ئشه در این آیه و آیات نه‌گانه دیگر دفاع نموده از یکی از بندگانش جز انبیاء دفاعی نموده باشد.
و اگر دارای ایمان درست می‌بودند سزاوار بود حتی اگر عائشه در آنچه دچار اشتباه شده بود سخنی نمی‌گفتند زیرا او هم بشر است و علی‌الخصوص او محبوب رسول خداست(ص) و همسر او در دنیا و آخرت است. 
همچنان که عماربن یاسر و غیره می‌گویند – او تنها همسر پیامبر(ص) است که وحی در بستر و منزل وی نازل شده است، و او کسی است که پیامبر(ص) حتی از دختر خویش فاطمه و همسرانش ام سلمه و زینب نپذیرفته است در مورد وی چیزی بگویند، لیکن شیطان و دوستان وی هیچ فرصتی را در نکوهش و تعریض به وی را از دست نمی‌دهند، سپس می‌گویند – به گمان خود – که آنان ناچارند در این بابت سخن گویند، و اگر از آنان درخواست نشود به آن تصریح نمی‌نمایند. 
و او بی‌شرمانه عائشه را سرچشمه فتنه می‌خواند و فرض بر این است اگر مؤمن باشد مادر وی باشد، و او بر مبنای کلام خداوند مادر علی(رض) و مادر هر آنکه گمان می‌کند علی را دوست می‌دارد، و مادر همه‌ی مؤمنین است، و عبدالحسین با سخن خویش پیرامون ام‌المؤمنین عائشه با تمام ایمانداران دشمنی می‌ورزد، خداوند او را به سزای کردارش برساند. 
و با شیوه‌ی زشت و نابهنجار عائشه رضی‌الله عنها را منبع فتنه قرار داده است و ابتدا در متن سخنش به آن تصریح نموده و در حاشیه (1/251) به لفظ حدیث صحیح نزد بخاری ارجاع داده است و مفهوم آن را به سرزنش عائشه قرار داده است و چگونه ممکن است بخاری یا غیر او چنین عملی را انجام و یا به آن اشاره نموده باشد؟ و چگونه کسی تصور می‌کند که یکی از امامان اهل سنت و اهل علم چنین سخنی بر زبان آورد؟ و جز بی‌خردان و ناپاکان امثال عبدالحسین کسی آن را نمی‌پذیرد، و تمام آنچه در این امر است اینکه امام بخاری رحمه‌الله در (کتاب الجهاد و السیر) در باب مسائل مربوط به بیوت همسران پیامبر(ص) حدیثی با شماره‌ی (3104) از عبدالله بن عمر رضی‌الله عنها روایت نموده که (پیامبر(ص) به خطابه پرداخت و به طرف مسکن عائشه اشاره کرد و فرمود: در اینجا فتنه است (سه بار) از این سمت شاخ شیطان بالا می‌آید) و این رافضی ناپاک این حدیث را به عنوان نکوهش عائشه قرار داده است، و ما به اذن خداوند از لحاظ روائی و درائی آن را پاسخ خواهیم داد: 
اما از باب روائی می‌گوئیم: این حدیث دارای روایات فراوان دیگری است که هدف واقعی آن را تبیین می‌نمایند بخاری خود و دیگران آنها را روایت نموده‌اند و می‌بایست همه‌ی روایات جمع و در کنار هم قرار داده شوند زیرا اگر همه‌ی آنها صحیح باشند منظور پیامبر(ص) را از آن می‌فهمیم. 
و شیعه حق ندارند بر ما اعتراض نمایند زیرا روایات مذکور و روایت نزد آنان صحیح نیست و تنها برای تأیید باطل خویش آن را ذکر کرده‌اند و اگر به صحت روایات مذکور اقرار نمی‌نمایند سایر احادیث [دیگر در این زمینه] چنین‌اند زیرا از یک منبع واحدند، و اگر به صحت آن اقرار نمی‌نمایند حق تفسیر معنای آن را ندارند، بلکه سزاوار است صاحب این روایات [علمای اهل سنت] که آنها را روایت و تصحیح نموده‌اند آن را تفسیر نمایند. 
سپس آنان بر ما [اهل سنت] با آن روایات احتجاج می‌نمایند، و ما حق داریم تا اینکه معنای آن را بر مبنای روایات صحیح خود برای آنان تبیین نمائیم تا مفهوم [واقعی] انصاف در مناظره و بحث نمایان و رعایت گردد. 
از جمله [بر این روایات]، امام بخاری، (3279) از ابن عمر روایت کرده است: (که رسول خدا(ص) به [طرف] مشرق اشاره می‌کرد و فرمود: هان فتنه همینجا است (2بار) و شاخ شیطان از اینجا سر بالا می‌آورد، امام احمد، (2/143، 121، 73، 72، 50، 40) و مسلم، (4/2229) .... هم آن را روایت کرده‌اند. 
و بخاری، (7093، 3511) از ابن عمر روایت نموده که (از پیامبر(ص)) شنیدم – می‌گفت: هان فتنه در اینجاست – به مشرق اشاره می‌کرد – از اینجا شاخ شیطان سر بالا می‌آورد. و امام مسلم، (4/2228) نیز آن را روایت کرده است. 
و بخاری، (5296) از ابن عمر روایت کرده است که: از پیامبر(ص) شنیدم که می‌فرمود: فتنه در اینجاست و به سمت مشرق اشاره می‌کرد) و باز از ابن عمر روایت کرده است که پیامبر(ص) به منبر رفت و فرمود: فتنه اینجاست (3 بار) و شاخ شیطان از اینجا سر بالا می‌آورد، و فرمود: شاخ خورشید، بخاری دو روایت مذکور را (7092، 7093) در کتاب «الفتن» باب شانزدهم (باب قول پیامبر(ص) که فتنه از جانب مشرق است و نظیر آن در صحیح مسلم، (4/2228) هم ذکر شده است و از مجموع روایات صحیح چنین استنباط می‌شود که منظور پیامبر(ص) از سر برآوردن فتنه همانا جهت مشرق است، که همان شاخ شیطان است و چون بیت عائشه در شرق مسجد پیامبر (ص) است و راوی حدیث صحابی گرامی عبدالله بن عمر خواسته است جهتی را که پیامبر(ص) به آن اشاره کرده است معین نماید و ذکر کرده است که پیامبر(ص) به آن سویی اشاره کرده است، و حتی او نگفته است (به محل سکونت عائشه اشاره کرده است. بلکه گفته رو به سمت محل سکونت عائشه اشاره کرده است، که بیانگر این است هدفش [تعیین] جهت بوده است، سایر روایات و روایتی که در آن می‌فرماید: (رو به سمت مشرق اشاره کرد) همچنان که آگاهان به علم لغت می‌دانند تماماً در آنها تعیین مقصد و سویی است اما [روایت مذکور] از باب درایه به سه صورت می‌توان به آن پاسخ گفت:
اول: اینکه گفتیم خانه‌ی عائشه در سمت شرق مسجد بوده است، حتی ابن کثیر در (البدایه و النهایه) می‌گوید: با تواتر دانسته شده است که پیامبر(ص) در حجره‌ی مخصوص عائشه در شرق مسجد پیامبر در زاویه‌ی غربی قبله‌ی حجره به خاک سپرده شده است...) و ذکر خانه‌ی عائشه در روایت مذکور به معنای جهت شرق است که پیامبر(ص) با قول خویش آن را توضیح داده است: (که از همانجا شاخ شیطان سر بالا می‌آورند، و این کلام هیچ کدام از راویان نیست ... و با این توضیح منظور از آن معلوم می‌گردد. 
دوم: هدف عبدالحسین از این سخن جز دو هدف نیست یا اینکه بگوید هدف پیامبر(ص) از آن اشاره به خود عائشه بوده است. و یا بگوید: هدف پیامبر محل سکونت عائشه بوده است. اگر هدف وی سخن اول باشد از طریق ترکیب‌های لغوی موجود در حدیث و اینکه کلمه‌ی (حیث) در متن روایت جز برای اشاره به مکان معین – نه شخص معین – به کار می‌رود بطلان آن معلوم می‌گردد، و اینکه می‌فرماید: (ههنا الفتنة) در اینجا فتنه است، اشاره به مکانی دارد که فتنه در آن جای گرفته است گرچه این عبارت متن روایتی است که موسوی به آن احتجاج نموده است. 
و اگر بگوید: هدف پیامبر(ص) محل سکونت [عائشه] بوده است ممکن نیست اینگونه باشد و در طول حیات پیامبر(ص) در آن سکونت نماید و پیامبر(ص) در هنگام نوبت منزل عائشه به آن رفت و آمد داشته باشد، بلکه بیشتر از منزل زنان دیگر به آن رفته و آمد می‌داشت، زیرا عائشه – کما ‌اینکه ذکر گردید – دارای دو سهم بود، یک روز از آن خود و روز دیگر هم سهم سوده بنت زعمه بود که چون می‌دانست پیامبر(ص) عائشه را بسیار دوست می‌‌داشت سهم خود را به عائشه بخشیده بود، و افزون بر همه‌ی اینها پیام