 شرح حال آنان را از زبان حضرت علي شنيدند) و اين شرح حال در كتب مرجع شما موجود است.اما آقاي تيجاني و آقاي قمي و امثال آنها نمي پذيرند مگر چيزي كه را مخالف با موازين عقلي باشد و خشنود نمي شوند مگر به آنچه كه عقل از آن ابا مي ورزد. لذا من درباره آنان (شيعيان حضرت علي رضي الله عنه  ) نمي توانم چيزي بگويم جز آنچه كه خود حضرت علي رضي الله عنه   در حق آنان گفته است و آن اينكه ((. . . لا تعرفون الحق كمعرفتكم الباطل ولا تبطلون الباطل كابطالكم الحق)) يعني شما حق را نمي شناسيد آنطور كه باطل را مي شناسيد و باطل را، باطل نمي دانيد آنطور كه حق را باطل مي دانيد))؟! جناب تيجاني در ادامه ي سخنان خود مي گويد: 
((اگر خواسته باشم تمام آيات قرآني را كه دال بر تقسيم صحابه (تقسيمي كه شيعه بدان اعتقاد دارند) بنويسم، براي اين منظور يك كتاب بزرگ در كار است قرآن كريم اين مطلب را با مختصرترين عبارت چنين بيان كرده است: )وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ)(بايد امتي از شما باشند كه دعوت به خير كرده، امر به معروف و نهي از منكر كنند و پس از اينكه حجتها و دليلهايي به سويشان آمد، اختلاف كردند و براي آنها عذابي سنگين خواهد بود، روزي كه گروهي رو سفيد و گروهي رو سياه مي شوند اما آنان كه روهايشان سياه شد ـ به آنان گفته مي شود: ـ چگونه پس از ايمانتان كافر شديد پس بچشيد عذاب را به سبب آن كفراني كه داشتيد، اما سفيدرويان پس در رحمت خداوند جاودانه خواهند ماند.) 
بر همگان روشن است كه اين آيات صحابه را مخاطب نموده و آنان را از هر گونه اختلاف و دو دستگي بعد از اينكه دلايل روشن نزد آنها آمده است، بر حذر مي دارد و مي ترساند از عذاب دردناك. آيا ت مذكور صحابه را به دو دسته تقسيم مي كند. يك دسته عبارت اند از آناني كه روز قيامت سفيدرو حشر مي شوند و آنان همان بندگان سپاسگزار الله هستند. دسته دوم كساني هستند كه روز قيامت، سياه رو حشر مي شوند و آنان كساني خواهند بود كه بعد از مسلمان شدن، مرتد شده اند و خداوند آنان را از عذاب بزرگ بيم داده است.[133] 1- در جواب بايد عرض شود: مفسرين درباره ي تفسير اين آيه مي گويند: ((بايد باشد جماعتي از شما مومنان كه مردم را بسوي خير دعوت كند، يعني بسوي اسلام و احكام آن. و ((من)) در ((منكم)) براي تبعيض است. زيرا امر به معروف و نهي از منكر فرض كفايه است. و منع كند (آن جماعت) مردم را از كفر به الله و از تكذيب حضرت محمد صلي الله عليه وسلم . و جمهور مفسرين درباره ((. . . ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا)) مي گويند: مصداق آن يهودي و نصاري هستند. برخي بر اين عقيده اند كه مصداق آن اهل بدعت اين امت هستند. ابو امامه مي گويد: مصداق آن حروريه يعني فرقه معتزله هستند[134] . . . مفسرين در تفسير و تعيين مصداق )يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ) اختلاف نظر دارند. حضرت ابن عباس مي گويد: مصداق ((تبيض وجوه)) اهل سنت و مصداق ((تسود وجوه)) اهل بدعت اند. حسن بصري مي گويد: مصداق آن منافقين هستند. آنان كلمه ايمان را بر زبان مي آورند و در دل و عملاً منكر آن بودند. ابو امامه مي گويد: مصداق آن خوارج اند. ابوغالب مي گويد: ابوامامه مي گويد: مصداق آن خوارج اند. ابوغالب مي گويد: ابوامامه چند تن را ديد كه در پله هاي دمشق آويزان اند، ابوامامه گفت: سگهاي دوزخ و بدترين كشته شدگان زير آسمان كبود هستند. بهترين كشته شدگان كساني هستند كه بدست آنان كشته شده اند. سپس ابوامامه  )يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ) را تلاوت كرد. ابوغالب مي گويد: از ابو امامه پرسيدم: آيا تو اين مطلب را از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  شنيده اي؟ او گفت: اگر يك مرتبه، دو مرتبه حتي هفت مرتبه آن را از پيامبر صلي الله عليه وسلم  نشنيده بودم، آن را براي شما بيان نمي كردم.[135] قتاده مي گويد: مصداق آن مرتدين و اهل بدعت هستند. از حضرت اسما دختر ابوبكر رضي الله عنه   مروي است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: من قبل از همه شما در حوض كوثر حضور پيدا مي كنم تا به كساني كه بر حوض كوثر وارد مي شوند، نظارت كنم. عده اي از مردم نرسيده به من از ورود به حوض كوثر منع كرده مي شوند. من مي گويم: پروردگارا آنان از من و امت من هستند. به من جواب داده مي شود. آيا مي داني بعد از تو چه عمل كرده اند؟ به خدا سوگند آنان همواره به عقب برگشته اند.[136] حضرت ابي بن كعب مي گويد: ((منظور از آن ايمان است. همان ايماني كه قبل از اختلاف در زمان آدم عليه السلام بود. زماني كه خداوند از آنان عهد و پيمان گرفت و همه آنان به عبوديت او اقرار كردند و خداوند آنان را بر فطرت اسلام آفريد. آنان امت واحد و مسلمان شدند. قرطبي مي گويد: احاديث پيرامون اين مطلب بسيار زيادند. هر كس تبديل كند، تغيير دهد يا در دين الله چيزي را اضافه كند كه مورد پسند الله نيست و خداوند چنين اجازه اي نداده است، او از كنار حوض كوثر رانده مي شود و از ورود به حوض دور نگاه داشته مي شود كه با جمهور مسلمانان مخالف باشند و راه خود را از راه آنان جدا كرده باشند. مانند خوارج و شاخه هاي آنان و روافض كه بسيار گمراه اند و معتزله كه تابع هوسهاي متعدد نفساني هستند . همه اينها تغيير دهندگان و نو آوران در دين به حساب مي آيند.[137] ابن جرير طبري مي گويد: از ميان ديدگاههايي كه در اين باره نقل شد، قول و ديدگاه صحيح، همان قول ابي بن كعب است. يعني مصداق آن حديث، جميع كفار هستند. منظور از ايمان كه آنان بخاطر ارتداد از آن مورد سرزنش و نكوهش قرار خواهند گرفت، همان ايمان روز ((الست)) مي باشد كه به آنان گفته شده) أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى). اين بود ديدگاه و راي مفسرين درباره آيه مذكور. هيچ كدام از آقايان نگفته است كه مصداق آن آيه صحابه رسول صلي الله عليه وسلم  در راس آنان خلفا ثلاثه هستند. به خدا سوگند معلوم نيست كه جناب تيجاني (هدايت شده) اين تفاسير را از كجا آورده است. 
2- اما ديدگاه مفسران شيعه درباره آيه مذكور چيست؟ اينك اقوال و ديدگاه بعضي از مفسران شيعه را درباره آيه مذكور تقديم خوانندگان مي كنم تا موضوع بيشتر روشن شود و نور روشي از ميان تاريكيهاي تيجاني ظاهر گردد. آقاي طبرسي در تفسير ((مجمع البيان)) پيرامون آيه مذكور مي گويد: )وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا) نباشيد مانند كساني كه در دين تفريق كردند و آنان يهود و نصاري هستن