4- تيجاني عليه صحابه رضي الله عنه   مي گويد: يكرر ذالك علي مسامعهم و هم متثاقلون و عسكروا بالجرف وما كادوا يفعلون. يعني رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آنان را براي اعزام و شركت در جيش اسامه رضي الله عنه   تاكيد كرد و صحابه رضي الله عنه   سستي نشان دادند و در جرف تجمع كردند ولي خواستند كه چنين كنند.)) اما نويسندگان و مورخان در خصوص اين جريان نوشتند؟ پاسخ اين سوال اين است: ((رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  امر كرد، جيش اسامه را اعزام داريد. اين رويداد، روز شنبه پيش آمد ـ بعد حضرت اسامه رضي الله عنه   روز يكشنبه آمد و در خانه رسول الله رفت تا از وي خداحافظي كند. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  به او گفت: صبح براي جهاد حركت كن. وقتي اسامه رضي الله عنه   قصد رفتن كرد و مردم را براي بسيج شدن امر كرد، به او اطلاع رسيد كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در حال نزاع است. ساير مورخين و نويسندگان در اين باره بيش از اين چيزي ننوشته اند اما اين مرد (هدايت شده) كه هر گونه دروغ برايش آسان است و براحتي بسيار عليه صحابه دروغ مي گويد. به دروغ مدعي شده است كه صحابه در اجراي حكم رسول الله صلي الله عليه وسلم  سستي و تهاون نشان دادند. بدون ترديد كسي كه بدون واهمه و براحتي تمام و با اين قباحت بر صحابه بزرگوار رسول الله صلي الله عليه وسلم  كه بهترين انسانهاي روي زمين بودند، دروغ بگويد، او از گمراه ترين مردمان است كه از هدايت بسيار دور و در پرتگاه تيره و تاريكي قرار گرفته است والله المستعان.5- اما اينكه معترضين در مورد فرماندهي اسامه رضي الله عنه   چه كساني بودند؟ در پرتو مباحث گذشته براي ما به خوبي روشن مي شود و هيچ جاي ترديد در اين نيست كه سر شناسان مهاجرين و انصار و بزرگان صحابهش هرگز در مورد فرماندهي حضرت اسامه رضي الله عنه   معترض نبودند و اناني كه در اين خصوص ايراد گرفتند. افرادي بودند ناشناخته و غير معروف. طبري و ابن اثير (كه آقاي تيجاني از سخنان ايشان استدلال مي كند) هر دو تصريح كرده اند كه آناني كه در باره فرماندهي حضرت اسامه رضي الله عنه   معترض شده و زبان درازي كردند، منافقين بودند. اگر معترضان از اصحاب رسول الله مي بودند حداقل يكي از مورخان و محدثان اين را در كتب خود نقل مي كرد. در ابتدا كتابم و در آغاز سخنم به طور قطع و يقين روشن كردم كه منافقين در هيچ حالي از جمله اصحاب رسول اللهس نبودند. خدا را شكر و سپاس ـ و از اينجا به يقين مي دانيم كه ياران با وفا و عادل رسول اللهس كه مورد رضايت الهي بودند از چنين چيزي بسيار بدور بودند. بنابراين تمام تارهاي عنكبوتي كه آقاي تيجاني حول و حوش اين داستان تنبيده بود، تار و پودش از هم گسسته و بي اساس بودنش اظهر من الشمس است. 
 6- مشكل عمده اين نيست كه آقاي تيجاني سخنانش را به منابع و مصادري نسبت مي دهد كه از تفكر او و هوادارانش را نفي مي كنند، بلكه مشكل عمده و آفت بزرگ اين است كه او در بيان معايب صحابه رضي الله عنه   از تضاد گويي و تناقض در تحليل و تجزيه استفاده كرده دچار سرگرداني بسيار عجيبي است. زيرا او بر اين باور است كه صحابه رضي الله عنه   و در راس آنان حضرت ابوبكر رضي الله عنه   نسبت به فرماندهي حضرت اسامه رضي الله عنه   عليه رسول الله صلي الله عليه وسلم  زبان طعن گشودند. بنابر عقيده و باور خود آقاي تيجاني كسي به اين نكته در گذشته پي نبرده است. آري چنين به نظر مي رسد كه تمام مقصد و اولين و آخرين هدف آقاي تيجاني در اين قضيه، اين است كه مواردي را تلاش كند تا بتواند در لابه لاي آنها زبان طعن را عليه صحابه رسول صلي الله عليه وسلم  بگشايد. اينجا است كه او از جوانب و زواياي قضايا سخن مي گويد و از بالا و پايين آنها را ارزيابي مي كند تا بتواند موردي را عليه صحابه پيدا كرده غذاي تبليغاتي و فكري براي خود بدست بياورد. اگر موفق به پيدا كردن بهانه اي نمي شود، برايش هيچ اشكالي ندارد كه دست به تزوير و تحريف كتب تاريخ بزند و مطلبي را به جاي مطلبي ديگر عنوان كند تا به اهداف شومش دست يابد. و اين عين شيوه اي است كه آقاي تيجاني در اين قضيه بدان متوسل شده است. اما اسلاف گذشته او (از هدايت يافتگان) چه كردند؟! آنان نيز ابعاد اين قضيه را مورد نقد و تفسير خود قرار داده اند تا بجايي برسند كه عليه صحابه رسول الله صلي الله عليه وسلم  زبان طعن بگشايند و در اين باره از آقاي تيجاني نيز چند قدم جلو رفتند و تيجاني را نيز رو سفيد كردند آنها به چه نتيجه اي رسيدند تا تيجاني برسد؟ نويسنده ((السير الحلبيه)) چنين مي گويد: بدين وسيله ديدگاه روافض داير بر اينكه حضرت ابوبكر رضي الله عنه   از شركت كردن در جيش اسامه رضي الله عنه   تخلف كرد، مردود شمرده مي شود. زيرا براي شما روشن شد كه حضرت ابوبكر رضي الله عنه   بنابر دستور خود رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  شركت نكرد. چون رسول الله صلي الله عليه وسلم  به او امر كرده بود تا براي اقامه نماز جماعت و امامت مسلمين در مدينه بماند. هم چنين قول آقاي تيجاني كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  متخلفين از جيش اسامه رضي الله عنه   را لعنت كرده است، نيز مردود است. زيرا در هيچ روايتي الفاظ لعنت ذكر نشده است. اي برادر خواننده، مشاهده فرمودي تضاد و تناقضات اين گروه منحرف را. آنان گاهي حضرت ابوبكر رضي الله عنه   را متهم مي كنند كه او در مورد فرماندهي اسامه رضي الله عنه   جزو معترضين بوده است. يعني اينكه او از افراد جيش بوده است و گاه وقتي ادعا مي كنند كه او از شركت در جيش اسامه رضي الله عنه   تخلف نموده است. اكنون من مي پرسم: گناه اين صحابي رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  چيست كه روافض براي مطعون كردن او تاريخ را دگرگون مي كنند، حقايق را وارونه جلوه مي دهند و روايات حديث را به باد استهزا مي گيرند تا بتوانند او را متهم كنند؟ آيا آنان نمي دانند كه گفته هايشان ضد و نقيض اند، ضعف گفته هايشان آشكار است و موضع ناصحيح آنان بجاي اينكه به نفعشان تمام شود منجر به ضررشان شده است؟ من به يقين مي دانم كه آقاي تيجاني در نقد و بررسي رويدادهاي تاريخ بجاي اينكه از عقل خود استفاده كند، از گرايشهاي مسلكي و مشربي خود استفاده كرده است.!!آقاي تيجاني در ادامه ياوه گوييهاي خود مي گويد: اين گونه برخورد با پيامبر صلي الله عليه وسلم  مرا وادار مي كند تا سوال كنم: اين جسارت در شان خدا و رسول خدا صلي الله عليه وسلم  چيست؟! اين عصيان و نافرماني از پيامبري كه در حق مومنان رئوف و مهربان است و آرزومند سربلندي آنان است، چرا؟ هيچ توجيه معقول و مقبولي پيرامون اين عصيان براي من قابل تصور نيست همان گونه كه براي هيچ كس قابل تصور نيست؟ 
مي گويم: آيا شگفت آورتر از اين جسارت و عصيان، اين جسارت و عصيان نيست كه حقايق وارونه جلوه داده شوند، عليه امت دروغ پردازي شود تا زمينه براي گشودن زبان طعن به اصحاب گرامي رسول الله صلي الله عليه وسلم ، همان ياراني كه او را همراهي كردند، فراهم شود؟ به خدا سوگند، چگونه مي توان كساني