ر ملاطفت رسول الله مسلمان شد؟! در سنن ابو داود از ابي هريرهرضی الله عنهم در اين باره آمده است: مردي باديه نشين وارد مسجد شد، رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  نشسته بود. آن مرد دو ركعت نماز خواند و بعد چنين دعا كرد. پروردگارا، بر من و محمد رحم كن و بجز ما بر احدي رحم نكن. پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: چيز وسيع و گشاده اي را محدود و تنگ كردي. ديري نگذشت كه آن مرد در گوشه مسجد ادرار كرد. مردم به طرف او شتافتند. رسول الله صلي الله عليه وسلم  جلوي آنان را گرفت و فرمود: خداوند شما را امر كرده تا بر مردم آسان بگيريد و سختگيري نكنيد. بعد فرمود: يك دلو آب بر آن بپاشيد.[912] و در روايت احمد با اين الفاظ آمده است. ((فقام إليه رسول الله صلي الله عليه وسلم  فقال: إنها بني هذا البيت لذكر الله و الصلاه و أنه لا يبال فيه)) رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  به طرف او رفت و فرمود: همانا اين خانه براي ياد خدا و نماز ساخته شده است. از آلودگي بايد دور نگاه داشته شود. بعد يك دلو آب خواست و آن را روي محل پاشيد. راوي مي گويد: آن مرد صحرايي بعد از اينكه متوجه شد، گفت: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بلند شده نزد من آمد. پدر و مادرم فداي او شود. و به من بد و بيراه نگفت، مرا عتاب نكرد و مرا نزد.[913] آقاي تيجاني چگونه مي گويد: او مسلمان شد؟!؟ از كجا مي داند كه آن مرد صحرايي بعد از آن با تن و لباس پاكيزه وارد مسجد مي شد؟! بار خدا يا، او را دكتر مي گويند!!((نقدي بر ديدگاه آقاي تيجاني درباره عبدالله بن عمررضی الله عنهم))

آقاي تيجاني مي گويد: ((. . . يا از عبدالله بن عمر، او نيز از جمله كساني بود كه از امام علي فاصله مي گرفت و بعد از اينكه مردم با امام علي بيعت كردند، او با امام علي بيعت نكرد و درباره اينكه، بهترين مردم بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  ابوبكر، عمر و عثمان هستند، و بعد از آن كسي بر كسي برتري ندارد و همه با هم برابرند، حديث بيان مي كرد. معني اين حديث، اين است كه عبدالله بن عمر، امام علي را با توده مردم و مردم كوچه و بازار برابر مي دانست، مانند يك فرد عادي كه هيچ گونه فضل و فضيلتي نداشته باشد، او را به حساب مي آورد. عبدالله چقدر بيگانه و ناآشنا است، درباره واقعياتي كه علماي بزرگ امت و ائمه درباره فضيلت امام علي بيان كرده اند. رواياتي كه پيرامون فضيلت علي وارد شده اند، چنان مستند و معتبرند كه اين گونه روايات درباره هيچ يك از صحابه نيامده است. آيا عبدالله بن عمر حتي يك روايت درباره فضيلت امام علي نشنيده است؟ آري، به خدا سوگند او درباره فضيلت امام علي زياد شنيده است، و زياد دانسته، اما سياست و ما ادراك ما السياسه، سياست حقايق را وارونه مي كند و شگفتي مي آفريند.[914]  
مي گويم: 
1- آقاي تيجاني بر صحابي رسول الله صلي الله عليه وسلم ، عبدالله بن عمر خرده گيري مي كند صرفاً بخاطر اينكه او اين حديث را روايت كرده است و گمان مي كند كه اين حديث طعن بر امام علي است و او متوجه اعمال خود نيست. در حالي كه او احاديث را تحريف مي كند و برخي ديگر را صرفاُ بخاطر اينكه اين احاديث مشتمل بر مدح صحابه هستند، تجليل مي كند. او بي گمان هدف خود را پاك و مقدس مي داند اما مي پندارد كه ابن عمررضی الله عنهم قصد خرده گيري و عيبجويي امام علي را داشته است و پيرامون فضيلت ابوبكر، عمر و عثمان دست به وضع احاديث زده است. آفرين بر اين گمراهي! 
2- قصد ابن عمر هرگز مطعون كردن امام علي يا اينكه او را بدون فضيلت جلوه دهد نبوده است. در حديث مذكور، خوبي و بهتري مقيد به امور مربوط به خلافت است. همان گونه كه ابن عساكر از عبدالله بن يسار و او از سالم و او از ابن عمر نقل كرده است: ((إنكم لتعلمون أنا كنا نقول علي عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم ، ابوبكر، عمر و عثمان، يعني في الخلافه)). يعني، شما بخوبي آگاه هستيد كه ما در زمان رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي گفتيم: ابوبكر، عمر و عثمان يعني در خلافت. هم چنين در اصل حديث كه از طريق عبدالله عن نافع عن ابن عمر نقل شده است نيز چنين آمده است ((كنا نقول في عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم ، من يكون أولي الناس بهذا الأمر؟ چه كسي شايسته تر براي خلافت است، در اين باره در زمان حيات مبارك رسول اكرم صلي الله عليه وسلم   بحث و تبادل نظر داشتيم و مي گفتيم، نخست ابوبكر و سپس عمر.[915]اگر عبدالله بن عمر فضيلتي براي امام علي قايل نبود، چگونه از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  روايت مي كرد كه حسن و حسين سردار جوانان اهل بهشت هستند، و حضرت علي كه پدر حسن و حسين است. از فرزندان خود افضل و بهتر است[916] علاوه بر اين امام بخاري از حضرت سعد بن عبيده نقل كرده است كه: ((شخصي نزد ابن عمر آمد و درباره عثمان از او پرسيد. ابن عمر از خوبيهاي عثمان براي او بيان كرد، بعد ابن عمر پرسيد: ممكن است تو از شنيدن تعريف او ناراحت شدي؟ آن شخص گفت: آري، ابن عمر گفت: خدا تو را ذليل كند. بعد درباره علي سوال كرد. ابن عمر خوبيهاي علي را بيان كرد. بعد گفت: او آن است. خانه او وسط خانه هاي رسول الله صلي الله عليه وسلم  ساخته شده است. بعد ابن عمر گفت: ممكن است تو از شنيدن تعريف علي ناراحت شده اي؟ گفت: آري، ابن عمر گفت: خدا تو را ذليل كند. برو و هر چه مي خواهي در حقم انجام بده.[917] در روايت نقل شده از عطاء آمده است ((آن مرد گفت: من او را نمي پسندم، ابن عمر گفت: خداوند تو را نپسندد[918] آيا اين همه روايات دال بر اين هستند كه ابن عمر فضيلتي براي امام علي قايل نبود؟ واقعيت اين است كه آقاي تيجاني فقط با يك چشم نگاه مي كند و بجز معايب و نقايص چيزي ديگر را نمي بيند. و معني قول ابن عمر: إن بيته أوسط بيوت النبي صلي الله عليه وسلم ، أي: أحسنها بناءً[919]
3- البته دلايل براي فضيلت، جايگاه و تقواي ابن عمررضی الله عنهم زياد است. عباس قمي، محدث اماميه در كتاب خود ((الكني والالقاب)) پيرامون معرفي شخصيت ابن عمررضی الله عنهم چنين آورده است: ((عبدالله بين عمر صحابي نامداري است: ابن عبدالبر در استيعاب درباره او گفته است. رضی الله عنهم ـ از اهل تقوي و علم و فضل است و به شدت از آثار و روشهاي رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  پيروي مي كرد. در فتوا دادن بسيار محتاط بود. با حزم و احتياط سخن مي گفت. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  خطاب به همسرش حفصه، خواهر عبدالله فرمود: ((برادرت عبدالله مرد بسيار شايسته و خوبي است، اگر نماز شب را مي خواند بعد از آن ابن عمر هرگز ابن عمر هرگز سحر خيزي را ترك نكرد.[920] آري، اين است امام ابن بابويه قمي. در كتاب خودش ((الخصال))[921] به روايات ابن عمر استدلال مي كند و آنها را مي پذيرد. و هم چنين آقاي محقق كتاب روايات وي را مي پذيرد، آري اين است ابن عمر از ديدگاه اماميه اثنا عشريه!؟ ((نقدي بر ديدگاه تيجاني پيرامون جايگزين كردن صحابه سپاسگزار به جاي صحابه منقلبين))

آقاي تيجاني مي گويد: ((صحابه شاكرين، آناني كه عهد و پيمان رسول الله صلي الله عليه وسلم  را نقض نكردند، مانند عمار بن ياسر، سلمان فارسي، ا