  تفسیر خود   و ابن حجر عسقلانی  در  «اصابه»    و  در  «فتح الباری»    و  بدر  الدین  حنفی  در
«عمدة القاری»  و بیهقی در «سنن»  و دیگران شرح قضایا را مفصل و مبسوط نقل نموده اند .
جواب ما :
و این دروغی بزرگتر است در کتابهای ذکر شده . اصلاً چنین واقعه ای به این صورت ذکر نشده است ! 
ادعای 257- صحابه پیمان شکنی کردند
  اینک برای تأیید عرایضم به یکی از اعمال زشت و ناپسندی که از آنها صادر گردید و در تمام کتب فریقین ثبت است، اشاره می نمایم: آن عمل، نقض عهد و بیعت بود که خداوند متعال در قرآن مجید نقض کنندگان عهد را مورد انتقاد و لعن قرار داده است. در سورۀ  «نحل» وفای به عهد را واجب نموده است که می فرماید :
{وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ } (النحل/91)
و در آیۀ 25 از سورۀ  رعد، نقض کنندگان عهد را ملعون خوانده است که می فرماید:
{وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ }
  پس به حکم آیات قرآن مجید و اخبار بسیاری که در کتب ما و شما موجود است، نقض عهد نمودن، گناه بزرگی است به خصوص نقض عهد با خدا و رسول الله که قطعاً برای اصحاب و نزدیکان آن حضرت اقبح قبایح بوده است ...  	
جواب ما :
  این است سهم  این آدم از علوم قرآنی !! صحابه در جنگ جمل قصد جنگ با امیر خود را نداشتند. امیر در کشتن قاتلان حضرت عثمان درنگ کرد و آنها این را نپسندیدند. 
فراموش نکنید قاتلان مکار عثمان به دروغ با  نام صحابه بر ضد عثمان نامه جعل کرده بودند. صحابه می خواستند که دروغ آنها را علنی کنند. اگر آنها می خواستند با علی بجنگند به مدینه می رفتند نه به بصره ! بعد علی به  تعقیبشان رفت؛ زیرا از طرف توطئه گران به او گزارش نادرستی رسیده بود. وقتی دو لشکر با هم روبرو شدند،  امیر قبول کرد که قاتلان عثمان را مجازات کند.  اما  توطئه گران  منتظر صبح  نشدند و آتش جنگ  شبانه  راشعله ور کردند.
 آن توطئه گران درجنگ صفین نیز، در لحظۀ پیروزی از علی خواستند تا صلح کند تا فتنه ادامه یابد و بعد همان ها  بر علی شمشیر کشیدند و بر علی ثابت شد که حرف عایشه و طلحه و زبیر درست بود و قبل از پرداختن به معاویه باید قاتلان عثمان را می کشت. 
  علی فکر کرد که زور وقدرت  ندارد، اما دید که زبیر و طلحه با او همراهند، پس تصمیم به مجازات قاتلان عثمان گرفت؛ اما قاتلان چنانکه گفتیم، منتظر صبح نشدند .
این کجا و آیات قران کجا ؟! مگر آدم حق ندارد به امیرش بگوید: بالای چشم تو ابروست ؟ 
با وجود این اهل سنت بر این رأی هستند که علی خلیفه برحق است و اما  شما فتنه گرانی هستید که تا امروز در شیپور فتنه می دمید!
و فراموش نکنیم که صحابه در امور دینی اختلاف نداشتند، حتی یزید و حسین در امور دینی اختلاف نداشتند. 
قاتلان حسین یک روز جلوتر نماز را به امامت حسین خواندند!
ادعای258 - محّمد (ص) و علی(ع) صادقان در قرآنند
  بنابر آنچه علمای بزرگ خودتان از قبیل امام ثعلبی و جلال الدین سیوطی در تفسیر و حافظ ابو نعیم اصفهانی در «مانزل من القرآن فی علی» و خطیب خوارزمی در «مناقب» و شیخ سلیمان بلخی حنفی در «ینابیع المودة»  از خوارزمی و حافظ ابو نعیم و حموینی، و محمد بن یوسف گنجی شافعی در «کفایت الطالب مسندا» ً و نیز از تاریخ محدث شام همگی نقل نموده اند که مراد از صادقین در سورۀ  توبه که می فرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ }(التوبه/119)
محمد و علی (علیهما السلام) هستند
جواب ما :
  صادقین، راکعین، متقین، مومنین، مسلمین......، همه علی شدند. پس قرآن فقط نازل شد تا به طور رمزی و به اشاره دربارۀ علی صحبت کند و اصحاب را امر کند که از علی پیروی کنند، اما از ترس همان اصحاب نام او را به صراحت ذکر نمی کند! این (ترس) و آن (امر) چطور با هم جور درمی آید؟! 
(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ )(حجرات/15)
به درستی مومنانی که ایمان به الله و رسولش آوردند و سستی نکردند و با مال و جان خود در راه الله جهاد کردند، ایشان ازجمله صادقین هستند.
الله در چندین آیه ، کلمۀ صادقین را تفسیر می کند. خداوند در سورۀ حشر ، آیۀ 8 می فرماید:
 صادقین آنهایی هستند که از دیار و مال خود اخراج شدند و در جستجوی کسب فضل و رضایت خدا هستند و الله و رسولش را یاری کردند؛ یعنی، تمام صحابه مصداق این آیه هستند و صادق می باشند و دلیلی نداریم که آن را فقط مختص به حضرت محمد و علی  بدانیم.

ادعای 259- در حدیث غدیر و چگونگی آن
  نام 60 عالم و 61 کتاب ما را آورده است که در کتاب آنها حدیث غدیر آمده است و نام مسلم و بخاری هم در این لیست هست ! و بعد متن حدیث را نقل کرده است که رسول الله علی را جانشین خود کرد و اول از همه عمر به او تبریک گفت ...   

جواب ما :
  خواننده برای آنکه به حقه بازی این مرد مکار پی ببرد، خوب است در این جا کمی در نگ کند. فرض کنید قومی عقیده دارد که روزه در رمضان از ساعت 8 صبح شروع می شود و ساعت 3 بعد از ظهر پایان می یابد و بعد برای اثبات این ادعای خود 60 کتاب سنی را شاهد بیاورد که در آن آمده است که مسلمان باید یک ماه را در سال روزه بگیرد! 
این برای حرف تو سند نمی شود. تو باید این سند را بیاوری که روزه از 8 صبح  است تا 3 بعد از ظهر تا ادعای تو اثبات باشد.
  ما قبول داریم که رسول الله در غدیرخم به مردم گفت که هر کس من مولای او هستم، علی هم مولای اوست ! و اگر از کتاب ما نقل می کنی که این ، داستانی طولانی دارد ! جزئیات، چیزی دیگر است .
از کتاب ما قانون روزه را نقل می کنی؛ پس از کتاب ما زمانش را هم نقل کن!
از کتاب ما داستان غدیر را می آوری؛ پس ماجرایش را هم از کتاب ما نقل کن نه از کتاب خودت !
ادعای260- عالمان سنی درباره غدیر حم روایات معتبر دارند که علی جانشین پیامبر است ...  
جواب ما :	
  این آقای میرسید علی همدانی شافعی کی باشند که در قرن هشتم احادیث جدید کشف می کنند !؟ 
هشت قرن کسی خبر نداشت؛ حالا این میرسید علی همدانی از کجا با خبر شده است .
جواب ترا در عنوان قبلی دادم .
ادعای 11- همراهی ابوبکر با پیامبر در غار ثور دلیل بر ثبوت خلافت او نیست ! ...  
جواب ما :
   خوب است که قبول داری، ابوبکر در غار ثور همراه پیامبر بود. نوه های شیعۀ تو در قرن 21 می گویند: او ابوبکر دیگری بود و از بیخ قضیه را منکرند !  البته این دسته  از تو عاقل ترند ! چون می دانند همراهی ابوبکر با رسول در غار اگر دلیل بر ثبوت خلافت ایشان نیست، دست کم دلیل ثبوت ایمان او هست. دلیل اخلاص او ، دلیل اعتماد رسول به او و دلیل همراهی او 