ود روجزبیگون جز یک پیام آوری از پیام آوران علم و مذهب تربیتی اسلام نبود که بسوی اروپای مسیحی روانه گردیده بود، در صورتیکه خود او هرگز از این صراحت لهجه خسته نشد، و همیشه میگفت که یادگرفتن لغت عربی برای مردم زمان وی و فراگرفتن علوم عرب تنها را پیداکردن معرفت حق است، مناقشاتی را که در اطراف مذهب تجربی بنیان گذاران این مذهب دائر کردند، قسمتی از تحریفات دامنه دار اصول تمدن اروپائی است.
بلی، راه و روش تعلیمی عرب در عصربیگون در اروپا بطور چشمگیری گسترش یافت، و مردم دیار اروپا هم با عشق و علاقة فراوان بفراگرفتن آن روی آوردند، حالا باید دید «روجز» این علوم را از کجا آورده؟ و از کدام استادی فرا گرفته؟ جواب این پرسش بسیار روشن است، آیا جز دانشگاه های اسلامی که در اندلس بود جای دیگری دانشگاه دیگری هم وجود داشت، و قسمت پنجم کتابش که در بحث علوم بصری اختصاص داده در حقیقت نسحه ایست از کتاب المناظر ابن هیثم؟
و «دریبر آمریکائی» استاد دانشگاه نیویورک در کتابش بنام «نزاع بین علم و دین» میگوید: دانشمندان مسلمان بدقت دریافتند که اسلوب عقلی و نظری هرگز آدمی را به پیشرفت نمیرساند و آرزو در پیدایش حقیقت باید همیشه منوط بمشاهدة خود حوادث باشد تا بتوان از نزدیک با حقیقت آشنا شد، و روی همین اصل دائم شعار دانشمندان اسلامی در بحث های خود بکاربردن اسلوب تجربی و دستورات علمی و حسی بود، و حقاً که نتایج این نهضت علمی درخشان در پیشرفتهای چشمگیری که در صنایع عصر آنان پدید آمده بود بخوبی نمایان گردید، و حقیقتاً ما وقتی در کتابها و نوشته های آنان بیک رشته نظریه ها و آراء علمی برمیخوریم سرسام میگیریم، زیرا پیش از این خیال میکردیم که این نتیجه و محصول علم عصرحاضر است، و گمان میکردیم که این مائیم که بانیجا رسیده ایم، حالا معلوم میشود اشتباه کرده ایم، آنان سالها قبل از ما این راه را پیموده اند.
و از اینجاست که می بینیم مذهب نشو و ارتقا یعنی: نمو و پرورش و گسترش موجودات عضوی که امروز بعنوان یک مذهب جدید شناخته شده، آن روز در دانشگاه های مسلمانان تدریس میشده، و در این راه خیلی بیشتر از ما پیش تاختند، و این پیش تازی این است که این مذهب را آنان در جمادات و معادن نیز اجرا کردند، و ما «هنوز اندرخم یک کوچه ایم» آنان کسانی بودند که علم شیمی را در طبابت بکار بردند و در علم میکانیکی بمقامی رسیدند که توانستند با حدود و قوانین سقوط اجسام آشنا گردند و با کمال دقت حرکت اجسام را کنترل کردند، و در نظریات نوری و دید بصر بجائی رسیدند که توانستند نظریة یونانی را که میگفت: دید چشم بوسیلة نوری است که از چشم بسوی دیدگاه روان میگردد، تغییر بدهند و بگویند که قضیه بعکس است، و بوسیلة نوری است که از دیدگاه بسوی دیده میآید، مسلمانان آن روز بافنون مختلف نظریات اشعه و انکسار آن آشنائی کامل داشتند، «حسن بن هیثم» شکل منحنی را کشف نمود که میگوید: نور در فضا بطور منحنی حرکت میکند و با این قانون ثابت کرد که ماه و خورشید را قبل از آنکه در افق ما ظاهر شوند می بینیم، و همچنین اندکی پس از غروب باز می بینیم، و همین اندازه برای اثبات طبیعت این نهضت علمی که در سایة اسلام بوجود آمده برای ما بس است، همان نهضتی که قرآنکریم قوانین توجیهی آن را دربر دارد بدون اینکه بتفصیل آن بپردازد، و چون دائم التغییر است اسلام از تفصیل خودداری میکند.
و فقط آنچه که برای ما خیلی اهمیت دارد این است اشاره کنیم که اسلام دائم این نهضت علمی را در راه خیر سوق میداده، و از انحرافاتیکه امروز در سایة تمدن غربی دامن گیرش شده باز میداشت، و این انحرافات بخاطر این است که چون شیاطین وقت آن را در فاسدکردن ملتها و افراد بکار میبرند و در ویران ساختن مقدسات زندگی و انحلال روابط و شایع کردن خرافات در میان فرزندان آدم و حوا استخدام میکنند، با وسائلی که در اختیار دارند از قبیل سینما، رادیو، تلویزیون و روزنامه دائم تیشه بر ریشة بشریت میزند، و سپس در تولید سلاح های نابودکننده و استعمال وسائل مرگ آفرین در یک محیط وسیع از جهان از وجود این علم بهره برداری میکنند، و حال آنکه هنوز این جهان را گرسنگی تهدید بفنا میکند و نیروی اتم را که برای نابودکردن موجودات آماده کرده اند، در صورتیکه بتنهائی ممکن است، اگر در راه تولید غذا بکار ببرند این شکمهای گرسنه را سیر کند و این بلای سیاه را از سر مردم برگرداند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8.txt">بخش اول</a><a class="text" href="w:text:9.txt">بخش دوم</a><a class="text" href="w:text:10.txt">بخش سوم</a></body></html>اسلام در نمواجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز همینطور است دارای قانون عمومی است که دائم بگسترش سیمای خیر اجازه میدهد، اما هرگز بانحراف روی خوش نشان نمیدهد، قرآنکریم به نمو و پرورش ملت اسلامی از قبایل متفرقه و دور از هم اشاره می کند که چگونه متفرقه ها بهم پیوستند؟ و هدف مشترک و هستی مربوط بهم تشکیل دادند، و ملتی سرافراز و پرافتخار بوجود آوردند؟ قرآنکریم فاش میگوید: (‏ وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ‏)[آل عمران / 103] «(ای بندگان خدا!) همگی دست بحبل متین خدا بزنید و متفرق نگردید و نعمت خدا را بیاد آورید که برای شما ارزانی داشت، روزیکه دشمن یکدیگر بودید و به خون هم تشنه، دلهای شما را باهم نزدیک ساخت، و در سایة لطف و مرحمت و نعمت بی پایان خدا از آن حال تباه برگشتید و باهم برادر شدید، روزی که در کنار گودالی از آتش بودید (و بکام سوختن در کوره های گداختة بداخلاقی میرفتید) نجات تان داد، (و بسوی جادة سرشار از لطف و عنایت اخلاق خوش هدایت تان کرد)، خداوند آیات خود را این چنین آشکار میکند، شاید که شما هدایت یابید (و براه درآئید)».
و همچنین اسلام باصول نگهدارنده و اساس زندگی و خصایص و امتیاز نظام این ملت اشاره میکند و میگوید: (‏ كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ)[آل عمران / 110] «شما بهترين امّتى هستيد كه براى مردم پديد آورده شده است، [كه‏] به كار شايسته فرمان مى‏دهيد و از كار ناشايست باز مى‏داريد و به خدا ايمان داريد»، و بازهم میگوید: (‏ وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏)[آل عمران / 104] «و بايد كه از شما گروهى باشد كه به نيكى فراخوانند و به كار شايسته فرمان دهند و از كار ناپسند باز دارند و اينانند كه رستگارند».
باز هم فرمان می