ریب دویست نفر از بزرگان خودتان این حدیث شریف را نقل نموده اند و اکنون نقل قول بعضی از آنها را به عرض می رسانم تا جناب شیخ خجالت نکشند و بدانند طبق عادت پیشینیان خود خدشه در سند حدیث ایجاد کردند والّا نزد عموم مطلب واضح و آشکار می باشد .
 (1) محمد بن جریر طبری، مفسر و مورخ قرن سوم، متوفی 310 قمری، در تهذیب الآثار .
(2) حاکم نیشابوری، متوفی 405 ، در مستدرک،  جلد سوم ،  ص 126 و 128 و 226  . 
(3) ابو عیسی محمد ترمذی، متوفی 289  ، در صحیح خود .
(4) جلال الدین سیوطی، متوفی سال 911 ، در جمع الجوامع ، جلد اول ، در ص 374 .
(5) ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی، متوفی 360  ، در کبیر و اوسط .
(6) حافظ ابو محمد حسن سمر قندی، متوفی 491 ، در بحر السانید .
(7) حافظ ابو نعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، متوفی 430 ، در معرقة الصحابه .
(8) حافظ ابو عمر و یوسف بن عبدالله بن عبدالبر قرطبی، متوفی 463 ، در استیعاب ،جلد دوم ،ص 461 .
(9) ابو الحسن فقیه شافعی علی بن محمد بن طیب الجلالی ابن مغازلی، متوفی 483 ، در مناقب .
(10) ابو شجاع شیرویه همدانی دیلمی، متوفی 509 ، در فردوس الاخبار .
(11) ابوالموید خطیب خوارزمی، متوفی 568 ،در ص 49 مناقب و در ص 43  از جلد اول مقتل الحسین .
(12) ابو القاسم ابن عساکر علی بن حسن دمشقی، متوفی 571 ، در تاریخ کبیر .
(13) ابو الحجاج یوسف بن محمد آندلسی ،متوفی 605 ،در جلد اول (الف باء )، ص 222 .
(14) ابو الحسن علی بن بن اثیر جزری، متوفی 630 ، در اسد الغابه، جلد چهارم، ص 22 .
(15) احمد الدین احمد بن عبدالله طبری شافعی، متوفی 694 ، در ص 129 جلد اول ریاض النضرة و ص 77 ذخایر العقبی .                                                 
(16) شمس الدین محمد بن احمد ذهبی شافعی، متوفی 748 ، جلد چهارم ،در ص 28 .
(17) بدرالدین محمد زرکشی مصری، متوفی 749 ،در فیض القدیر ،جلد سوم ،ص 47 .
(18) حافظ علی بن ابی بکر هیثمی، متوفی 807 ، مجمع الزوائد ،جلد نهم ،در ص 114 .
(19) کمال الدین محمد بن موسی دمیری، متوفی 808 ،در حیات الحیوان، جلد اول ، ص 55 .
(20) شمس الدین محمد بن محمد جزری، متوفی 833 ،در اسنی المطالب، ص 14 .
(21) شهاب الدین ابن حجر احمد بن علی عسقلانی، متوفی 852 ، جلد هفتم ،در ص 337 .
(22) بدر الدین محمود بن احمد عینی حنفی، متوفی 855 ،در عمدة القاری ، جلد هفتم ،ص 631 .
(23) علی بن حسام الدین متقی هندی، متوفی975 ، در کنزل العّمال ،جلد ششم ،ص 156 . 
(24) عبدالرؤف المناوی و شافعی، متوفی 1031 ،در سراج المنیر ،جلد دوم ، ص 46 .
(25) حافظ علی بن احمد عزیزی شافعی، متوفی 1070 ،در سراج المنیر ،جلد دوم ،ص 63 .
(26) محمد بن یوسف شاهی، متوفی 942 ،در سبل الهدی و الرشاد فی اسماء خیر العباد .
(27) محمد بن یعقوب فیروز آبادی، متوفی 817 ، در نقد الصحیح .
(28) امام احمد بن حنبل، متوفی 241 ، مکرر در مجلداب مناقب مسند .
(29) ابو سالم محمد بن طلحه شافعی، متوفی 652 ،در مطالب السئول ، ص 22.
(30) شیخ الاسلام ابراهیم مبن محمد حموینی، متوفی 722 ، در فرائد السمطین.
(31) شهاب الدین دولت آبادی، متوفی 849 ،در هدایت السعداء .
(32) علامه سمهودی سید نور الدین شافعی، متوفی 911 ،در جواهر العقدین .
(33) قاضی فضل بن روزبهان شیرازی ،در ابطال الباطل .
(34) نورالدین بن صباغ مالکی ،متوفی 855 ، در فصول المهمه ، ص 18 .
(35) شهاب الدین ابن حجر مکی ( متعصب عنود )، متوفی 974 ،در صواعق ،ص 73 .
(36) جمال الدین عطاء الله محدث شیرازی، متوفی 1000 ، در اربعین .
(37) علی قاری هروی، متوفی 1014 ،در مرقاة شرح بر مشکوة .
(38) محمد بن علی الصبان، متوفی 1250 ،در فوائد المجموعه فی الاحادیث .
(40) شهاب الدین سید محمود آلوسی بغدادی، متوفی 1270 ،در تفسیر روح المعانی .
(41) امام غزالی، در إحیاء العلوم .
(42) میرسید علی همدانی فقیه شافعی، در مودة القربی .
(43) ابومحمد احمد بن محمد عاصمی، در زنی الفتی شرح سوره ( هل أتی). 
(44) شمس الدین محمد بن عبدالرحمن سخاوی، متوفی 902 ،در مقاصد الحسنة.
(45) سلیمان بلخی حنفی، متوقی 1293 ،در ینابیع المودة ،باب 14 .
(46) یوسف سبط ابن جوزی، در تذکرة خواص الامه ، ص 29 .
(47) صدر الدین سید حسین فوزی هروی، در نزهة الارواح.
(48) کمال الدین حسین  میبدی، در شرح دیوان.
(49) حافظ  ابوبکر احمد بن علی خطیب بغدادی، متوفی 463 ، جلد دوم ،در ص 377 .
(50) محمد بن یوسف گنجی شافعی، متوفی 658 ،در کفایت الطالب ، باب 58 .
  خلاصه ، علماء از صحابه و تابعین و اهل البیت اقرار و اعتراف نموده اند به برتری و تفضیل علی (علیه السلام) و زیادتی علم او ، عَزارت ، حدّت فهم ، وفور حکمت ، صحت فتاوی ، نیکوئی در قضایا و احکام او؛  و ابوبکر ، عمر ، عثمان و علماء صحابه با آن حضرت در احکام دین مشورت می نمودند و در نقض و اِبرام  احکام ،حکم آن حضرت را قبول می نمودند. با اقرار و اعتراف به علم و وفور فضل و رجحان عقل و صحت حکم آن حضرت ، این حدیث برای آن حضرت زیاد نیست چه آنکه رتبه و مقام آن حضرت در نزد خدا و پیغمبر و مؤمنین ، برتر از اینها می باشد ...   

جواب ما:
  درست مثل این است که شیطان پرستان بگویند: نام شیطان در قرآن ذکر شده است برای همین او را می پرستیم . بله ،ذکر شده اما به چه صورت؟ به خوبی یا بدی؟ امام شوکانی این حدیث را نقل کرده است اما قسمت دوم را نمی نویسد !
او نام 50 نفر را ردیف کرده است و در آخر ، نام گنجی شافعی را نوشته و روایات او را به نمایندگی از 50 نفر دیگر آورده است! اگر راست می گفت، حرف شوکانی را می نوشت یا نظر ابن حجر عسقلانی را !
گنجی شافعی همان پیر مرد دراز قد و جاسوس مغولهاست که مسلمانان از او به تنگ آمدند و مخفیانه او را به ضرب چاقو کشتند. حالا او شده راوی حدیث !! آن هم در قرن هفتم ! بقیه 50 نفر هم اکثراً از قماش سلیمان بلخی و ابن ابی الحدید هستند .
  به کتابخانه الکترونیکی می رویم تا ببینم هیثمی و عسقلانی درباره این حدیث چه گفته اند؟ شما هم با من بیایید:
«وعن ابن عباس قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم أنا مدينة العلم وعلى بابها فمن أراد العلم فليأته من بابه. رواه الطبراني وفيه عبد السلام بن صالح الهروى وهو ضعيف.»
عین جمله را از کتاب «مجمع الزواید» هیثمی آورده ام که نوشته است: این حدیث ضعیف است و آن را صحیح نمی داند. کتاب «تهذیب التهذب» عسقلانی را دیدم؛ او نیز، این حدیث را دروغ می داند.
اما داعی شیعه آنها را شاهد خود می داند!!چیزی بنام خجالت نمیشناسد
ادعای443 - سند اضافی در درست بودن حدیث «علی باب علم پیامبر است»
  و امام احمد بن محمد بن الصدیق مغربی، ساکن قاهره مصر در تصحیح این حدیث شریف، کتابی نوشته است به نام «فتح الملک العلی بصحة حدیث باب مدینة العلم علی»  .
اگر به همین مقدار قلبتان آرام نمی گیرد، می توانم مبسوط تر با عبارات مختلف در این باب نقل اخبار بنمایم. 
از جمله احادیث مستفیضه که ممکن است به حد تواتر رسیده باشد؛ زیرا روات فریقین  ( شیعه و سنی ) حکم بر صحت آن داده اند؛ از قبیل امام احمد بن حنبل در «مناقب مسند» و حاکم در «مستدرک» و مولی علی متقی در ص 401 از جزء ششم «کنز العمال»  و حافظ ابو نعیم اصفهانی در «حلیة الاولیاء»  و محمد بن صبان مصری در «اسعاف الراغبین» و ابن مغازلی، فقیه شافعی در «مناقب» 