عف آن به علت ابو جحاف است زیرا وی دارای روایات منکر و اشتباه فراوانی است. و علاوه بر آن او شیعی است؛ و در این گونه موارد قابل استدلال نیست. و حافظ در (التقریب) می‌گوید: او صادق و شیعی است و چه بسا اشتباه نموده است. و ابن عدی می‌گوید به نظر من او از جمله کسانی نیست که به وی احتجاج شود و او شیعی است و به طور کلی هر آنچه روایت می‌نماید در فضایل اهل بیت است. و در ضمن راویان صد گانه با شماره (26) بر وی سخن گفتیم. 
و این روایت از حدیث بریده نزد طبرانی در (الاوسط) با سیاقی طولاني تر روایت شده است وآن نیز موضوع است و در صفحه (440-441) به طور مفصل بر آن سخن گفته شد زیرا عبدالحسین آن را در مراجعه‌ی (36) ذکر کرده بود. 
و از حدیث ابن عمر رضی الله عنهما نیز روایت شده بود که طبرانی آنرا در (الکبیر) (13559) نقل نموده بوده و اسناد آن بسیاری بی‌پایه و واهی است، و احمد بن صبیح اسدی آن را از یحیی بن یعلی از عمران بن عمار روایت نموده است. و من شناختی از احمد بن صبیح نیافتم ولیکن شیخ حمدی عبدالمجید سلفی محقق معجم الکبیر درباره‌ی او می‌گوید: (او چندان جای اهمیت و توجه نیست) و یحیی بن یعلی وضعیت ضعف وی  را در حدیث قبلی ذکر كرد و عمران بن عمار فردی ناشناخته و من نیافته‌ام که فردی شرح حالی از او را ذکر نموده باشد. 
حدیث ام سلمه رضی الله عنهما گفته است از رسول خدا(ص) شنیده‌ام می‌گفت: هر آنکه علی را دشنام دهد امام احمد (6/323) و حاکم (3/121) و نسائی در (الخصائص) (ص 47) و طبرانی در معاجم سه گانه خود و ابو یعلی در (مجمع الزوائد) (9/130) آن را از غیر طریق ام سلمه روایت کرده‌اند و حاکم می‌گوید: صحیح الاسناد و ذهبی با وی موافقت نموده ولیکن همچنانکه عبدالحسین دروغگو ادعا نموده برشرط شیخین نیست. و حدیث عمرو بن شاس که عبدالحسین به آن اشاره نموده و لفظ و عبارت «من آذی علیاً فقد آذانی» که ذکر آن در صفحه‌ی (438-440) گذشت و در همان صفحات بیان نمودیم که این امر خاص علی نیست بلکه کسانی دیگر با همین عبارت و لفظ در احادیث دیگری در آن سهیم شده‌اند و با این وجود بیانگر فضیلت بزرگی برای علی(رض) است. 
و همچنین حدیث «من سبّ علیا فقد سبّنی» آری در آن فضیلت علی وجود دارد اما تنها خاص علی نیست، بلکه چنین عبارتی برای بسیاری دیگر ذکر شده است. از جمله در حدیثی روایت شده است: که پیامبر فرمود است: هر آنکه یارانم را دشنام دهد مرا دشنام داده و هر آنکه مرا دشنام دهد خداوند را دشنام داده است، ابن عدی آن را در (الکامل) (4/1526) روایت نموده و ابن تیمیه در (الصارم المسلول) (ص 577) به ابن بناء نسبت داده است. و همچنین حدیثی از ابن سعد (4/15) و ابن عساکر در التهذیب تاریخ دمشق) (7/237-239) با عبارت: «من سب العباس فقد سبنی» روایت نموده‌اند. 
و بلکه در برخی احادیث صراحتاً به لعن کسانی پرداخته که اصحاب رسول خدا را دشنام دهند: به عنوان نمونه طبرانی در (الکبیر) (12709) از ابن عباس روایت نموده که پیامبر(ص) فرمود: هر آنکه یارانم را دشنام دهد نفرین خدا و فرشتگان و تمام مردم بر او باد و برای آن می‌توان به شاهد حدیثی چون حدیث عویم بن ساعده – نزد حاکم (3/632) و طبرانی در (الکبیر) (17/132) با شماره (349) و ابو نعیم در الحلیه (2/11) اشاره نمود، و در حدیث ابن عمر نزد طبرانی در (الکبیر) (13588) با لفظ و عبارت «لعن الله من سبّ اصحابی» روایت شده است با این توضیح معلوم می‌گردد، با وجود اینکه در حدیث مذکور فضیلت بزرگی برای علی نهفته است، و کسی آن را انکار نمی‌نماید اما مضمون آن خاص [تنها] علی نیست. 
حدیث سلمان(رض) که گفته است: پیامبر(ص) فرموده است: «من احب علیاً فقد أحبّنی و من ابغض علیاً فقد ابغضنی» هر آنکه علی را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر آنکه از علی نفرت داشته باشد از من نفرت داشته است. حاکم (3/130) آن را روایت نموده و گفته است: بر شرط شیخین صحیح است و ذهبی نیز آن را پذیرفته است. می‌گویم: [نگارنده]: حاکم و ذهبی خدا آنها مورد رحمت قرار دهد – اشتباه نموده‌اند زیرا در اسناد آن سعید بن اوس ابو زید انصاری می‌باشد و حال او از رجال احادیث صحیح نیست و حافظ ابن حجر در (التقریب) درباره‌ی او می‌گوید: او راستگو اما دارای روایات اشتباه و اوهام است پس اسناد آن فقط حَسَن است و لاغیر. ولیکن با توجه به شواهدی مانند آنچه طبرانی از حدیث ام سلمه رضی الله عنهما – نقل نموده حدیث مذکور به درجه صحت ارتقا می‌یابد. 
و هیثمی در (المجمع) (9/132) اسناده آنرا حَسَن دانسته است و چنین به نظر می‌رسد که آلبانی نیز در (الصحیحه) (1290) آن را صحیح به شمار آورده است. وی حدیث مورد بحث با وجود فضیلت علی در آن اختصاص به علی ندارد بلکه کسانی دیگر در سطح او یا بلکه بزرگتر از آن در موردشان روایت گردیده است به عنوان نمونه پیامبر(ص) فرموده است: (هر آنکه انصار را دوست بدارد خداوند را دوست داشته و هر آنکه انصار را مبغوض بدارد خداوند او را مبغوض می‌دارد) و این حدیث صحیح است و از تعدادی صحابی مانند براء بن عازب نزد ابن ماجه (163) روایت شده است، و همچنانکه آلبانی گفته است اسناد آن بر شرط شیخین صحیح است. و همچنین نمونه‌ی حدیث ابو هریره نزد امام احمد (2/501-527)، وجود دارد، و هیثمی آن را در (المجمع) (10/39) به یعلی و بزار نسبت داده است و نیز حدیث معاویه بن ابو سفیان نزد امام احمد (4/96-100) و طبرانی در (الکبیر) (19/274-275) یافت می‌گردد و هیثمی در (المجمع) (10/39) آن را به ابو یعلی نسبت داده است. و حدیث حارث بن زیاده هم نزد امام احمد (4/221)، (2291)، و ابن حبان (موارد الظلآن) طبرانی در (الکبیر) (3356-3357-3358) با عبارت: «من احبً الانصار فبحبُی احبهم، و من ابغض الانصار فبغضی ابغضهم» و طبرانی آن را در (الکبیر) (19/294) (شماره 789) از حدیث معاویه بن ابو سفیان، روایت نموده، و هیثمی آنرا در (المجمع) (10/39) به طبرانی نسبت داده است. و عبارت مذکور در حدیث ابو هریره هم روایت شده است. و رجال آن جز احمد بن حاتم که اهل ثقه – نیز – می‌باشد رجال صحیح می‌باشند و حدیث او نیز جز نعمان بن مره که اهل ثقه است همه‌ی رجال آن رجال صحیح [الاسناد] می‌باشند و همین لفظ در حدیث وائل بن حجر روایت شده است، که طبرانی آن را در (الصغیر) (1143) روایت نموده و هیثمی نیز آن را در المجمع (9/376) به «الکبیر» نسبت داده است. و تمام روایات مذکور دارای بزرگترین فضیلت برای انصار می‌باشند و مستلزم محبت خدا و رسول است برای هر آنکه آنان را دوست بدارد، و بر عکس هم موجب بغض خدا و رسول است، برای آنکه آنها را نفرت بدارد، و از قبیل حدیث علی(رض) درباره‌ی عمر(رض) نیز نزد ابن عساکر در (تهذیب تاریخ دمشق) (487) با عبارت: «من احب عمر فقد احبنی ...» روایت گردیده است. 
سخن علی(رض) که عبدالحسین به ذکر آن پرداخته که علی می‌گوید و سوگند به آنکه دانه را شکافته و انسان را آفریده همانا پیامبر(ص) مرا وعده داده که جز مؤمن کسی مرا دوست نمی‌دارد و جز منافق کسی از من نفرت ندارد. مسلم (78) امام احمد (1/84، 95، 128). ترمذی (4/332)، نسائی (8/115-116-117)، و ابن ابی شیبه در المصنف (12/57) و خطیب در (تاریخ بغداد) آن را