عقيدۀ اينکه عیسی (ع) پيامبر دروغين بوده، از تعليمات او سر باز زدند، وگمان کردند آنچه را که او انجام ميداد به توسط جادو انجام ميداد، چون يسوع مسيح گفته بود، تا قرب نهايت عالم به او موت طاري نمي شود».
برنابا ادامه ميدهد و ميگويد: وقتيکه شاگردان ميسح دچار چنين اشتباهات شدند، مسيح از پروردگار خواست تا او را دوباره به زمين فرود آرد تا مادرش، و شاگردانش را ببيند، چنانچه بعد از سه روز او پائين شد.
او ميگويد: «او بسياري ازآنهاي را که به مرگ او عقيده داشتند ملامت نمود، و ايستاد شد و فرمود: آيا گمان ميکنيد که من مرده ام؟ قسم به خدا دروغ گويان هستيد، چون خدا تا پيشتر از فناي جهان بمن حيات بخشیده است، چنانچه قبلا براي شما گفتم، من به راستي ميگويم که: من نمرده ام، بلکه يهوداي خيانت کار مرده است، متوجه باشيد که شيطان با تمام توان خود ميکوشد تا شما را گمراه کند، اما شما در ميان همه اي بني اسرائيل و در جهان بصورت عموم گواهان من باشيد، براي همه اي چيزهاي که ديديد و شنيديد»(9).
اگر «برنابا» از محمدص به بطور صريح نام مي برد اين بر جعل  بودن انجيل وي دليل شده نمي تواند، بخاطر اينکه از نبوت محمدص در تورات ، انجيل و ديگرکتب آسماني، بطور صريح  پيشگوئي مذکور است هرچند علماي يهود و نصاري از وجود چنين امري انکار ميورزند. 
شيخ احمد ديدات در يکي از درسهايش ميگويد: «من قبل از آنکه راجع به پيشينگوئي تورات و انجيل در رابطه محمد ص علم داشته باشم، از يک عالم مسيحي پرسيدم: آيا اين امکان دارد که (کتاب مقدس) در رابطه با (روسيه) و اسرائيل پيشگوئي داشته باشد اما در رابطه با پيامبري که هزار مليون مسلمان از وي پيروي ميکنند حرفي هم بميان نيارد؟ عالم مسيحي در جواب گفت: که در کتاب مقدس راجع به (محمد ص) چيزي وجود ندارد».
شيخ احمد ديدات ميگويد: «من بعدا پي بردم که (کتاب مقدس) صريحا از محمد ص نام برده است.
-----------------------------------------------------------
1) مراجعه شود به:  انجيل متي، فصل اول، فقره 6، و انجيل لوقا، فصل سوم، فقره 23
2) نگاه:  انجيل متي، فصل 15، فقره 21، انجيل مرقس، فصل 7، فقره 25-26
3) نگاه: انجيل متي، فصل12، فقره 40، و انجيل مرقس، فصل8، فقره 31
4) مراجعه شود به:  اظهار الحق: 1/157.
5) اعمال رسولان، فصل4، فقره 36.
6) اعمال رسولان، فصل 9، فقره 36.
7) نگاه:  اعمال رسولان، فصل 15، فقره 36.
8) مراجعه شود به کتاب: محاضرات في النصرانية ص 55، 56، 57 و کتاب:  حقيقة النصرانية ص 59
9) محاضرات في نصرانية ص: 59، 60، 61، و حقيقت النصرانية: 68؛ 69.درکتاب «سفرالتثنية» فصل هژدهم آمده است که: موسي گفت: «پروردگارمن برايم فرمود: من پيامبري مانند تو براي آنها از ميان برادرانشان ميفرستم، و کلام خود را در دهان او ميگذارم، و هرکه فرمان او را نبرد ، از او انتقام خواهم گرفت، پيامبري که برخلاف من سخن بزند کشته خواهد شد».
اين پيشينگوئي تورات را نميتوان برکسي ديگري مانند اشعيا (ع) نسبت داد، چون آيه دهم «سفرالتثنية» چنين تصريح ميدارد: «و بعد از موسي پيامبري در بني اسرائيل فرستاده نشده است که مانند موسي پروردگار را بالمواجهه ديده باشد».
و هم چنين مسحيان ادعا ميکنند که مقصود موسي در عبارات فوق، بشارت به نبوت عيسي (ع) است، اما هنگاميکه بشارت موسي (ع) را بصورت تحليلي مطالعه نمايم اين ادعاي مسيحيان باطل ميشود، و آن بدين ترتيب است:
الف: در بشارت مذکور کلمه «مثلک» يعني مانند تو ذکر است، و اين مماثلت تنها برمحمد ص صدق مي نمايد، چون محمد ص مانند موسي (ع) ازدواج کرده و داراي اولاد بود، و نمي توان مصداق اين بشارت شريعيت عيسي (ع) را قرار داد، چون عيسي (ع) در عقيده مسيحيان «إله» و ابن الله است.
ب:  موسي (ع) داراي شريعت و قانون مستقل بود، همچنان محمد ص شريعت و قانون مستقل الهي را آورد، و اما عيسي (ع) شريعت مستقل نداشت بلکه او مکمل شريعت موسوي بود، چنانچه او خود اين را بازگو نموده است که «من نيامده ام تا شريعت موسي را نقض کنم، بلکه آمده ام تا او را تکميل نمايم».
ج: مماثلت ديگر اين است که موسي (ع) بموت طبيعي وفات نمود، همچنان محمد ص بمرگ طبيعي وفات نمود. در حاليکه اين مماثلت در حق عيسي (ع) منتفي است، چون او به عقيده مسيحيان بر صليب آويخته شد و آنجا جان خود را تسليم نمود.
2- در بشارت آمده است که: «از ميان برادرانشان» يعني آن پيامبر از اسباط و قبائل يهودي نيست بلکه ازميان برادران شان هست، و تفصيل آن بدين قرار است که: ابراهيم (ع) دو فرزند داشت:
1- اسماعيل که از نسل ايشان عرب و محمد ص ميباشند.
2- اسحاق که از نسل ايشان يعقوب و فرزندانشان که به نام بني اسرائيل ياد ميشوند، مي باشد.
پس محمد ص از بني اسرائيل نيست بلکه از برادران آنها که عرب ها هستند ميباشند، اين درحاليست که عيسي (ع) از اولاده اسرائيل هستند.
3- در بشارت وارد شده است که: «کلام خود را در دهان او ميگذارم» اشاره به اينست که او پيامبر امي هست که خواندن و نوشتن را نمي داند.
4- در بشارت مذکور آمده است: «هرکه فرمان او را نه برد از وي انتقام خواهم گرفت» اشاره به اينست که پيامبر مأمور به جهاد في سبيل الله است، و هرکه به او ايمان نيارد، کشته خواهد شد و يا ذليلانه جزيه پرداخت خواهد کرد، و اين بشارت نيز در حق عيسي منتفي است،  بخاطر اينکه ايشان به عقيده نصاري با بسيار حالت اسفبار به دار آويخته شدند، لذا غلبه از ايشان نه، بلکه از دشمنان ايشان بود. درين بشارت نيز اشارتي هست به وجود حدود و عقوبات درشريعت محمد ص.
5- در بشارت مذکور آمده است: «پيامبري که بر خلاف فرمان من سخن بزند کشته خواهد شد».
هنگاميکه ما، در سيرة رسول اکرم ص مطالعه کنيم مي بينيم که ايشان بارها مورد حمله قرار گرفتند، و بارها تلاش صورت گرفت تا ايشان ترور شوند، اما در هر مرتبه خداوند ايشان را سالم و محفوظ نگه ميداشت، پس اگر ايشان پيامبر دروغين مي بودند (العياذ بالله) چنانکه مسيحيان و يهوديان گمان مي برند، حتما الله تعالي ايشان را اسير دشمنان مي ساخت، پس وقتيکه چنين امري صورت نه گرفت، اين حقيقت خود ثابت ساخت که ايشان پيامبر برحق و مژده داده شده عيسي (ع) هستند.
2- در تورات، در سفر تکوين فصل 21، فقره 18 چنين آمده است: «من امت آن پيامبر را بزرگ مي سازم».
و در سفر تثنيه فصل 33، فقره3 ذکر شده است: «پروردگار از کوه سينا آمد، و براي آنان از ساعير طلوع نمود، و از کوه هاي فاران درخشيد».
مراد از آمدن پروردگار از «سينا» عطا نمودن تورات به موسي  (ع) است، و مراد از طلوع از «ساعير» عطا نمودن انجيل به عيسي (ع) است، و مراد از درخشيدنش از کوه هاي «فاران» نزول قرآن بر محمد ص از کوه هاي مکه است. 
چون تورات  سرزميني را که هاجره ‘ به سوي آن رفت و در انجا اسماعيل (ع) به دنيا آمد (مکه مکرمه) «فاران» مي نامد. چنانچه تورات در – سفرتکوين فصل21، فقره 20 – آمده است که ابراهيم هاجره را نه گذاشت که ساره وي را بيازارد، پس هاجره به سوي «فاران» هجرت نمود، و آنجا فرزندش اسماعيل به دنيا آمد، آنگاه فرشتگان به هاجره گفتند: برخيز فرزندت را 