م مسلمانان و مردم دنيا در اين جريانات، نه حضرت علی مرتضی و نه حضرت عايشه صديقه و طلحه و زبير و نه حضرت معاويه -رضی الله عنهم اجمعين-، اين همه بزرگان عظيم الشان از چنين نسبتی پاک و از اين تهمت مبرا هستند، زيرا آنان مجتهدانی بودند که بر سر تحقيق موضوع قصاص و خونخواهی خون ذبيح مظلوم و شهيد بر حق، حضرت عثمان ذوالنورين -رضي الله عنه- از قاتلان آن حضرت و در نحوه استنباط مسئله و استدلال از منابع شرعی، قرآن و سنت به اجتهاد پرداختند، و هر يک از آن دو گروه بر حسب آنچه به نظر مجتهدانش مؤيد به دلايل شرعی و صحيح رسيد، عمل کرد. 

اگر چه حق يکی بيش نيست و اينجا به جانب حضرت علی -رضي الله عنه- بود، اما چون مخالفانش نيز صحابه پيامبر -صلي الله عليه وسلم- و راسخين فی العلم و مجتهدان بی نظيری بودند و خطايشان صرفاً بر مبنای اجتهاد بود نه از روی غرض و هوس، لذا در مورد عمل برچنين خطای اجتهادی، آنها نيزمأجور (مستحق اجر و ثواب) بودند نه مأزور (گناهکار). 

چنان که در حديث آمده است که مجتهد مخطی هم يک درجه اجر و ثواب دارد، زيرا نيروی فکری و کوششی حسب مقدور برای يافتن به کار برده است. 

لذا بدهکار و طرف اصلی ما و شما در اين خصومت هيچ يک از بزرگان فوق الذکر نيست، بلکه مقصر اصلی منافقان ((سبائی)) منشی هستند که در مکتب خصمی لدود[6] و دشمنی سرسخت به نام ابن السوداء معروف به ((عبدالله ابن سباء يهودی)) که متظاهر به اسلام بود، از همان صدر اسلام در کمين اسلام و مسلمانان نشسته بود و در صدد انتقام جوئی شکستهای پی در پی يهود در خيبر و بنو قريظه و بنو نضير که از دست پيامبر اکرم -صلي الله عليه وسلم- و مسلمانان نصيبشان شده بود، برآمده، اين مکتب ناپاک را بر اساس نفاق، دروئی و مکر و فريب تأسيس کرده و نشر دادند و در انتظار موقعيت بودند. 

در دوران خلافت راشده و بی نظير حضرت عثمان ذوالنورين -رضي الله عنه- که پيشرفتهای چشمگير اسلام و گسترش دين مبين، نزديک بود از يکسو بساط نصرانيت را برچيده تا به قلب اروپا قدم بگذارد و از سوی ديگر ماجرای کشته شدن پادشاه فراری خاندان ساسانی ((يزگرد سوم)) به دست آسيابان مرورودی از نابودی دشمن مجوس گزارش می داد، و از رسيدن ايام مرگ کفر و استکبار و نفاق و يهوديت و زوال يکسرة حکومتهای شيطانی و پاکسازی کامل لوث شرک بدعت و غير الله پرستی از تمام صحفه گيتی و استقرار کامل و جهانی حکومت رب العالمين را به گوش شنوندگان سر داده بود، که مسلماً و بطور حتم به نابودی يهوديت و سردمداران کفر در آن روزگار منجر می شد. 

بنا براين منافقان تربيت يافته و دوره ديده و آماده به خدمت عبدالله بن سباءکه مرگ خود را در پيشرفت اسلام، مشاهده می کردند، بنا به قاعده ((تنازع بقاء)) تاب تحمل نياوردند و برای حفظ و بقاء خود و پليديهای خويش در رنگ و صورت مسلمانی خيرخواه اسلام و با شعارهای اسلامی و عدالت پسندانه ای از کمينگاههای مصر و کوفه و بصره به نام مردمان آن ديار بر آمده،  اولاً قصد حج بيت الله و زيارت رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- را منافقانه عنوان کردند و مستقيماً به سوی مدينه طيبه که دارالخلافت و مقر حکومت اسلام بود رفته، بر آن شهر مطهر حمله بردند و خانه خليفه راشد و شهيد مظلومی را که رسول اکرم -صلي الله عليه وسلم- در زندگی خود از شهادت و مظلوميت و حقانيت وی از ظالم و ستمکار بودن قاتلانش خبر داده بود محاصره نموده، آب و آذوقه را بر وی و فرزندانش قطع کردند، خانه ای که در کنار باب جبرئيل، دروازه شرقی حرم رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- و نزديک روضه پاک و آرامگاه مقدسش، متصل پاهای شريف آن حضرت -صلي الله عليه وسلم- واقع بود، در حال روزه و در عين اشتغال به تلاوت قرآن مجيد او را به شهادت رساندند و قطرات خون بيگناهش بر روی اوراق گرانبهای قرآن عظيم بر آيه کريمه ﴿فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾ [البقرة: 137] ريختند که همانا تلميح[7] صريح است به آنکه خداوند متعال از قاتلان او با خبر و از همه آنها يک به يک انتقام خواهد گرفت. 

1-  حضرت حذيفه ابن اليمان -رضي الله عنه- راز دار رسول الله -صلي الله عليه وسلم- فرمود: حضرت عثمان به بهشت و قاتلانش به دوزخ خواهند شتافت. و فرمود: اگر قتل عثمان -رضي الله عنه- هدايتی بود، همانا امت به وسيله آن شير می دوشيدند، ولی کشتن او در واقع ضلالتی بود که امت در اثرش خون می دوشيدند.[8] 

2-  حضرت عبدالله بن مسعود -رضي الله عنه- فرمود: اگر مردم، حضرت عثمان -رضي الله عنه- را شهيد کردند، عوض او را هرگز نخواهند يافت. 

3-  حضرت سعيد بن زبيد که از عشرهء مبشرين است می فرمود: ای مردم: به سبب ظلمی که شما بر حضرت عثمان -رضي الله عنه- روا داشتيد، کوه احد حق داشت از جای خود برخيزد. 

4-  حضرت عبدالله بن سلام -رضي الله عنه- به شورشيان گفت: مواظب باشيد و حضرت عثمان را به قتل نرسانيد، ورنه تا قيامت شمشيرها يتان در ميان يکديگر به حرکت در خواهد آمد. 

چون حضرت عثمان به دست شورشيان کشته شد، آنگاه حضرت عبدالله بن سلام فرمود: مردم دروازه فتنه ها را به روی خود گشودند،که تا قيامت بسته نخواهد شد.[9]

5-   علامه سيوطی -رضي الله عنه- به نقل از مؤرخ شام علامه ابن عساکر و ابن عدی، اين حديث را به روايت حضرت انس -رضي الله عنه-، نقل کرده است که: مادامی که حضرت عثمان -رضي الله عنه- زنده است شمشير خدا در نيام خواهد ماند و هر گاه او کشته شود، شمشير خدا بی نيام خواهد شد و باز ابد به نيام بر نخواهد گشت.[10]

آری: اينها هستند مقصران اصلی و مسؤلان تمام مشکلاتی که با کشتن حضرت عثمان -رضي الله عنه- و با بی نيام کردن شمشير غضب خدا بر مردم ببار آوردند، اينها هستند که ديروز رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- را به وسيله زن يهوديه ای مسموم کرده بودند. ابوبکر صديق -رضي الله عنه- را نيز بعد از آن مسموم ساخته و سپس حضرت عمر فاروق را در محراب نماز بر جای نماز رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- به وسيله مرد مجوسی پليد به شهادت رساندند، امروزبا تغيير قيافه، چهره پليد خود را زير نقاب عدالتخواهی و رفع تبعيض و حمايت اسلام مستتر داشته، در لباس ((انقلابيون مسلمان)) در آمده، هتک حرمت جوار پيامبر را مرتکب شده، خليفه راشدش را بنا به قول حضرت ابن مسعود در حق وی فرموده بود:

((آسيا سنگ اسلام پس از سی و پنج سال از جای خود تکان خواهد خورد)) درست در سال سی و پنج هجری به شهادت رسانده و صفحات پاک قرآن عزيز را به خون مظلومش که هنوز هم فرياد خون خواهی اش طنين افکنده است،گلگون کردند و آسيا سنگ اسلام را از سرجايش تکان داده و ملت اسلام را به آشوب کشاندند.

فردای همان روز به عنوان هواداران حضرت علی -رضي الله عنه- صحنه های جنگ جمل و صفين را آراستند و در حدود نود هزار تن از مسلمانان را که از آن جمله حضرات طلحه و زبير و عمار بن ياسر -رضی الله عنهم- که جزو آنها نيز بودند، به شهادت رساندند و مقدمات بی حرمتی به مقام منيع ام المؤمنين، همسر رسول خدا  -صلي الله عليه وسلم- حضرت عايشه صديقه را 