گرفتند. لحظات بسيار سخت و جانسوزی بود. شاگردان مکتب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- دچار آزمايش بسيار بزرگی شده بودند. اصلاً باور کردنی نبود که ياران رسول الله -صلی الله عليه وسلم- در مقابل هم صف آرايي کرده و بخواهند بر روی هم شمشير بکشند. بزرگان اصحاب چون حضرت علی -رضی الله عنه- حضرت عمار -رضی الله عنه- حضرت طلحه -رضی الله عنه- و ... لحظاتی را به ياد آوردند که رسول الله -صلی الله عليه وسلم- در مورد بعضی از اصحاب که در دو لشکر حضور داشتند چه وعده هايي داده بود. حديث مشهور در مورد عشرة مبشره که حضرت علی -رضی الله عنه- و از اين طرف هم حضرت طلحه و حضرت زبير -رضی الله عنهما- جزو آنان بودند و يا در مورد حضرت عمار -رضی الله عنه- که رسول الله-صلی الله عليه وسلم- شهيد شدنش را به دست گروه (ياغيان) پيشگويي کرده بود تمامی اينها مواردی بودند که بزرگان را از شروع جنگ باز می داشت و تمام سعی و تلاششان اين بود که جنگ شروع نشود. به عنوان نمونه دو مورد را ذکر می کنيم؛

1 - حضرت عمار به مردم کوفه گفت : (أما والله إنّی لأعلم أنَّها –يعنی عائشه– زوجة نَبيّکم فی الدّنيا والآخرة, ولکنَّ الله ابتلاکم بها لِينظر أتتبعونه أو إيّاها)[5]. آهای اهل کوفه! مواظب باشيد! نگاه کنيد که در مقابل چه کسی ايستاده ايد به خدا قسم من به درستی می دانم که عايشه در دنيا و آخرت همسر پيامبر تان است اما اين امتحانی است که خداوند به وسيله او شماها را آزمايش  می کند که آيا از خدا پيروی می کنيد يا از او . 

2 - حضرت امير المؤمنين علی ابن ابی طالب -رضی الله عنه- نيز حضرت طلحه و زبير-رضی الله عنهما- را فرا خواند و با آنان مذاکره نمود و پس از آن حضرت طلحه -رضی الله عنه- ميدان جنگ را ترک کرده و در طول مسير شهيد شد[6] . و حضرت زبير -رضی الله عنه- نيز به همين شکل پس از شنيدن گفته های حضرت علی -رضی الله عنه- در مورد احاديث پيامبر-صلی الله عليه وسلم- که چنين روزی را پيش گويي فرموده بود, به محض شنيدن حقايق از زبان حضرت علی -رضی الله عنه-  فوراً صحنه را ترک کرده و به سوی مدينه به راه افتادند, که ايشان نيز به شکلی در طول مسير به شهادت رسيد -رضی الله عنهما- [7]. 

اينها دلايلی هستند بر اينکه :

 1- اين عزيزان خواهان جنگ و خونريزی و قتل عام اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- نبودند . 

2 - حضرت طلحه و حضرت زبير -رضی الله عنهما- به هيچ وجه دنبال رياست و خلافت نبوده اند. عليرغم همة اينها عده ای در هر دو سپاه نفوذ کرده که در صدد بر افروختن آتش جنگ بوده و فقط آنان بودند که برای جنگ و خونريزی آمده بودند. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  البدايه و النهايه ج 7 ص 242
[2] البدايه و النهايه ج 7 ص 242.
[3] سير اعلام النبلاء ج 2 ص 638.
[4]  همان.
[5]  سير اعلام النبلاء ج 2 ص 638.
[6]  در مورد چگونگی شهيد شدن حضرات طلحه و زبير -رضی الله عنهما- و  استان زندگی شان به اثر ديگر نگارنده ( طلحه و زبير را بهتر بشناسيم ) مراجعه شود.
[7] اسد الغابه ج 2 ص 105.وضعيت دو سپاه

(سعد بن ابراهيم زهری) روايت می کند که يکی از افراد سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- به من گفت: کنا مع علي أربعة آلاف من أهل المدينة)[1] . 

ما چهار هزار نفر از اهل مدينه با علی -رضی الله عنه- بوديم. (جعفر بن أبی مغيره) نيز از (سعيد بن جبير) روايت می کند: کان مع علي يوم وقعه الجمل ثمانمائة من الانصار و أربعمائة ممَّن شهد بيعة الرضوان[2] . در روز واقعه جمل هشتصد تن از انصار و چهار صد تن از اصحاب بيعت الرضوان همراه حضرت علی -رضی الله عنه- بودند . همچنين (مُطَلِّب بن زياد) از (سدی) نقل می کند که: در واقعه جمل يکصد و سي نفر از بدري ها و هفتصد تن از اصحاب ديگر رسول الله -صلی الله عليه وسلم- حضور داشتند ودر اين معرکه ازهر دو سپاه سي هزار نفر کشته شد که از اين واقعه اي عظيم تر از اين وجود ندارد[3] .  

(سلحه بن کهيل) نيز مي گويد: از کوفه نيز شش هزار نفر به سوي بصره حرکت کردند و در ذي قار خود را به سپاه علي -رضی الله عنه- رساندند وتا رسيدن به بصره ومحل رويارويي دو سپاه تعدادشان به چيزي حدود ده هزار نفر رسيد[4] . 
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  سير اعلام النبلاء ج 2 ص 638.
[2]  منبع سابق.
[3] منبع سابق ص 639.
[4] سير اعلام النبلاء ج 2 ص 639.آغاز گران جنگ

(کعب بن سور) که افسار شتر ام المؤمنين را می کشيد با اين نيت که از وقوع جنگ جلو گيری کند , مصحفی را برداشته و بين دو سپاه ايستاد و آنان را به آنچه در قرآن آمده فرا خواند اما ناگهان تيری را پرتاب کردند که به او اصابت کرد و همانجا جان باخت[1]  از آن طرف هم حضرت علی -رضی الله عنه- و حضرت طلحه -رضی الله عنه- که تمايلی به جنگ نداشتند مشغول مذاکره بودند که ناگاه متوجه شدند افراد اوباش و منافقانی که در دل دو سپاه خود پنهان کرده بودند شروع به تيراندازی کردند و بدين شکل جنگ در روز جمعه در خارج از بصره و نزديک قصر عبيد الله بن زياد آغاز شد[2]  حضرت طلحه -رضی الله عنه- فرياد می زد: ای مردم! دست نگه داريد , دارد فتنه ای برپا می شود! – اما در آن لحظه کسی گوش نمی داد – با ناراحتی به آسمان نگريست و با پروردگار به گفتگو نشست ؛ خدايا اينها به خاطر عثمان است ما به خاطر انتقام او در اين بلا گرفتار شديم ... خداوندا! حق عثمان را از من بگير تا تو راضی شوی[3].  به هر حال حضرت طلحه -رضی الله عنه- نخواست دستش به خون برادر مسلمانش آغشته شود , فوراً صحنه را ترک کر