ته است. شیعه با بعضی از این روایت‌ها، آهسته آهسته قدم برداشته و به این سو رو نموده تا ادعاهای مخالف خود با تودة مسلمانان را اعلان نمایند، به طوری که برخی از خاورشناسان آن را ابزار حمله به کتاب خداوند قرار داده‌اند. به عنوان مثال: ابی و ابن مسعود (رض) آیه 10 سوره واقعه را چنین قرائت کرده‌اند: «والسابقون بالإیمان بالنبي فهم علي وذریته الذین اصطفاهم الله من أصحابه وجعلهم الموالي علی غیرهم أولئک هم الفائزون الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون»(19) . (33) همچنین است از این گونه روایت‌ها: 
از عاصم و او از زربن حبیش و او از ابی آورده است که ابی گفت: پیامبر(ص) به من فرمود: خداوند به من فرمان داده است تا قرآن را بر تو بخوانم، آن گاه پیامبر(ص) خواندند: ﴿لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا ...﴾ پیامبر (ص) در ادامة سوره بینه خواندند: «ولو أن ابن آدم سأل وادیاً فأعطیه لسأل ثانیاً، ولو سأل ثانیاً فأعطیه لسأل ثالثاً ولایملأ جوف بنی آدم إلا بالتراب ویتوب الله علی من تاب وذلک الذین عند الله الحنیفیة غیر المشرکة ولا الیهودیة ولا النصرانیة ومن یفعل خیراً فلن یکفره»(20) . 
در الاتقان سیوطی به نقل از عبدالله بن عبدالرحمن و او به نقل از پدرش آورده است که وی می‌گفت: «در مصحف ابن عباس قرائت ابی و ابوموسی، چنین است: «بسم الله الرحمن الرحیم اللهم إنا نستعینک ونستغفرک ونثنی علیک الخیر ولا نکفرک ونخلع ونترک من یفجرک [سورة خلع]، همچنین آمده است: «اللهم إیاک نعبد ولک نصلی ونسجد وإلیک نسعی ونحفد، نخشی عذابک ونرجو رحمتک إن عذابک بالکفار ملحق»(21)  [سورة جفد]». 
این چهار خبر یا روایت، متونی هستند که ادعای قرآن بودن آنها شده است. (اگر خبر اخیر را دو خبر به حساب آوریم (دو سورة خلع و حفد) اخبار، چهار خبر می‌شوند که به مصحف ابی منسوب هستند). اما روایت نخست، بدون شک ساختگی است چه این که در مصحف علی (رض) نیامده است، و اگر چنین روایتی صحت داشته باشد، شایسته‌ترین مردم به ذکر آن، در گردآوری قرآن، او بوده است و باید از جانب وی در میان مردم رواج می‌یافت ولی مصحف علی (رض) خالی از این روایت است پس پذیرش آن از سر نادانی است، و انسان خردمند وارد این مسایل نمی‌شود. در این خصوص باید به مصحف علی (رض) رجوع کرد. 
اما روایت دوم که در بخاری آمده است، حدیثی است صحیح از روایت ابن عباس و ابن زبیر و انس بن مالک. ساده‌ترین دلیل بر قرآنی نبودن این عبارات، سخن ابن عباس در روایت بخاری است که در آخر آن گفته است: «نمی‌دانم این عبارت‌ها آیا از قرآن است یا نه؟(22)  اگر نظم و ساختار این عبارت‌ها به سخن خداوند بیشتر شبیه بود تا به سخن بشر، ابن عباس در آن شک نمی‌کرد. این عبارت‌ها در نهایت متضمن نغمه‌ای خوش در زهدورزی و کم ارزش نشان دادن دنیاست، چنان که متضمن تعادل بخشیدن و ارزش نهادن به موضع آدمی در برابر دنیا می‌باشد. این همان چیزی است که برخی صحابه را به این گمان سوق داد که این عبارت‌ها از قرآنند چنان که از انس و ابی نقل شده است که «ما گمان می‌کردیم این عبارت‌ها از قرآنند تا این که «ألهاکم التکاثر»(23)  نازل شد». 
نویسندة کتاب «القراءات و اللهجات» می‌گوید: کلمات «یهودیه، نصرانیه، حنیفیه» در این روایت، قرآنی نیستند و به واژگان حدیث شبیه‌ترند. در حدیثی آمده است «بعثت بالحنیفیة السمحة»(24) ، چنان که در حدیث دیگر آمده است: «لا یختلجن فی صدرك طعام ضارعت فیه النصرانیة»(25)  (34). 
بعد از این دو روایت، نقش روایت سوم مطرح می‌شود که شامل دو سورة (خلع و حفد) است. از روایتی که از سیوطی نقل کرده‌ایم، روشن می‌شود که سه تن از صحابه در روایت این دو سوره در مصحف ابی (رض)، ارتباط دارند که ابن عباس، ابوموسی و ابی(رض) می‌باشند. همچنین این دو سوره از طریق عمر و علی (رض) هم روایت شده است. در خبر است که پیامبر (ص) در نماز به حال قنوت مضر را نفرین می‌کرد که جبرئیل (رض) این دو سوره را با آیه‌ای از قرآن: 
(لَيْسَ لَکَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ)(آل‌عمران، 3 / 128)
نازل کرد(26) . این دو سوره، بنا به قولی، در مصحف ابی بعد از سورة «الناس» و به قولی بین سورة عصر و همزه قرار داشته‌اند. 
خاورشناس فرانسوی، بلاشر، در برابر خبر این دو سوره که تنها مصحف ابی ـ نه دیگر مصاحف صحابه ـ به آنها متمایز است، موضع گرفته و به گردآوری مصحف در روزگار ابوبکر (رض) ایرادی ناچیز نموده است، وی به مصحف ابی اشاره کرده و آن را در آن روزگار به دور از ارزش و اعتبار دانسته است، چون بیانگر گرایش مدنی بوده است (نسخة گردآوری شده توسط مردم مدینه)(27) . 
دلیلی قوی‌تر بر قرآنی نبودن این عبارت‌ها از منفرد بودن مصحف ابی (رض) در خصوص این عبارات وجود ندارد، چه تنها بودن این عبارت‌ها در مصحف ابی، موجب آن نمی‌شود که عباراتی قرآنی به حساب آیند چون تمام قرآن به تواتر ثابت شده است. عاقلانه نیست، صحابه‌ای که این تواتر را با اجماع بر تک تک آیات قرآن ثابت کرده‌اند، از قاعده‌ای که پایبند آن بوده، عدول نمایند و خبری واحد را برای اثبات متن مشخص، بپذیرند، هر چند که این خبر واحد از ابی‌بن کعب (رض) باشد. همچنین وقتی عمر (رض) هم به تنهایی آیة رجم را آورد، صحابه از وی نپذیرفتند لذا در مصحف نوشته نشد و به عنوان «منسوخ التلاوة دون الحکم» به حساب آمد به طوری که به حکم آن عمل می‌شود(28)  (35). 
همچنین صحابه، روایت حفصه(رض) در باب «والصلاة الوسطی وهي صلاة العصر» را رد کرده‌اند، چه عمر (رض) از دخترش حفصه(رض) پرسید: آیا برای این سخن شاهدی داری؟ گفت: نه. پس عمر گفت: به خدا قسم، تا زمانی که زنی بدون شاهد به آن گواهی دهد، آن را در قرآن قرار نمی‌دهیم(29) . 
چه بسا وجود این عبارت‌ها در مصحف ابی (رض) از باب ثبت برخی دعاهای پیامبر(ص) از ترس این که مبادا فراموش شوند یا از بین بروند، باشد و یا چه بسا قرآن بوده‌اند که در عرضة اخیر قرآن که مصحف در روزگار ابوبکر و عثمان (رض) بر اساس آن، نوشته شده است، نسخ شده باشند (35). با وجود این، ممکن نیست که این عبارت‌ها، نقصی برای مصحف نمونه [امام] به حساب آیند. 
----------------------------------------------------------------------------------------
1) فاتحه (1) بخشی از آیه 7. بنگرید به : ابوحیان، البحر المحیط، ج 1، ص 29؛ الکرمانی، شواذ القراءة، ص 16. 
2) بقره (2)، بخشی از آیه 20. بنگرید به : ابن خالویه، المختصر، ص 3؛ الکرمانی، شواذ القراءة، ص 21 و ابوحیان، البحر المحیط، ج 1، ص 90. 
3) بقره (2)، بخشی از آیه 226. بنگرید به : المختصر، ص 13؛ شواذ القراءة، ص 39 و البحر المحیط، ج 2، ص 180 [به ترک همخوابگی با زنان سوگند می‌خوردند [ایلاء]]. 
4) نساء (4)، بخشی از آیه 129. بنگرید به : المختصر، ص 29؛ البحر المحیط، ج 3، ص 365 [ابوحیان از قول ماوردی می‌آورد که تعلیق الشیء یعنی دور کردن آن از جایگاه اصلی و آرامش که چنین معنای در سخن نیز نهفته است]. 
5) بنگرید به : البحر المحیط، ج 4، ص 450. 
6) انفال (8)، بخشی از آیه 2. بنگرید به : ابوحیان، البحر المحیط، ج 4، ص 457. 
7) یوسف (12)، بخشی از آیه 36. الکرمانی، شواذ القر