                      (النمل/18 )
  آری مورچه می گوید: وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ .
مورچه هم می داند که محال است کسی شرف همراهی پیامبری را بیاید؛ مصاحب پیامبری باشد؛ جزو لشکر پیامبری باشد و مورچه ای را دانسته لگد مال کند. اما  داعی این را نمی داند و به نزدیکترین دوستان پیامبر اتهاماتی می زند که انسان حیران و متعجب می ماند.
  کما آنکه پسر خمینی ، پسر رهبر خود، را به احتمال قوی  کشتند و جانشین او منتظری را خانه نشین کردند.  راست  گفته اند  که            
کافر همه را به کیش خود پندارد !
ادعای 223 -ابو سفیان پس از اسلام کافر شد
  از زمان خلافت خلیفۀ سوم ، عثمان بن عفان ، که دست بنی امیه باز شد و زمامدار امور شدند و أبوسفیان لعین که در آن موقع کور شده بود، دستش را گرفتند و به مجلس آوردند و با صدای بلند گفت: یا بنی امیه،  «تداو لو الخلافة فانه لا جنة و لا نار»
ابو سفیان فامیل خود را تشجیع می کند به این که دولت بی پایان خلافت را دست به دست دهید؛ زیرا بهشت و دوزخی در کار نیست ( یعنی، دروغ است ).
و نیز، گفت: یا بنی امیه، «تلقفوها تلقف الکرة فوالذی یحلف به ابو سفیان مازلت ارجوها لکم و لتصیرن الی صیبانکم وراثة » .
یعنی: ای بنی امیه، بکوشید و خلافت را مانند گوی به چنگ آورید. سوگند به آن چیزی که [همیشه] قسم     می خورم (مراد بتها است که همیشه به آن قسم می خوردند) پیوسته طالب و شایق یک همچو سلطنت و پادشاهی برای شما بوده ام. شما هم آن را نگهبان باشید تا به اولاد خود برسانید ...  
جواب ما :
  این از آن دروغ هایی است که حتی در قوطی عطار هایی مثل سلیمان بلخی و ابن ابی الحدید و گنجی و ابن طلحه و ابن صباغ و سبط ابن جوزی هم پیدا نمی شود ! گویا این، از اختراعات اسلاف داعی است !
این دروغی بیش نیست. مردم مکه به همراه ابو سفیان از سال هشتم که مسلمان شدند به اسلام و عهد خود وفا کردند. در روز وفات رسول، قبایل عرب شورش کردند اما اهل مکه نه تنها همراه قبایل عرب شورش نکردند و با آنها همراه نشدند؛ بلکه به طرفداری از مهاجران و انصار شمشیر زدند و پسر ابو سفیان( یزید بن ابو سفیان) در جنگ با کفار شام شهید شد. داعی از اسلاف خود یک نفر را نشان بدهد که در جنگ با کفار روس مرده باشد. وقتی روس ها شمال ایران را فتح می کردند، اسلاف داعی داشتند برای فتحعلی شاه ـ که او را در صفحۀ 100 کتابش او را  شاهنشاه نامید ـ فتوای جایز بودن صیغه تا 900 زن جوان را صادر می کردند و به برکت فتوای اسلافش، فتحعلی شاه این زنان نگون بخت را یک بار یا دوبار مصرف می کرد و تا آخر عمر در حرمسرا زیر سایۀ قانون شوم صیغه حبس می نمود. 
بعد این مرد از خاندان بنی امیه بدگویی می کند! البته بی شک قاتلان حسین بد بودند؛ اما این ربطی به ابن سفیان و ابو سفیان  ندارد . اگر ابوسفیان با  پیامبر جنگید، بعد مسلمان شد و پیش رسول محترم بود. حتی پیامبر ( در فتح مکه )  فرمود :
  هر کس در کعبه باشد در امان است. هر کس در خانۀ ابوسفیان باشد، در امان است. 
امیر معاویه نیز، اگر با امیر المومنین  علی جنگید، نباید عملکرد 27 سالۀ او را در خدمت به اسلام و گسترش اسلام فراموش کنیم . 
ادعای 8 -  امام شافعی می گوید: دشمنان ( سنی ها ) بسیاری از  فضایل علی را  پنهان کرده اند !
جواب ما : 
   تمام کتب سنی ها بابی در فضایل علی دارد و گویندۀ این جمله هم ـ به ادعای تو ـ ‘  امام شافعی است که یکی از چهار امام بزرگ سنی هاست .
نتیجۀ همۀ این حرفها، این است که سنی دشمن اهل بیت و علی نیست، بلکه دوستش است !  سخن تو خودش ، خودش  را نقص می کند !
اگر من بگویم :  پیامبر علی را جانشین خود کرد اما من این خبر را پنهان می کنم !
  بخش اول جمله ، قسمت دوم  را انکار می کند ! و خود به خود ضد آن است !
ادعای 224 -امام سجاد در مقابل یزید سخنرانی کرد و یزید ترسید
  در دنباله، داعی 6 صفحه روضه خوانی کرد و دیگر حواله به ابن ابی الحدید و سلیمان بلخی نکرد؛ بلکه کاملاً به سبک روضه خوان های شیعه، روضه خوانی کرد و یادش رفت که مجلس مناظره است. چون که ترک عادت موجب مرض است. 
او می گوید: حضرت زینب و امام سجاد در مسجد سخنرانی کردند نه ببخشید بحرالطویل گفته اند آن هم به کلامی مسجع  و وزن دار !
جواب ما :
  که کاملاً آشکار است سخنرانی یک اسیر آشفته حال نیست؛ 
  در اخبار صحیح آمده است که حضرت حسین، پسرش علی (سجاد ) را با خود به کربلا نبرد؛ زیرا ایشان مریض بود و نمی تواست حرکت کند ! اگر یزید بد بود و حسین را کشت و از ملت نترسید، کشتن ابن حسین آسانتر بود؛ اما او در دسترس نبود؛ در مدینه بود ! این معقول نیست که تو می نویسی: ابن  حسین را به شام آوردند و در مسجد به او اجازۀ سخنرانی دادند ! تا آن جا که یزید ترسید و از مجلس خارج شد. تو می گویی: یزید از مجلس خارج شد ! نه این که امام سجاد را بیرون کرده باشد !! بر عکس می گویی !
این شیعه ها وقتی روضه می خوانند آمپرشان بالا می رود و دیگر نمی دانند چه می گویند !
  کوچک که بودیم مادر ما، قصۀ حسین را می گفت که در مجالس روضه خوانی شنیده بود که سر حسین بر سر نیزه جلوی یزید شروع به صحبت کرد و لباس حسین حرکت کرد و یزید گفت: شلاق بزنید .
بزرگ که شدم در جایی خواندم که در روز قیامت حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) شمر را به گوشه ای می کشد که بگو: چگونه حسین را کشتی؟ و شمر شرح می دهد و حضرت محمد از روضه خوانی شمر آن قدر گریه می کند که نگو و نپرس !در قیامت گریه میکند
  مجلسی هم در کتاب  بحارالا نوارش گویا آمپرش خیلی بالا رفته بود و خواندم که الله شبهای جمعه با فرشته ها از آسمان نازل می شود تا قبر حسین را زیارت کند ! و تازگی در اینترنت یک خبیث که کارش لعن صحابه است ! گویا آمپرش از  حد انفجار هم گذشته بود که این شعر را نوشت :
خدا یک شب زجای خود سفر کرد! 
شبی را با علی تا صبح سر کرد!
اگر بینی خدایی می کند او !
کمال همنشین در او اثر کرد !
باز در یک جای دیگر  نوشته بود که علی سرش را در چاه های مدینه می کرد و گریه می نمود و غصه می خورد. 
ادعای 225  - مادام انگلیسی شاهد است بر  مظلومیت امام حسین ...  
جواب ما :
  شهادت ابن ابی الحدید ، سلیمان بلخی ، ابن سبط جوزی و دیگران قدیمی شده است و تاریخ مصرفش گذشته که حالا مادام انگلیسی بر حقانیت مذهب شیعه گواهی می دهد ! روی حرف مادام ، مادامی که ما زنده ایم، نمی توانیم حرفی بزنیم !
ادعای226 - عزاداری سبب صالح شدن است
  پس نتیجه این شد که قیام و جنگ حضرت سید الشهداء (ارواحنا فداه) که مورد تصدیق دوست و دشمن منصف است، یک قیام و جنگ دینی بوده است . لذا زوار و عزاداران و شیعیان و علاقه مندان به آن حضرت وقتی می شنوند که آن حضرت با یزید جنگید برای آنکه عمل به منکرات می نمود، متوجه می شوند که عمل به منکرات، مرضی(مورد رضایت) آن حضرت نخواهد بود، لذا هر گز گرد محرمات و منکرات که مَکرَه طبع آن بزرگوار است، نمی گردند و عمل به واجبات را برخود فریضۀ حتمی قرار می دهند ...  
جواب ما :
  یعنی، این کافی نیست که منکرات، مرضی الله نباشد، اگر الله راضی نباشد این انگیزه ای کافی نیست برای ترک منکرات !  ا