رت ابوبکر و عمر -رضی الله عنهما- بعد از خود، يزيد را به عنوان خليفه انتخاب نموده و در اين موارد از مردم بيعت گيرد. آنوقت حضرت عبدالرحمن بن ابی بکر -رضی الله عنهما- از جای برخاست و گفت: حرف شما واقعيتی ندارد، اين سنت حضرت ابوبکر و عمر -رضی الله عنهما- نيست، بلکه سنت ايران و روم است، حضرت ابوبکر و عمر -رضي الله عنه- نه خلافت را به پسران خود دادند و نه به خويشاوندان خود.

مردم حجاز چشم به اهل بيت دوخته بودند، خصوصاً به حضرت حسين بن علی -رضی الله عنهما- که او را بعد از امير معاويه -رضي الله عنه- مستحق خلافت می فهميدند و در اين مورد منتظر رأی حضرت حسين، حضرت عبدالله بن عمر، حضرت عبدالله بن ابی بکر، حضرت عبدالله بن زبير و حضرت عبدالله بن عباس (رضوان الله عليهم اجمعين) بودند.

حضرات فوق بر آن بودند که خلافت اسلاميه، خلافت نبوت است و وراثت در اين، هيچگونه ربطی ندارد، که بعد از پدر، خلافت به پسر برسد، بلکه لازم است که خليفه با رأی آزادانه مسلمين مشخص گردد.

دوم اينکه حالات ظاهری يزيد نيز اين اجازه را نمی داد، که خليفه تمام مملکت اسلامی قرار گيرد؛ بدين خاطر ايشان به اين تجويز وی مخالفت نموده و اکثر آنها تا آخرين دم نسبت به مخالفت خود استقامت نمودند، بر اثر همين حق گويی، مکه و مدينه محفوظ مانده و کوفه و کربلا قتل عام شدند.

 

حضرت امير معاويه  -رضي الله عنه- در مدينه

حضرت امير معاويه -رضي الله عنه- شخصاً خودش در سال 51 هـ .ق بطرف حجاز مسافرت کرد و در مدينه منوره در اين مورد با نرمی صحبت نمود، اما همه علناً مخالفت نمودند.

 

شکايت به حضرت عايشه -رضی الله عنها- و نصيحت او

 چون مردم از اين دستور امير معاويه -رضي الله عنه- که فرمود: با يزيد بيعت کنيد مخالفت خود را اعلان نمودند، پيش حضرت عايشه -رضی الله عنها- رفته و از مردم شکوه نمود، که ايشان به حرف من توجهی نکرده و مخالفت می کنند. حضرت عايشه -رضی الله عنها- او را نصيحت نموده و فرمود: به من خبر رسيده که شما آنها را جهت اين امر، اجبار نموده و تهديد به قتل می کنيد، نبآيد شما با آنها چنين رفتار نماييد.

حضرت امير معاويه -رضي الله عنه- فرمود: اين حرف اشتباهاً به شما رسيده، مردم نزد من واجب الاحترامند، بلکه حقيقت اين است که اهالی شام و عراق و شهرهای ديگر مملکت اسلامی همه با بيعت يزيد متفق شده و فقط اين چند نفر مخالفت می نمايند، اکنون بفرماييد آيا بعد ار اينکه تمام مردم با يکنفر بيعت نموده و بيعت هم کامل شده، شايسته است که اين بيعت را نقض نمايم؟ ! 

حضرت عايشه صديقه رضی الله عنها فرمود: اين رأی شماست، شما بدانيد با کارتان، البته من می گويم جهت پذيرش اين امر، بر آنها سختی نکنيد، بلکه با نرمی و احترام با آنها پيش برويد. حضرت امير معاويه -رضي الله عنه- قول داد که همانطور عمل نمآيد.

حضرت حسين و عبدالله بن زبير -رضی الله عنهما- از قيام امير معاويه -رضي الله عنه- در مدينه، احساس نمودند که ما جهت بيعت اجبارکرده می شويم، بدين خاطر با اهل و عيال خود عازم مکه شدند و حضرت عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابی بکر (رضوان الله عليهم اجمعين) هم جهت زيارت بيت الله راه مکه را پيش گرفتند.

 

حضرت امير معاويه -رضي الله عنه- در مکه

امير معاويه -رضي الله عنه- از مدينه منوره جهت حج، راهی مکه مکرمه شد و آنجا نخست حضرت عبدالله بن عمر -رضی الله عنهما- را احضار نموده و با او اينگونه سخن گفت:

ای عمو زاده!  قبلاً به من می گفتی من حاضر نيستم حتی شبی را هم صبح کنم که اميری نداشته باشم، اکنون من، جهت خلافت يزيد، از مردم بيعت گرفته ام و تمام مسلمانان هم بر اين متفق شده اند، از شما تعجب می کنم که چطور با اين امر مخالفت داريد؟  به شما هشدار می دهم که در اين اتفاق مسلمانان، اختلاف نيندازيد و باعث فساد نگرديد.

 حضرت عبدالله بن عمر -رضی الله عنهما- بعد از حمد و ثنا فرمود:

قبل از شما خلفاء راشدين بودند و آنها هم پسر داشتند و پسر شما از پسر آنها هيچگونه برتری ندارد، با وجود آن، باز هم آنها پسران خود را بعنوان خليفه انتخاب ننمودند، بلکه در اين مورد، مفاد اجتماعی مسلمانان را در نظر گرفتند.

آيا شما مرا به اينکه در اتفاق مسلمانان اختلاف می اندازم، متهم می سازيد؟ 

آگاه باش و بدان!  من هرگز در وحدت مسلمانان اختلاف نخواهم انداخت، بلکه من فردی از شما هستم، هر تصميمی آنها بگيرند، من هم با آنها همراه خواهم بود.[4] 

سپس امير معاويه -رضي الله عنه- با عبدالرحمن بن ابی بکر -رضی الله عنهما- در اين مورد گفتگو کرد، وی به سختی فرمايش او را رد کرد و فرمود: من هرگز اين را نمی پذيرم. بعداً با عبدالله بن زبير -رضي الله عنهما- صحبت نمود، او نيز جواب منفی داد.

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - حضرت معاويه و حقايق تاريخی / ص 139.

[2] - الصواعق المحرفه ص 131.

[3] - اين قسمت از کتاب (( شهيد کربلا) تأليف حضرت مفتی محمد شفيع عثمانی، ترجمه آقای محمد امين حسين بر ، نقل شده است. 

[4] - تاريخ الخلفاء للسيوطی.معاويه(رض)
را
بهتر بشناسيم
 
ايوب گنجي
معاويه  -رضي الله عنه- يکی از بزرگترين فاتحان و فرماندهان جنگی بود، ايشان در زمان خود در زمينه جهاد خدمات فراوانی را انجام داد و تحت فرماندهی ايشان بسياری از مناطق دنيا فتح شده و به تصرف مسلمانان در آمد، که بطور اجمال به پاره ای از آنها اشاره می کنيم:

سال 19 هـ ق، حمله به ((قيساريه)) يکی از مناطق مهم رومی ها و فتح آنجا.

سال 27 هـ ق، حمله به ((قبرس)) با اولين ناو جنگی ساخته شده توسط معاويه -رضي الله عنه-.

سال 28 هـ ق، فتح جزيرة قبرس.

سال 32 هـ ق، در اين سال به مناطق نزديک قسطنطنيه حمله ور شدند.

سال 33 هـ ق، افرنطيه، ملطيه و چند قلعه ديگر رومی ها فتح شد.

سال 35 هـ ق، غزوهء ذی خشب.

سال 42 هـ ق، غزوة ((سبحستان)) يا سيستان.

سال 43 هـ ق، سودان و قسمت بيشتری از سيستان فتح شد.

سال 44 هـ ق، فتح کابل، سيستان تا کابل.

سال 45 هـ ق، لشکر کشی به سوی آفريقا و تصرف بخش بزرگی از آن.

سال 46 هـ ق، حمله به صقليه(سيسلی) برای اولين بار.

سال 47 هـ ق، جنگ های متعدد در آفريقا.

سال 49 هـ ق، لشکر کشی به سوی قسطنطنيه.

سال 51-50 هـ ق، غزوهء قسطنطنيه.

سال 56 هـ ق، غزوهء سمرقند.حضرت معاويه -رضي الله عنه- در دوران حکومت خويش به ارائه خدمات ارزنده ای پرداخت که هنوز هم جامعه بشريت خود را مديون آن بزرگوار می داند.

علامه ابن كثير (رحمه الله) می فرمايد: در دوران خلافت ايشان (معاويه -رضي الله عنه) سلسله جهاد برقرار بود، کلمه الله سر بلند شد، اموال غنيمت از هر گوشه کشور به بيت المال سرازير بود و مسلمانان با راحتی و آرامش و عدل و داد زندگی می کردند.

توسعه و گسترش کار پست
اداره پست که در زمان حضرت عمر -رضي الله عنه- تأسيس شده بود، در دوران معاويه -رضي الله عنه- گسترش و توسعه بسياری يافت. و با روش های بسيار جالب نامه ها را سريعاً به مقصد می رساندند، و به همين جهت شعبه هايی در دورترين نقاط جهان افتتاح کرده بودند.

خدمات به اين شکل انجا