  حضرت ابوبكرy را در جريان حج ماموريت داده و به عنوان امير حجاج تعيين فرموده است، اين ماموريت نشانگر اين مطلب است كه حضرت ابوبكرy در امور حج عالمتر از ساير صحابه بوده است. بدون ترديد، حج، زكات و نماز از اركان مهم اسلام هستند. باز مي بينيم كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  حضرت ابوبكرy را در امور نظامي و جهاد و فرماندهي سپاه اسلام ماموريت داده است، اين ماموريت حكايت از آن دارد كه ابوبكر مانند ساير فرماندهان از صحابه در باب جهاد و احكام آن نيز علم داشته است. زيرا رسول الله صلي الله عليه وسلم  هيچ كس را در كاري كه علم آن را نداشته است، مامور نكرده است. لذا ابوبكرy در باب جهاد همان قدر علم داشته است كه عليy و ساير فرماندهان لشكر داشته اند، نه كم و نه زياد. آري، وقتي كه تقدم حضرت ابوبكرy بر حضرت علي، در باب نماز، زكات و حج پذيرفته و مسلم است و در باب جهاد نيز تساوي ميان اين دو بزرگوار برقرار است، پس عالم بودن حضرت ابوبكرy بيش از حضرت علي، واقعيتي است انكار ناپذير. اگر بيشتر بررسي شود، مي بينيم كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  در مجالست، مسافرت، حضر و گذراندن ساعات ابتدايي شب بر خود لازم كرده بود كه با ابوبكرy باشد. بنابراين حضرت ابوبكرy با احكام و فتاواي صادره از رسول الله صلي الله عليه وسلم ، بيشتر آشنايي داشته است تا حضرت عليy. آري، هيچ گوشه اي از علم باقي نمانده است كه حضرت ابوبكر صلي الله عليه وسلم  در آن از ديگران مقدم نباشد)). لذا بطلان دعواي تيجاني و شيعيان درباره اعلم بودن علي از ابوبكر در تاريخ به ثبت رسيده است. علامه ابن حزم در ادامه سخنان خود مي گويد: ما هيچ يك از صحابه را متهم به نقص از رتبه خودش نمي كنيم، همان طور كه بخاطر تعصبات بي مورد هيچ كدام از آنان را از رتبه واقعي اش برتر نمي دانيم. زيرا ما اگر از حضرت عليy (نعوذ بالله) كناره گيري كنيم، مذهب خوارج را اختيار كرده ايم، حال آنكه خداوند ما را از اين گمراهي و تعصب بي مورد، پاك كرده است، اگر درباره او غلو كنيم، معني اش اين است كه مذهب شيعه را اختيار كرده ايم، حال آنكه خداوند ما را از چنين تهمت و تعصبي پناه داده است. بنابراين غير از ما (يعني غير از اهل السنه والجماعه) ديگران درباره حضرت عليy يا دچار افراط و غلو شده اند يا دچار تفريط و انحراف، آنان درباره آن حضرت متهم هستند يا به نفع او عليه او ـ بالاخره كسي كه خود را به اسلام نسبت مي دهد، نمي تواند منكر شود مبني بر اينكه كساني  را كه رسول الله صلي الله عليه وسلم ، مامور به انجام كارهاي بسيار مهم مانند امامت در نماز، عامل جمع آوري زكات و مسئول امور حجاج كرده است، از علم و بينش عميق و صحيح برخوردار بوده اند. اگر شيعيان بگويند: رسول الله صلي الله عليه وسلم  عليy را به فرماندهي دسته هاي قريش يا براي حل  و فصل اختلافات در يمن ماموريت داده است؟ در جواب، به آنان مي گوييم: آري، اما اينكه حضرت ابوبكرy فتاوي، احكام و قضاياي رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  را مشاهده كرده و شخصاً در اين جريانات حضور داشته است، اين امر موجب آن مي شود كه علم او از علم حضرت علي كه در يمن به حل اين مسائل پرداخته است و از پيامبر صلي الله عليه وسلم  دور بوده است، قويتر باشد، علاوه بر اين، رسول الله صلي الله عليه وسلم  حضرت ابوبكرy را نيز به فرماندهي سربازاني مامور كرده است كه اخماس (قريشي ها) در ميان آنان بوده اند. لذا قطعاً مي توانيم بگوييم كه علم حضرت ابوبكرy با علم حضرت عليy در امور نظامي برابر است. زيرا رسول الله صلي الله عليه وسلم  كسي را براي كاري مامور نمي كند تا او علم آن را نداشته باشد. از روايات صحيح ثابت است كه حضرت ابوبكرy و حضرت عمرy در زمان رسول الله فتوا صادر كرده اند و رسول الله صلي الله عليه وسلم  از فتوا دادن آنان مطلع بوده است و اگر آنان در فتوا و صدور حكم از ديگران عالمتر نمي بودند، ممكن نبود كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  به آنان اجازه چنين كاري را بدهد. رسول الله صلي الله عليه وسلم  در حل و فصل مشكلات مردم يمن در كنار با حضرت علي، معاذ بن جبل و ابو موسي اشعري را نيز ماموريت داده بود. لذا حضرت عليy در اين كار همكاران زيادي داشته است كه از جمله آنان  ابوبكر و عمر نيز هستند. ولي ابوبكر در اغلب مسائل علمي كه در سطور بالا بدان اشاره شد، منفرد بوده است. ابن حزم در ادامه بحث مي گويد: اين گوينده رافضي مي گويد: ((همانا عليy در علم قرائت از ساير صحابه عالمتر بود.)) ابو محمد مي گويد: بنابر دلايل متعدد اين يك عيبجويي و بهتان محض است. اولاً بخاطر اينكه در اين ترديد و نفي قول رسول الله صلي الله عليه وسلم  است. زيرا رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرموده است: ((يوم القوم أقرءهم فان استووا فأفقهم، فان استووا فأقدمهم هجره)). (كسي بايد در نماز امامت كند كه از نظر قرائت از ديگران قاري تر باشد. اگر همه در قرائت برابرند، آنگاه حق امامت با كسي است كه در مسايل و احكام نماز مهارت بيشتري دارد. و اگر در اين باره همه يكسان هستند، آنگاه حق امامت با كسي است كه از نظر هجرت از ديگران مقدم باشد) ولي ما مي بينيم و همگان مي دانند كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در طول مدت بيماري، حضرت ابوبكرy را براي نماز و امامت امر كرد، حال آنكه حضرت علي حاضر بود و رسول الله صلي الله عليه وسلم  صبح و شام را مي ديد. ليكن رسول الله صلي الله عليه وسلم  كسي ديگر را براي امامت و اقامه نماز شايسته ندانست. بنابراين ثابت شد كه حضرت ابوبكرy در قرائت، فقه و احكام نماز و در هجرت از ساير صحابه مقدم بود، و به كثرت چنين مي شود، كساني كه تمام قرآن را حفظ نكرده اند اما از نظر قرائت و تجويد در مرتبه بالاتري هستند از كساني كه حافظ جميع قرآن هستند. غير حافظان ممكن است قرآن را با ترتيل و تجويد بهتر از حافظان بخوانند. هر چند كه هيچ كدام از علي، ابوبكر و عمر حافظ جميع قرآن نبود ولي با توجه به امر رسول الله صلي الله عليه وسلم  به ابوبكر براي اقامه نماز، بطور قطع و يقين چنين بر مي آيد كه ابوبكر از علي در علم قرائت بيشتر مهارت داشت. زيرا رسول الله صلي الله عليه وسلم  با بودن كسي كه در قرائت عالمتر از ديگران است، ديگري را براي امامت امر نمي كند. هم چنين با بودن كسي كه در احكام و مسائل نماز عالمتر از ديگران است، ديگري را براي اقامه نماز دستور نمي دهد. بنابراين سر و صداي آنان در اين خصوص نيز پايه و اساسي ندارد. الحمدلله رب العالمين ـ از اين بحث، هر صاحب عقل و خرد به وضوح مي داند كه ابوبكر در برابر علي در علم و فقه از مقام و مرتبه والاتري برخوردار بوده است.[443] تيجاني مي گويد: ((وقتي از ابوبكر درباره ((أب)) كه در قرآن آمده است (وفاكهه وأباً متاعاً لكم ولأنعامكم) سوال شد، او گفت: زير كدام آسمان و روي كدام زمين زندگي كنم، اگر بدون علم درباره كتاب خداوند سخن گويم. (ثم اهتديت ص (146) و آنگاه. . . هدايت شدم ص (241).مي گويم:  
1- اين روايت كه ابن كثير آن را ذكر كرده و ابراهيم التيمي