 خود را از خاندان بشریت در پذیرفتن دین حق باجبار واگراه وادارند، بلکه همین اندازه حق دارند که دعوت بحق کنند، دلسوز باشند، بسوی راه راست بخوانند، و آن هم با زبان نرم و کلام زیبا همانطوریکه شایستة برادری و سزاوار مقام خاندان انسانیت است، قرآنکریم خطاب به پیامبر اسلام (ص) از این مطلب چنین گزارش میدهد که(‏ دْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) [نحل / 125] «[مردم را] با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن، و با آنان به نيكوترين شيوه به بحث [و مجادله‏] بپرداز». می بینیم جنگی در کار نیست، همه صلح است و همه صفا و برادری.
فقط جنگ در حال دعوت و برای دعوت است آن هم در صورت برخورد با مانع، نه برای اجبار مردم بخاطر پذیرفتن دین، زیرا امر خیلی روشن است و فاش میگوید که اجباری اکراهی در دین نیست، و لیکن برای برداشتن مانع و دورکردن نیروی متجاوز که مردم را از راه راست باز دارد و مانع از دعوت آزاد شود جنگ لازم و حتمی است، اگر در این جنگ نیروی متجاوز و ظالم دل بسوی صلح دهد و ابراز کند که دیگر دست از لجاجت و عناد برمیدارد و دعوت بحق را آزاد میگذارد، دیگر راه را بسوی خدا نمیبندد، جنگی نیست، عداوتی نیست، بلکه برادری است، آزادی است و صلح و صفا، و نیز از این مفهوم آسمانی در همة نقاط جهان این حقیقت پخش گردید که روابط میان مسلمانان و پیروان دیانتهای دیگر رابطة برادری و خانوادگی است، رابطة دوستی و مودت است، قرآنکریم از این رابطه خبر میدهد و چه خوش میگوید: (‏ الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ)«امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده و (همچنين) طعام اهل كتاب، براى شما حلال است و طعام شما براى آنها حلال و (نيز) آنان پاكدامن از مسلمانان، و آنان پاكدامن از اهل كتاب، حلالند». بنابراین، می بینیم که رابطة بر سر یک سفره گردآمدن است، پیوند تشکیل خانواده است، و آن هم که محکم ترین و گرمترین رابطه هاست.
سپس از این مفهوم ملکوتی این حقیقت نیز در همة عالم پخش گردید که باید عدل و داد میان بشر براساس انسانیت پایدار گردد، هیچ امتیازی در نظر نباشد، هیچ تشخصی در میان نباشد، اگرچه عداوت و دشمنی با مردان غیرمومن باشد، زیرا همه میدانند که در بهبوجة جنگ پلیدی که قوم یهود این ملت صهیون برعلیه اسلام براه انداخت، آن هم در محدوده خود اسلام، سخت تلاش کردند تا بلکه این ملت مسلمان را متزلزل سازند، و این عقیدة جدید را قبل از آنکه در زمین پایه گیرداز ریشه درآورند، سخت کوشیدند تا دسیسه ها بچینند، کینه های دیرین را رویهم بریزند، بنشر اراجیف بپردازند، مردم را بیکدیگر بتردید وادارند، زنان و مردان مسلمانان را آزار دهند و هتک احترام کنند، و اینها علاوه بر آن جنگ رسمی بود که وسایل جنگ و کشتار در آن فراوان بکار میرفت، و با آن همه خدعه ها، تزویرها، پیمان شکنی ها و هتک حرمتها که یهودیان بکار میبردند، در اثناء این جنگ پلید و در اثناء این ناجوانمردی های قوم یهود، بازهم اسلام نمیتواند بپذیرد که دست تجاوزی بسوی یک نفریهودی که در حوزة حمایت اسلام قرار گرفته دراز شود، وقتیکه این یهودی بتهمت ناروائی متهم گردید و نزدیک بود که محکوم شود، برای تبرئه او از این اتهام وحی نازل شد و طی این آیات او را تبرئه کرد، قرآن خطاب به پیامبر اسلام میگوید: (‏‏ إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيماً ‏105 وَاسْتَغْفِرِ اللّهَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً ‏106‏ وَلاَ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّاناً أَثِيماً ‏107‏ يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لاَ يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطاً ‏108)[نساء / 105- 108] «ما كتاب را به راستى به تو نازل كرده‏ايم تا با آنچه خداوند به تو نمايانده است، بين مردم حكم كنى و براى [جانبدارى از] خيانتكاران مدافع مباش * و از خداوند آمرزش بخواه، كه خداوند آمرزنده مهربان است * و از كسانى كه به خود خيانت مى‏ورزند، دفاع مكن. بى گمان خداوند كسى را كه خيانت پيشه گناهكار باشد، دوست نمى‏دارد * آنها زشتكارىِ خود را از مردم پنهان مى‏دارند اما از خدا پنهان نمى‏دارند، و هنگامى كه در مجالس شبانه، سخنانى كه خدا راضى نبود مى‏گفتند، خدا با آنها بود، خدا به آنچه انجام مى‏دهند، احاطه دارد».
هان! این شما هستید که در زندگی پست و ناچیز دنیا از آنان دفاع کردید، پس روز قیامت چه کسی از آنان دفاع میکند؟ آیا کیست که وکیل و ضامن آنها باشد؟ هرکس که کار بد انجام بدهد و یا بر خود ستم روا دارد و بعد پشیمان گردد و از خدا طلب آمرزش کند، خدا را بخشنده و مهربان خواهد یافت، و هرکس گناهی کسب کند فقط برای خود کسب کرده است، بدیگران مربوط نیست، خدا دانا و حکیم است و هرکس خطائی یا جر میکند، بعد بگردن دیگران بیاندازد، واقعاً که تهمت ناروا زده و گناهی بس بزرگ بگردن گرفته است، و اگر فضل و رحمت بی پایان خدا نبود عده ای از آنان قصد داشتند که ترا از راه راست بدر کنند، و حال آنکه نمیتوانند جز خود کسی را از راه بدر کنند و نمیتوانند آسیبی بر تو برسانند و خدای برای تو کتاب نازل کرده، و این همه حکمت آموخته و چیزهائی را که بیاد نداشتی یادت داده، واقعاً که فضل خدا بر تو بسیاربزرگ است و بی پایان.
بلی، این آیات نه گانه با این تفصیل و بیان و با این تاکید مکرر برای این نازل شد که از پیامبر حمایت کند و از محکوم کردن این یهودی بیگناه بازش دارد، و حال آنکه همه قرائن و شواهدظاهری برعلیه او بود، لیکن حق این بود که او بیگناه است. اسلام با این عمل حکیمانه در عالم واقع این بنای انسانی جاوید را پایه گذاری کرد که هرگز با این صورت در غیر از نظام اسلام پیدا نخواهد شد.
سپس پشت سر این داستان، این توجیهات حکیمانه و همگانی نازل گردید ک(وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ)[حجرات /  11] «و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد».
(‏ مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً) [مائده / 32] «و بخاطر همین اصل نوشتیم بر بنی اسرائیل که هر کس کسی را بکشد، بدون اینکه او کسی را کشته باشد و یا بفساد جامعه دامن زد