ال و استناد مستشرفين به مراتب قويتر از استدلال آقاي تيجاني است و در اين حالت طعن به كتاب الله و سنت رسول الله براي ابلهي مانند تيجاني حجت به شمار مي رفت. شگفت آور اينكه او در كتاب خود، مي گويد: ((كتاب الله خاموش و محتمل چند وجه است. در آن محكم و متشابه وجود دارد و براي فهم صحيح آن، رجوع، به راسخين در علم طبق تعبير قرآن و به اهل بيت طبق تفسير نبوي ضروري است.))[336] 
آقاي تيجاني، آيا تو در تفسير اين حديث به اهل بيت مراجعه كردي؟ و بر فرض ايمان ضعيف، به راسخين در علم مراجعه كردي؟ تا معني حديث را درست درك كرده باشي. اگر مي گويي: اين حديث از طرق اهل سنت روايت شده است، من مي گويم: يا آن را ترك كن و يا در تفسير آن به آراء و نظريات اهل سنت مراجعت كن و شروح اهل سنت از اين قراراند: 
4- تعداد زيادي از علماي موطا امام مالك را شرح و تفسير كرده اند. لازم مي دانم ديدگاه و شروح آنان را پيرامون اين حديث براي خوانندگان محترم شرح دهم. 
(الف) زرقاني مي گويد: ((. . . هولاء أشهد عليهم)) يعني گواهي مي دهم كه آنان تن و جان خود را در راه خدا نثار كرده و فرزندان خود را رها كرده اند ( ابوبكر صديق گفت: اي رسول خدا مگر ما برادران آنان نيستيم. مانند اسلام آنان اسلام آورديم و مانند آنان جهاد كرديم؟) گواهي تو بنابر چه دليلي مختص آنها است؟ رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: آري، شما برادران آنان هستيد (ولي من نمي دانم كه بعد از من چه خواهيد كرد لذا من گواهي خودم را مختص آنان كردم. حضرت ابوبكر بسيار گريه كرد. به خاطر اينكه از فراق رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در آينده ي نزديك، رنج مي برد. بعد گفت: (أثنا لكائنون بعدك؟) يعني ما موجود خواهيم بود، بعد از تو؟ اين استفهام، براي تاسف بود. زيرا استفهام به معني حقيقي براي حضرت ابوبكرy، بعد از اينكه رسول الله خبر داده بود. معني و مفهومي نداشت.[337]      
(ب) ابن عبدالبر مي گويد: . . . و معني قوله: ((أشهد عليهم)). يعني درباره ايمان صحيح و سالم آنان از گناهان خطرناك و بزرگ، و سالم از هر گونه تغيير و تبديل گواهي مي دهم و درباره اينكه ايمان آنان سالم از تنافس در امور دنيا است، گواهي مي دهم. اين حديث اشاره دارد به اينكه، شهداء أحد و كليه كساني از اصحاب وي كه قبل از وي زيسته اند ـ والله اعلم ـ اما در ميان اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  كه بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  زيسته اند، افضل ترين آنان ابوبكر و عمر هستند ـ اكثريت قريب به اتفاق علماي اسلام بر اين باورند. عده كثيري از علما بر اين باورند كه افضل ترين صحابه به طور مطلق و بدون استثنا آناني هستند كه قبل از رسول الله صلي الله عليه وسلم  فوت كرده اند اما بعد از آنها، ابوبكرy و عمرy، هستند.[338] بعد مي گويد: ((أنا أشهد وأنا شهيد لهولأء)) اين روايت به طرق متعدد روايت شده است. بعد، چند روايات را ذكر كرده كه يكي از آنها چنين است: حكم بن نافع، ابواليمان، از شعيب از زهري، از ايوب بن بشير الانصاري از بعضي از اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  روايت مي كند كه: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  روزي از خانه بيرون آمد و بالاي منبر تشريف برد. نخستين سخني كه به زبان آورد، اين بود كه براي شهداء احد طلب آمرزش كرد. بعد فرمود: بنده اي از بندگان الله، اختيار داده شد ميان دنيا و ميان آنچه كه نزد پروردگارش بود، او آنچه را كه نزد پروردگارش بود، اختيار نمود. حضرت ابوبكر صديق درك كرد كه آن بنده، خود رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  است. لذا حضرت ابوبكر به گريه افتاد. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: شتاب نكن. و گفت: تمام درهايي كه از بيرون به مسجد باز مي شوند، بسته شوند به جز دروازه حضرت ابوبكر. زيرا من كسي را سراغ ندارم كه در رفاقت و صحبت از ابوبكر بر من بيشتر منت گذاشته باشد.[339] بعد آقاي تيجاني پس خورده خود را بيرون آورده مي گويد: ((ابوبكر درباره گفته رسول اكرم صلي الله عليه وسلم . شك داشت؟ و اي شگفتي! 
(ج) امام باجي مي گويد: ((. . . اين گفته حضرت ابوبكرy: ((اي رسول خدا، ما برادران شهداء احد نيستيم، جهاد و اسلام ما مانند جهاد و اسلام آنان نيست؟)) از جهت اشفاق و ترحم بود. زيرا ديد كه شهداء احد مختص به حكمي شدند كه سهم خود را بيشتر از سهم آنان مي دانست و فكر مي كرد سهم كليه ي كساني كه در صحبت او (پيامبر صلي الله عليه وسلم ) بودند، مساوي باشد. لذا گفت: عمل ما در ايمان كه اساس و پايه است و در جهاد كه آخرين عمل است مانند ايمان و جهاد آنان بود، آيا شما براي ما گواهي مي دهيد آن طور كه براي آنان گواهي مي دهيد؟ رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: آري، اما نمي دانم كه بعد از من چه رخ خواهد داد. برخي بر اين باورند كه مخاطب هر چند كه حضرت ابوبكر است ولي منظور از آن ديگران اند. آناني كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  نمي دانست كه سرنوشت آنان چه خواهد شد و در چه حالتي خواهند مرد. درباره ابوبكر، خود رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  اعلام كرده بود كه او از اهل بهشت است و رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  براي بهشتي بودن او گواهي مي دهد و رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي دانست كه خداوند رضايت خود را از وي اعلام كرده است. ولي وقتي كه حضرت ابوبكر با تعبير عام سوال كرد، و سوال را به خود مختص نكرد، جواب رسول الله صلي الله عليه وسلم  نيز به صيغه عام بيان شد و پيامبر صلي الله عليه وسلم  با توجه به اعمال وي در گذشته و بعد از آن جريان، او را از كساني كه بعد از پيامبر صلي الله عليه وسلم  احداث في الدين مي كنند، استثنا نموده او را به پاداش بزرگ نزد پروردگارش خبر داده است.
قاضي ابو الوليد، مي گويد: از ديدگاه من يك توجيه ديگر نيز وجود دارد و آن اينكه: ((هولاء أشهد عليهم)) يعني آنچه از اعمال جهاد آنان كه منجر به قتل آنان براي خدا و در راه او گرديد، را مشاهده كردم و به همين دليل براي كساني كه در روز احد حاضر بودند، قتال كردند و جان سالم بدر بردند و براي كساني كه از كشته شدگان در آن روز افضل بودند، نفرمود ((انا شهيد لهم)) (من براي آنان گواهي مي دهم) مانند: علي، طلحه و ابي طلحه و غيره بلكه اين حكم را اختصاص داد به كساني كه جهاد كرده و به شهادت رسيده اند. و قول رسول الله صلي الله عليه وسلم  براي حضرت ابوبكر: ((بلي ولكن لا ادري ما تحدثون بعدي)) محمول بر همين معني است، منظور از آن پديده و حدوثي كه متضاد با شريعت باشد، نيست بلكه تمام اعمال موافق و مخالف شريعت مقصود اند. لذا معني ((لا ادري ما تحدثون بعدي)) (اي لا اعلم ما تعملون بعدي) يعني اعمالي را كه بعد از من انجام مي دهيد، من شاهد آن نخواهم بود. لذا من بدان عمل نمي توانم گواهي بدهم. هر چند كه من مي دانم كه شما با اعمال نيك و شايسته از دنيا مي رويد ولي براي من بطور مشخص گفته نشده كه فلاني در فلان منطقه جهاد مي كند و فلاني زيد را مي كشد يا بوسيله عمر كشته مي شود، آنطور كه كشته شدگان احد را مشاهده كردم. لذا درباره اعمال و جزئيات اعمال شما نمي توانم گواهي بدهم به گونه اي كه در م