د و تازه شیعه در قتل حسین دست دارد . اما آزار دهندگان اهل بیت از شیعیان هنوز هم در زمان ما  هستند و عایشه را بد می گویند و فحش می دهند.
و اگر به علم تمسّک کنیم، باید به آن اهل بیتی رجوع کنیم که عالم بودند؛ مثل عایشه که به سخنان رسول بیش از هر کس دیگری علم داشت! 
آن وقت از روایت مسلم می فهمیم، منظور این است که به اهل بیت من توجه کنید و محب آنها باشید.
دیگر این که ما می دانیم، باید از اهل بیتی که به سنت رسول آگاهند، پیروی کنیم و در میان آنها، زنان پیامبر به خصوص حضرت عایشه در صف اول هستند. پس شیعه که از معنی «عترت پیامبر» امام نقی و تقی را می گیرد و عایشه و حفصه را رها می کند در گمراهی آشکار است .
  برای درک مسأله، فکر کنید که پادشاهی به رعیت خود می گوید: اگر از روشم راضی هستید، بعد از مرگم از خاندانم پیروی کنید. اما بعد از مرگ پادشاه ، مردم زنش را بزنند و بعد از 200 سال، از نسل این پادشاه بچۀ 8 ساله ای را انتخاب کنند که بیا به ما اسرار اجدات را یاد بده !
این، نوعی دیوانگی است. اما فراموش نکنید، وقتی اهل شهری همگی دیوانگی کردند، دیگر نام کارشان دیوانگی نیست.
  یک دلیل خنده دار دیگر هم دارند؛
 می گویند : اهل بیتی باید باشند تا سنت و قرآن را معنی کنند. 
جواب ما:
  این مردم، این حرف مزخرف را زیاد تکرار می کنند. انگار امروز اهل بیت هستند! کجایند اهل بیت؟ آنهایی که می گویید: بدون آنها تفسیر قرآن و سنت ممکن نیست، کجایند؟  کو کجایند؟ ... آخر عقل هم چیز خوبی است! 
ادعای 76 - بخاری و مسلم از رجال مردود وجعال نقل خبر  نموده اند ...    
 جواب ما:
  مثل این که این جناب می خواهد ما به جای بخاری از  کتاب «ینابیع الموده» و «شرح نهج البلاغه» پیروی کنیم ! از نظر ایشان، ابن ابی الحدید و امثال ایشان مردود و جعّال نیستند؛ اما راویان بخاری و مسلم  دروغگو هستند! بنازم رو را .   فلانی را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت. او لیستی از دروغ گویانی را که بخاری و مسلم از آنها روایت کرده اند، نوشته و در بالای فهرست، نام مبارک حضرت ابوهریره را با بی شرمی تمام نوشته است. این داعی حقه باز که از اول کتاب مردم را فریب می دهد، آیا فکر می کند به گفتۀ او ما ابی هریره را رها می کنیم. اگر به حرف او باشد، نه ابوبکر در امان است و نه عایشه ، زن پیغمبر .
هر چقدر هم که زوزه بکشید، بخاری برای ما بخاری می ماند و مسلم هم، مسلم .
اگر مسلم از رجال مردود نقل قول کرده است شما چرا این جا که حدیث ثقلین را مطابق هوای نفس خود دیدید به او شک نکردید؟ هر جا که مخالف شما بود، مسلم آدم بدی است و کتابش بدتر؟ با روش شما، شیطان پرستان هم می توانند با قرآن ثابت کنند که شیطان موجود نیکی بود. به شرطی که آیاتی را که در مذمت شیطان است، جعلی بدانند . آیاتی که از زبان شیطان سخن می گوید :
وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ }                     (الأنفال/48)
شیطان گفت: ای مشرکان، من از شما بیزارم. من چیزی را می بینم که شما نمی بینید من از الله می ترسم و الله بسختی مجازات می کند. 
  آیا وقت آن نرسیده است که کمی از این حقه بازی ها خجالت بکشید؟ اکنون این داعی مرده است ... و اعوذ بالله  اهل نار است. ای داعی های زنده ، از حقه بازی دست بردارید.  سرانجام می میرید.
بعد یک نکته دیگر: شما که اینقدر دانش مندید که سند احادیث ما را بررسی میکنید چرا احادیث خود را زیر ذره بن نمیبرید
آیا میدانید شیعه ها تکلیف احادیث ضعیف و صحیح خود را تا بحال روشن نکرده اند پس ما میتوانیم به داعی شیاد  بگوییم :
تو اگر طبیب بودی حدیث خودت را بررسی میکردی 
ادعای77- اهانت به رسول الله در صحیحین بخاری و مسلم ، آن دونفر نوشتند: پیامبر زنش را به مجلس رقص برد! العیاذ بالله
  حدیثی را مورد انتقاد قرار داده است که در آن پیامبر در روز عید که عده ای از حبشی ها در مسجد نمایش اجرا می کردند به عایشه گفت: مایلی تماشا کنی؟ گفت: بلی. پس رسول الله او را بر دوش بالا برد تا نمایش را ببیند.
  او انتقاد کرده است که پیامبر چگونه جلوی مردم چنین کرده است؟! وی ما را قسم داده است که شما را به خدا اگر دربارۀ  شما کسی چنین بگوید، دیگ غیرت شما از این تهمت به جوش نمی آید ...  
جواب ما:
  اول این که شما از این بدتر را دربارۀ زن رسول می گویید. حالا چرا دلسوز عایشه شدید. 
 دوم، سوزش شما از محبت رسول به زنش است. 
 سوم، حتی غرب گرا های ما که این طرف و آن طرف می گردند تا حدیثی برای آزادی زنان پیدا کنند، این حدیث را دلیل نیاورده اند که مرد و زن ، دست به دست هم به تماشای نمایش ها بروند. 
آنها با آن قلب مریض و با آن غرض ورزی بی پایان خود باز فهمیدند که منظور حدیث، این است که پیامبر زنش را در گوشه ای دور از مردم و در کنار پنجرۀ خانه نگذاشته است تا بگوید: سرک بکش و بازی را ببین. 
هرکسی معنی حدیث را می فهمد حتی آن غرب زدۀ مفلوک. و تو می گویی: پیغمبر زنش را سوار دوشش کرده و کنار معرکه ایستاده است. آیا تا به حال زنی را ندیده ای که از گوشۀ ایوان دزدکی به خیابان نگاه می کند؟ آیا جایی از بدن او را می توان دید.
ادعای 78 - بخاری همۀ احادیث صحیح را در کتابش ذکر نکرده ...  
جواب ما:
  این مطلب را ما هم می دانیم که نه تنها بخاری بلکه هیچ کدام از کتب حدیث ما به تنهایی تمام احادیث صحیح را در خود جا نداده اند. این که عیب نیست! در هیچ کدام از کتب شما نیز، همۀ احادیث صحیح به تنهایی جمع نشده است.
ادعای 79  حدیث سفینه ، دلیلی بر حقانیت مذهب شیعه
  این مرد ، لیستی طویل ارائه داده است که در آن ابن صباغ و سلیمان بلخی و سبط ابن جوزی را کنار مسلم  و احمد بن حنبل نشانده و این حدیث را از قول آنها نقل کرده است:  
« انما مثل اهل بیتی فیکم کمثل سفینه نوح من رکبها نجا  و من تخلف عنها هلک» اهل بیت من مثل کشتی نوح هستند که هرکس در آن نشست، نجات یافت و کسی که ننشست، هلاک شد ...  
جواب ما:
  این حدیث در مسلم نیامده است. این یک دروغ بسیار بزرگ است.
همین یک دروغ کافی است تا شیعیان اعتماد خود را به اینان از دست بدهند و در «معجم» طبرانی آمده است  که بزرگان علم حدیث ما آن را سست و بی بنیاد می دانند از جمله: هیثمی . 
او در «مجمع الزواید» گفته است: در سلسلۀ راویانِ این حدیث، چند فرد ناشناس هست.
داعی می گوید: اهل سنت می گویند: این حدیث صحیح است. چرا ؟ چون برای این نویسنده ، دروغ گفتن از آب خوردن هم آسانتر است. باز هم می گوییم که بودن حدیثی در کتب اهل سنت ( غیر از بخاری مسلم ) دلیل بر درستی آن نیست و  قابل استناد هم نیست. مگر آنکه ببینیم، صحیح است یا نه ؟
  می گوید: شعری را به امام شافعی منسوب کرده که در بیت آخر گفته است :
رضیت علیآ لی امامآ و نسله  
و انت من الباقین فی اوسع الحل
من راضی شدم به امامت علی و اولادش که بر حقند. 
 و تو باش بر آن فرقۀ باطله تا روزی که کشف حقیقت شود ...  
جواب ما:
  خب می بینی امام ما را . امام شافعی ما را که دوستار اهل بیت است. تو هم قبول د