 ((كشف الغمه)) در جريان ازدواج علي با فاطمه مي گويد: عثمان به علي كمك كرده است. . . علي گفت: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  جلو آمد و خطاب به علي فرمود: ((ابوالحسن، اكنون بلند شو و زره خود را بفروش تا براي تو و دخترم، چيزي آماده كنم، رفتم، زرهم را به چهارصد درهم سياه به عثمان فروختم. وقتي دراهم را از او تحويل گرفتم و او زره را از من گرفت، گفت: اي ابوالحسن، من شايسته ي زره و تو شايسته دراهم نيستي؟ در جواب گفتم: ((چرا)) گفت: زره از طرف من به تو هديه است، زره و دراهم را برداشتم و نزد رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آمدم. زره و دراهم را جلوي رسول الله صلي الله عليه وسلم  گذاشتم و وي را در جريان امر قرار دادم. رسول الله صلي الله عليه وسلم  براي عثمان دعاي خير كرد.[650] علاوه بر اين، ابوالفتح اربيلي ثابت كرده است كه ائمه اهل بيت با عثمان محبت داشته و او را تجليل كرده اند. مولف ((كشف الغمه)) از زين العابدين علي بن حسن چنين روايت مي كند: ((تني چند از مردم عراق نزد امام زين العابدين آمده درباره ي ابوبكر، عمر و عثمان، سخناني گفتند. وقتي آنان سخنان خود را به اتمام رساندند. امام فرمود: آيا شما از مصداق آيه )لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ) هستيد؟ گفتند: ((خير)). امام فرمود. پس شما، از مصداق آيه: )وَالَّذِينَ تَبَوَّأُوا الدَّارَ وَالْأِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ) هستيد؟ در جواب گفتند: ((خير)). امام فرمود: شما از اين هر دو گروه تبري كرديد و من گواهي مي دهم كه شما از آنان نيستيد كه درباره ي آنان چنين گفته شده است: )وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْأِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِينَ آمَنُوا) اخرجوا عني فعل الله بكم. ترجمه: ((آنان كه بعد از آنان آمدند. مي گويند پروردگارا ما را و برادران مومن ما را كه قبل از ما ايمان آورده اند، مورد مغفرت قرار بده و در دلهاي ما كدورتي نسبت به مومنان قرار نده)). بعد امام فرمود: از نزد من بيرون برويد. خداوند با شما معامله مناسب انجام خواهد داد.؟![651] آيا بعد از اعتراف شيعه و سني نسبت به فضايل عثمانy، آقاي تيجاني ادعا مي كند كه خداوند او را با مطعون كردن عثمان و ساير صحابه كرام، به راه راست هدايت نموده است؟!!! بعد از ذكر عيوب و نقايصي كه آقاي تيجاني در رابطه با ابوبكر، عمر و عثمان بيان كرده است، براي من بسيار عجيب و شگفت آور است آنچه كه او اخيراً در يكي از كتب خود، بنام ((كل الحلول عند آل الرسول)) آورده است. او در اين كتاب تمام گفته هاي خود را كه در كتب گذشته ي خود در صحابه آورده است، نقص كرده است و ميان اين دو ديدگاه خود تضاد بسيار شگفت انگيزي را مرتكب شده است. او در اين كتاب مي گويد: ((يكي از دانشگاهيان مصري به عنوان اعتراض خطاب به من گفت: . . . باور و اعتقادات شيعه چگونه مي تواند نمايانگر اسلام واقعي باشد. زيرا آنچه كه ميان مردم معروف و متداول است، عكس اين است و اين اهل سنت و جماعت هستند كه همزمان به كتاب الهي و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  عمل مي كنند و آنان فرقه ناجيه هستند و ساير فرقه ها در گمراهي و ضلال به سر مي برند. من با نهايت خون سردي و آرامش به اشكال او پاسخ گفته، عرض نمودم: اي برادران، من با صدق نيت سوگند ياد مي كنم، اگر من گروهي از اهل سنت و جماعت را ببينم كه خود را پاي بند مذهب و دين و آييني مي داند كه منسوب به ابوبكر است، مي گويم مبارك است اين. و شما شايسته تبريك هستيد. زيرا ابوبكر صديق، صحابي بزرگوار و از سابقين اولين است. اگر او از نخستينيان نباشد (!) ولي ثاني اثنين در غار و رفيق هجرت رسول الله صلي الله عليه وسلم  و نخستين خليفه از خلفاي راشدين است. من خود را به همين مقدار متقاعد كرده و خود را جزو اين گروه قرار مي دادم.(!) اگر گروهي از اهل سنت و جماعت را مي ديدم كه خود را پاي بند و مقلد، دين و آييني مي دانست كه به عمر بن خطاب منسوب است. به آنان تبريك مي گفتم. زيرا سيدنا عمر صحابي است، فاروق است كه ميان حق و باطل تميز مي دهد و او كسي است كه خداوند به وسيله ي او اسلام را سر بلندي عنايت كرده است او از سابقين اول و دومين خليفه راشد است. من خود را به همين فضايل متقاعد كرده و خود را جزو آن گروه قرار مي دادم. اگر مي ديدم، گروهي از اهل سنت و جماعت و يا از غير آنان خود را پاي بند دين و آييني مي داند كه منسوب به عثمان بن عفان است و در اصول و فروع از وي تقليد مي شود، به آنان تبريك مي گفتم. زيرا عثمان ذو نورين است، او كسي است كه فرشتگان از وي حيا مي كنند. او سومين خليفه راشد است. او جامع قرآن است. به همين فضايل خود را متقاعد نموده و از پيروان او مي شدم. اما من حتي يك گروه را از اهل سنت و جماعت نديدم كه از دين و آيين خلفاي ثلاثه و يا از ساير اصحاب پيروي كند.[652] من هيچ گونه تفسير و توضيحي درباره اين سخنان ارائه نمي دهم بلكه قضاوت را به خوانندگان آگاه و شعور بيدار آنان مي سپارم تا خود آنان ميزان اضطراب آقاي تيجاني را در وارونه جلوه دادن حوادث و محو نمودن حقايق تخمين بزنند اما خداوند به كمتر از آشكار كردن نقايص و عريان كردن باطل راضي نيست. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:82.txt">نقدي بر ديدگاه تيجاني درباره ي ام المومنين حضرت عايشه</a><a class="folder" href="w:html:83.xml">نقدي بر ادعاي تيجاني داير بر اينكه عايشه آتش فتنه را بر افروخته است</a></body></html>نقدي بر ديدگاه تيجاني درباره ي ام المومنين حضرت عايشه

خداوند ام المومنين حضرت عايشه را به شرف همسري بهترين خلق خدا، حضرت ختمي مرتبت، محمد بن عبدالله صلي الله عليه وسلم  مشرف نموده است. او با اين همه كرامت و فضيلت از زخمهاي نيش قلم آقاي تيجاني گستاخ و دروغگو نجات پيدا نكرده است. اينك به منظور پاسخ دادن به تيجاني و دفاع از بزرگ بانوي روي زمين (بانويي كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  درباره ي او چنين فرموده است: برتري عايشه در برابر تمام زنان، مانند برتري ثريد در برابر ساير طعام و خوردني ها است.[653] و رسول خطاب به وي گفته بود: چون تو در بهشت همسر من هستي، موت برايم بسيار آسان است).[654] اين مطاعن و تهمتها را يكي بعد از ديگري تقديم خوانندگان گرامي خواهم كرد. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:84.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:85.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:86.txt">قسمت سوم</a></body></html>((نقدي بر ادعاي تيجاني داير بر اينكه عايشه آتش فتنه را بر افروخته است.))

تيجاني مي گويد: مساله جنگ جمل را عنوان مي كنم. جنگي كه ام المومني