وغ است . می گوید: سکوت علی چون سکوت ابراهیم است آن هنگام که پدرش او را از خانه بیرون کرد.
جواب ما :
  این طور نیست به این دلایل :
1 ـ ابراهیم به علت بد گویی از بت ها از قوم و خانۀ پدر طرد شد در حالی که به اعتراف شما علی وزیر خلفاء بود !
2 ـ ابراهیم بعد از طرد شدن هم، بیکار ننشست و بت ها را خرد و خمیر کرد؛ اما علی تا روز آخر بیکار نشست . 
  این مرد گویا یادش رفته است که در همین کتاب نوشته است: علی مقامش بالاتر از ابراهیم است ! پس رفتار ابراهیم نباید الگوی علی باشد! علی باید دو قدم از ابراهیم جلوتر باشد اگر او بت های قوم را شکست، علی می بایست سر عمر و ابوبکر را قطع می کرد.
ادعای398 - سرگذشت علی مانند سرگذشت هارون است
  می گوید: سکوت علی مثل سکوت موسی بود بر گوساله پرستی. پس طبق آیات قرآنی حضرت هارون و پیغمبر و خلیفۀ منصوص،حضرت موسی، به علت تنها بودن و این که امت آنها را خوار و زبون نمودند در مقابل عمل شنیع سامری و شرک مسلّم گوساله پرستی مردم ، سکوت اختیار نمودند و قیام به سیف ننمودند .
علی هم که رسول اکرم او را شبیه هارون و دارای منزلت هارونی معرفی نمود ( چنانکه در لیالی ماضیه ذکر نمودیم) ، اولی و احق بود که وقتی در مقابل امر واقع شده  ،قرار گرفت و تنها ماند و دنیا طلبان و مخالفان خود را چیره دید، مانند جناب هارون صبر و تحمل اختیار نماید .
  خاتم الانبیاء از همه انبیاء بالاتر و حجت تام و تمام سیره خود می باشد که لازم است دربارۀ آن فکر نماییم که چرا در مقابل  دشمنان و بدعتهای قوم ، سیزده سال در مکۀ معظمه سکوت اختیار نمود تا جایی که شبانه از مرکز بعثت و وطن مألوف فرار اختیار نمود .

پس در جایی که پیغمبر اولوالعزم خدا با ترس و خوف فرار نمایند، آیا وصی رسول به خاطر قعود و عزلت و کناره گیری معذور نمی باشد …   

جواب ما :
  اینطور نیست که می گوید، تفاوتها را ببینید : 
  هارون منتظر برگشت موسی بود که بیاید و گوساله را از بین ببرد؛ برای همین ساکت نشست. علی منتظر برگشت کی بود ؟! اگر موسی نبود، هارون اقدام می کرد.
 هرگز  او مانند علی، وزیر گوساله پرستان نشد و تنها مدت کمی صبر کرد تا موسی بر گردد؛ تا آن وقت هم از قوم دور بود و با آنها مخالف می نمود. 
  هارون قوم خود را منع کرد اما قوم گفتند: نه صبر می کنیم تا موسی بیاید. هارون با آنها همراه نشد و علی با قوم همراه بود. 
اگر مسالۀ آمدن موسی نبود به نظر شما هارون وزیر سامری می شد در گوساله پرستی ؟
نه ؛ زیرا با گوساله پرستی دیگر مصلحتی در کار دین  باقی نمی ماند .
اما علی به گفتۀ شما وزیر شیخین شد و در مجلس آنها نشست و به عمر دختر داد. پس آنها را سامری نمی دانست. موسی آمد و گوساله را شکست پس سکوت هارون مصلحتی بود تا موسی بیاید .
اما علی منتظر کی بود ؟ دیگر حضرت  محمدی نبود که بیاید و گوساله را بشکند. علی باید اقدام می کرد! سکوت در مقابل گوساله پرستی برای حفظ جان ؟!
ادعای399 - سکوت علی چون سکوت پیامبر بود
  این مرد حضرت علی را با حضرت محمد مقایسه می کند و می گوید: سکوت علی چون سکوت محمد بود در مکه ! ...  
جواب ما :
  این مرد، روز روشن را منکر است! آیا محمد در مکه سکوت کرد یا در روز با کفار در حال کشمکش بود و هر روز به شدت این تنازع افزوده می شد تا جایی که می خواستند ایشان را بکشند که هجرت کرد .
علی نه با عمر کشمکش  کرد نه هجرت کرد؛ بلکه مشاور بود و به مبارکی پدر زن عمر شد! و از بیت المال مستفید می شد! چه شباهتی است بین محمد در مکه و علی در مدینه ؟!
ادعای400 -پیامبر نیز نتوانست هر چه دلش می خواست، انجام دهد
  می گوید: پیامبر نیز، نتوانست هر کاری که دلش می خواست، انجام دهد و مثال می آورد که کعبه را بر جای اول بنا نکرد .
  داعی : حمیدی در «جمبع بین الصحیحین» و امام احمد حنبل در «مسند» از ام المؤمنین عایشه نقل نموده اند که رسول اکرم به او فرمود: اگر این مردم قریب العهد بر کفر زمان جاهلیت نبودند و نمی ترسیدم که به قلب خود منکر آن شوند ، امر می نمودم که خانه کعبه را خراب کنند و آنچه از آن بیرون بردند، داخل نمایند و خانه را متصل به زمین می ساختم و مانند زمان حضرت ابراهیم دو در برای آن قرار می دادم به سمت مشرق و مغرب و بنیاد آن را به پایۀ بنای حضرت ابراهیم می رسانیدم .
آقایان از روی انصاف دقت کنید: در جایی که رسول الله با آن مقام و مرتبه الهی که برای ریشه کن نمودن شرک و کفر و آثار آنها مبعوث گردیدند، ملاحظۀ صحابه خود را بکنند ( بنا بر آنچه اکابر علمای خودتان نوشته اند ) و نتوانند بدعتی را که در ساختمان ابراهیمی به کار رفته است، عوض نمایند؛ پس علی ... 
  فقیه واسطی ابن مغازلی شافعی و خطیب خوارزمی در «مناقب» خود نقل نموده اند که رسول الله به علی فرمود: امت از تو کینه ها در دل دارند و بعد از من با تو خدعه نمایند و آنچه در دل دارند، ظاهر سازند. من ترا امر می نمایم به صبر و تحمل تا خداوند تو را جزا و عوض خیر عنایت فرماید ...   
جواب ما :
  رسول الله فقط یک یا دو کار کوچک را انجام ندادند (و اون کارها مهم نبودند)؛ در عوض صدها کار بزرگ انجام دادند مثل از بین بردن بت ها ، عوض کردن قبله ، ازدواج با عروس خود و این که کعبه را بر پایه اول آن استوار نکرد، شاید به این خاطر بود که مهم نبود و فرمودند: حجر اسماعیل جزء خانه است !
  اما علی که در مقابل گوساله پرستان( به زعم تو ) سکوت کرد، پس عمل آنها هم مهم نبود که سکوت کرد؟! آگر این طور است، چرا شما این قدر یقه می درید و پیراهن خود را پاره می کنید و اگر مهم بود، چرا سکوت کرد؟!
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:465.xml">ادعاهای 401 تا 410</a><a class="folder" href="w:html:476.xml">ادعاهای 411 تا 420</a><a class="folder" href="w:html:487.xml">ادعاهای 421 تا 430</a><a class="folder" href="w:html:498.xml">ادعاهای 431 تا 440</a><a class="folder" href="w:html:509.xml">ادعاهای 441 تا 450</a><a class="folder" href="w:html:520.xml">ادعاهای 451 تا 460</a><a class="folder" href="w:html:531.xml">ادعاهای 461 تا 470</a><a class="folder" href="w:html:542.xml">ادعاهای 471 تا 475</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:466.txt">ادعای401 - پیامبر به علی گفت: اگر حقت را خوردند، سکوت کن</a><a class="text" href="w:text:467.txt">ادعای402 - علی در مقابل ظلم عمر سکوت کرد تا دین از بین نرود</a><a class="text" href="w:text:468.txt">ادعای403 - سنی قبول دارد نهج البلاغه کتابی معتبر است</a><a class="text" href="w:text:469.txt">ادعای404 - ابن ابی الحدید سنی گفته است که نهج البلاغه کلام مخلوق نیست</a><a class="text" href="w:text:470.txt">ادعای405 - عمر بی سواد و ترسو بود </a><a class="text" href="w:text:471.txt">ادعای406 - مثالی که ثابت می کند او از قرآن بی خبر بود</a><a class="text" href="w:text:472.txt">ادعای407 - از دلایل بی علمی عمر یکی این که گمان می کرد حضرت محمد هر گز نمی میرد .</a><a class="text" href="w:text:473.txt">ادعای408 - عمر می خواست زناکار  ( بی زن ) را سنگسار کند</a><a class="text" href="w:text:474.txt">ادعای409 - عمر می خواست بچه را در شکم زن زانیه سنگسار کند !</a><a class="text" href="w:text:475.txt">ادعای410 - عمر می خواست زن دیوانه ای را سنگسار کند ! </a></body></html>ادعای401 - پیامبر به علی گفت: اگر حقت را خوردند، 