فتیم که وی نیز فردی کذّاب و دروغگو است.
بعداً شیخ الاسلام در ردّ الحلّی (437) می‌نویسد: (مرگ بر تو، آیا از شخصی همچو ثعلبی کمک خواسته‌ای؟ درحالیکه خود ثعلبی از ابن عباس روایت می‌دارد که آیة مذکوره در مورد ابوبکر نازل شده است. و از عبدالملک هم نقل می‌کند که: (از ابا جعفرالباقر سؤال نمودم در رابطه با آیة مذکور، فرمودند: منظور مؤمنین است. گفتم: مردم می‌گویند: که آن آیه در شأن علی آمده است. گفت: علی هم از مؤمنین است» از ضحاک نیز همچنین روایت شده است. و از علی بن ابی‌طلحه، از ابن عباس در مورد آیة مذکوره روایت می‌شود که: منظور آیه تمام مسلمانان است، یعنی کسانیکه خدا و پیامبر و سایر مسلمین را دوست می‌دارد. پس شما را در رابطه با ادّعایتان در مورد اجماع می‌بخشم و فقط از شما می‌خواهم که یک سند واحد صحیحی را ارائه نمائید). درود بر ابن تیمیه، ما نیز به پیروی از ایشان تمام ریس‌ها و بافته‌های موسوی در این رابطه را عفو می‌کنیم واز او می‌گذریم، و ادّعای او در مورد اجماع را نادیده می‌گیریم، و فقط خواستار یک سند واحد صحیحی هستیم که برای ما ارائه کند. و باز آثاری در این باره هم وجود دارد، اگرچه موسوی به آنها اشاره نکرده است، و ما اشاره‌ای گذرا بر آن داریم. که یا همگی آنها ضعیف هستند، مثل سلمه بن کهل، و السدی. و یا غیر صریح، مثل: عتبه بن حکیم، که می‌گوید: منظور علی و تمام مسلمانان است. و طبری نیز در تفسیر خویش (6/180) از طریق غالب بن عبیدالله از مجاهد اخراج داشته، که غالب متروک الحدیث است، و ابوحاتم و نسائی نیز همین نظر را دربارة وی دارند. بخاری هم می‌گوید: وی منکرالحدیث است، و ابن معین می‌گوید: وی مورد اطمینان نیست.
هیچ فرد عاقلی برای اثبات خواستة باطل خویش بدین آثار احتجاج نمی‌ورزد، چون آثار دیگری باز وجود دارد دقیقاً مخالف آنچه که گفته شد، و آنچه که گفته شد هرگز قابل قبولتر از بقیة آثار نیستند. مثلاً از جملة آن آثار است آنچه که ابن جریر (6/180)، وابن ابی‌حاتم – (الدر المنثور) (3/104) – از عطیه بن سعد اخراج داشته‌اند. عطیه می‌گوید: این آیه: [إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ] {المائدة:55}  در مورد عباده بن صامت نازل شده است. و یا آنچه که ابن تیمیه ذکر نموده است، و نیز آنچه را که ابن جریر اخراج داشته (6/180)، و ابن ابی حاتم – (تفسیر ابن کثیر) (2/68)، (الدر المنثور) (3/106) – از طریق علی بن ابی‌طلحه الوالی از ابن عباس در رابطه با این آیه نقل می‌کند، و می‌گوید: منظور از آیة مذکور مسلمانان است یعنی، آنانی که خدا و رسول و مؤمنین را به دوستی می‌گیرند.
آنچه که به کلی کمر موسوی را خرد خواهد کرد و با اصل و مذهب وی مخالفت دارد، روایتی از ابی‌جعفر الباقر است که از طریق عبد بن حمید و ابن جریر و ابن المنذر – (الدر المنثور) (3/106) – نقل شده است، که گویا در مورد آیة مورد بحث از وی سؤال می‌شود؟ امام باقر می‌فرمایند: منظور همانهایی هستند که ایمان آوردند، سپس به ایشان گفته شد: به ما ابلاغ شده که در مورد علی(رض) نازل شده است. فرمودند: علی هم از آنانی بود که ایمان آوردند.
ابونعیم نیز در (الحلیه) از طریق عبدالملک بن ابی سلیمان روایت می‌کند که: از اباجعفر محمد بن علی در مورد این آیه از قرآن: [إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا..] {المائدة:55}  الآیه، سؤال نمودم، فرمودند: منظور اصحاب محمد(ص) است. گفتم: برخی می‌گویند، در شأن علی نازل گشته است، فرمودند: علی هم از آنان است. اسناد حدیث مذکور هم صحیح است، مگر اللهم، شیخ ابی نعیم – ابی حامد بن جبله – که به راستی بیوگرافی وی را بدست نیاوردم.
و این تمام آنچه بود که در شأن نزول این آیه و موافق با گفتة وی آمده است. و شما می‌بیند که در آن میان مطلبی که قابل اعتماد باشد وجود ندارد، و در همة آنها مواردی همچون کذب، منکر، ضعیف و انقطاع بچشم می‌خورد. بعلاوة آنچه که دربارة سبب نزول این آیه روایت شده است، که تماماً مخالف با گفته‌های موسوی است، و حتی مطالبی را که مخالف و متضاد با آراء موسوی است در واقع صحتشان ارجحتر ازگفتة وی است. پس تمام راههایی را که وی در این زمینه آورده بود بررسی نمودیم و بدان اشاره کردیم، و مطالبی را نیز بدان افزودیم، ولی ظاهراً هیچ گامی به سوی حقیقت برداشته نشد.
و آنچه را که در اینجا باید متذکر شویم اینست که، اشارة موسوی به حدیث عبدالله بن سلام، که ما نیز در ابتدای کلام به ردّ آن پرداختیم، از سوی فخر رازی در تفسیر خویش (12/28) بصورت مختصر آورده شده است، بدون اینکه مخرج و اسناد آنرا ذکر نماید و گمان نمی‌برم که چنین چیزی در کلام ما خلل وارد کند، چون بعلاوة ذکر ابن سلام، مخرج و اسناد آن هم مجهول است. و در آخر هم قاطعانه بیان می‌دارم که چنین حدیثی از سوی نسائی روایت نشده است.
پس از فراغت از بررسی راههای مورد بحث در احادیث مذکور، وتحلیل اسانیدی که دربارة سبب نزول این آیه بیان شد، و تکذیب تک تک آنها. لازم می‌دانم که به شیوه‌ای دیگر آنرا دنبال دارم، موارد استدلال، و بررسی دقیقتر لفظ آیه، اما قبل از پرداختن به آن مواردی را متذکر می‌شوم که در لفظ و متن آیه قابل ذکر هستند، و ذکر نمودن آنچه را که در لفظ آیه نهفته است، و مانع می‌گردد که موسوی از آن برای خواسته‌های خود بهره‌برداری نماید. و در این راه نیز از کلام ابن تیمیّه که در ردّ ابن المطهر حلّی در (منهاج السنه) نگاشته است، استفاده می‌نمایم و بعلاوه مراجعة چندانی هم به (المنتقی من منهاج الأعتدال) و برخی تفاسیر دیگر دارم.
(مورد اوّل): شیخ الاسلام می‌فرماید: (437): (اگر مراد از آیة مذکور آن باشد که ادای زکات به هنگام رکوع صورت بپذیرد، پس باید این امر خود یکی از شروط ولایت قرار گیرد. که در آن صورت هم باید غیر از علی(رض) ولایت کسی دیگر را قبول نداشت). چون بقیة امامان در حال رکوع چنین کاری را نکرده‌اند، پس آیه شامل حال آنها نمی‌شود.
(مورد دوّم): باز شیخ الإسلام می‌فرماید (437): (بدون انجام کاری نیک و پسندیده کسی مورد مدح و ستایش قرار نمی‌گیرد. و آن کار علی صحه در نماز پسندیده نبود، اگر چنین بود، قطعاً پیامبر(ص) آنرا انجام می‌داد و یا علی را بر آن تشویق می‌کرد و علی هم آنرا تکرار می‌نمود. در ضمن علی در نماز بجز یاد خداوند مشغله‌ای دیگر نداشت. و چطور گفته می‌شود: هیچ ولی و سرپرستی برای شما نیست مگر آنانکه به هنگام نماز و در حال رکوع صدقه می‌دهند).
ابن کثیر نیز در (التفسیر) (2/71) می‌فرماید: (برخی چنین می‌پندارند که جملة :[ وَهُمْ رَاكِعُونَ] {المائدة:55}  جملة حالیه است برای [وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ ] {المائدة:55}  یعنی، در حال رکوع. و اگر چنین می‌بود، پس باید پرداخت زکات درحال رکوع افضل و بهتر از اوقات دیگر باشد، چون در قرآن مورد مدح قرار گرفته است. در حالیکه هیچکدام از علما و امامان مف