ورشيد مي چرخد مجرم شمرده شد.در همين دوران كه پاپ بدترين شرايط را ايجاد كرده بود،بسياري از مصلحين نيز قيام كردند.قبل ازهمه ويكلف(wycliff)(م1384م) قيام كرد ومدعي انتخاب پاپ هاي صالح شد و كتاب مقدس را اولين بار به انگليسي ترجمه كرد درحالي كه قبل از اقدام او ترجمه ي كتاب مقدس جرم شمرده مي شد.پس از او جان هس(john huss)و جيروم(Jerome)قيام كردند ولي شرايط مناسب نبود و هر دو به جرم بدعت گذاري زنده سوزانده شدند.سر انجام در سال 1483 ميلادي ماتين لوتر بنيان گذار فرقه ي پروستان پا به عرصه ي وجود نهاد و آخرين ضربه اش را به نظام پاپي زد.وي ابتدا بر عليه خريد و فروش مغفرت نامه ها قيام كرد و پس از پذيرفته شدن اين اعتراضش، خواهان تقليل قدرت پاپ شد و غير از ((غسل تعميد))و ((اعشاي رباني))رسوم ديگر را خود ساخته وبي بنيادخواند.همزمان باوي زونگلي(Zwingli)درسويس مشابهي كرد و پس از آن((دوجان كالوين))اين حركت را در قرن شانزدهم به ژنورساندتااينكه صداي بازگشت اين حركت ازفرانسه ايتالياوانگلستان شنيده شدوشاه انگلستان هنري هشتم وادواردچهارم ازاين حركت متأثرشدندوپروتستان درمقابل كاتوليك ايستاد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">سر فصل</a><a class="text" href="w:text:5.txt">منابع شناخت مسيحيت</a><a class="text" href="w:text:6.txt">حقيقت انجيل</a><a class="folder" href="w:html:7.xml">عقايد مسيحيت</a><a class="folder" href="w:html:14.xml">مسيحيت در ادوار مختلف</a><a class="text" href="w:text:22.txt">شخصيت پاولز </a></body></html>در اين دوره اروپا از عهدرنسانس گذشته بودو در علم وصنعت به پيش مي رفت و قدرت پاپ به تحليا رفته بود و جرأت((لوتر))در آزادي تشريح  و تعبير كتاب مقدس دروازه ي اختيارات را براي دانشمندان بعدي باز كرد وكار به جايي كشيد كه عقايد مسيحيت  تك تك مورد نقد و بررسي،بلكه هدف استهزاءو تمسخر قرار گرفت .اين گروه مدعي بودند كه هرحكم مذهب بايدباترازوي عقل سنجيده شود اگر مطابق عقل بود پذيرفته مي شد و الا رد شود.و سر انجام كار به جايي كشيده كه عده اي منكر وجودخداشدند.در مقابل عقا گرايان،مردمي كه به مذهب اعنقاب داشتند به دو دسته تقسيم شدند،عده اي از حركت آنها وحشت زده وسرگردان شدند و به ناچار سعي كردند مذهب  و مسائل مذهبي را به نفع علوم  تجربي و مسائل روز تشريح كنند و اگر تطبيقي نيافتند آن قسمت را مي توانند از كتاب مقدس حذف كنند. شخصيتهاي بر جسته اين حركت(Modernism)((ورسو))،((هارنيك))و((رنان)) بوده اند.ئسته ي ديگر معتقد بودند كه آنچه گذشته گان ما در مجامع(كنفرانسها)تصويب كرده انددرست است وماحق هيچگونه كمي و زياد نداريم.مردم اروپا كه از ماديت به تنگ آمده بودند و به دنبال آرامش روحي مي گشتند،اين حركت را براي خود ملجأ ومأوايي يافتند.امروزه نيز اين سه حركت،مدرنيسم،احيا گري ديني و رسونياليسم با هم در رقابت هستند.

حقيقت امر آنچه در صفحات قبل گذشت،عبارت بود از معرفي مسيحيت در باب عقايد و عبادات و خلاصه اي ازتاريخ مسيحيت تاامروز،در بحث عقايد با استناد به آيات قرآني در بعضي موارد اشاره به اشتباهات و خطاهاي ريشه اي وبنيادي مسيحيت شد.دراينجالازم است بدانيد مسيحيتي كه امروزه در دنيا رايج است باني و پايه گذاري اصلي آن چه كسي بوده است؟

جهان مسيحيت ادعا دارد كه بنيانگذار مسيحيت موجود حضرت عيسي عليه السلام است وامروزه نيزمسيحيت براصول وقواعد وضع شده از طرف حضرت عيسي عليه السلام عمل مي كند . ولي پس از عرضه نمودن مسيحيت بر محك اديان توحيدي  و قضاياي تاريخي واضع مي شود كه مسيحيت فعلي ربطي به حضرت عيسي عليه اليلام نداردبلكه بنيان گذارآن شخصي به نام پاولز بوده است كه چهارده نامه ي وي نيز در كتاب مقدس درج است.در مورد زندگي ابتدايي پاولز شواهد چنداني در دست نيست،خودش اين گونه خود را معرفي مي كند:((روز هشتم مختون شده و  از قبيله ي اسرائل از سبط بنيامين،عبراني از عبرانيان از جهت شريعت فريسي.)) وي ساكن شهر طرسوس بود. در مورد زندگي ابتديي اش اشاراتي آمده و در كتاب اعمال58:7نامش((شاؤل))ذكر شده و پس از آن سه باب كتاب اعمال در مورد ظلم و ستم او بر پيروان و حواريون حضرت مسيح عليه السلام آمده است و سپس ناگهان ادعا مي كند كه((در اين ميان هنگاميكه با قدرت واجازه ازرؤساي كَهَنه به دمشق مي رفتم درراه اي پادشاه دروقت ظهرنوري را از آسمان ديدم درخشنده تر از خورشيد كه به دور من و رفقايم تابيد و چون همه بر زمين افتاديم هاتفي را شنيديم كه مرابه زبان عبراني مخاطب ساخته گفت اي شاؤل اي شاؤل چرابرمن چفامي كني ترابر ميخها لگدزدن دشوار است،من گفتم خداوندا تو كيستي؟گفت:من عيسي هستم كه تو بر من جفا مي كني و ليكن برخاسته بر پا بايست زيرا كه بر تو ظاهر شدم تا توراخادم و شاهد مقرر گردانم  بر آن چيزهاييكه مرا در آنها ديده اي و بر آنچه بر تو ظاهر خواهم شد و تو رارهايي خواهم داد از قوم واز تا آموزش گناهان و ميراثي در ميان مقدسين بوسيله ي ايماني كه بر من است،بيابند.))

پس از ظهور واقعه پاولز ادعا كردكه برحضرت مسيح ايمان آورده است ولي حواريون باتوجه به دشمني هاوظلمهاي گذشته اش فكر مي كردند كه اين هم حيله ايست براي از پا در آوردن آنها و ايمانشان رانپذيرفتند.سرانجام برناباكه يك حواري جليل القدر بود بر دعواي پاولزصحه گذاشت وبدين ترتيب پاولزبهمراه ديگرحواريون مشغول به تبليغ وترويج مسيحيت شد.پس ازموازنه اي افكار و آراي پاولز و حضرت مسيح عليه السلام واضع مي شودكه ديني كه امروزه به عنوان مسيحيت مطرح است حاوي تعاليم پاولز است و حضرت عيسي عليه السلام ازآنها بي خبرومبرّاست.((دكتردريد))به عنوان يك مسيحي غيرازمتعصب مي گويد: ((چه كسي مي تواند قبول كندكه مسيح آسماني بوسياه پاولزچنين تعليماتي داده است كه باتعليمات مسيح زميني به حواريون به كلي متفاوت باشد.))

مسيحيت در داشتن عقايدي همچون تثليث،حلول و تجسم وكفاره از ديگر اديان و مذاهب متمايز مي شود (اين صفات،ويژه ي مسيحيت هستند)و سر پيچي كردن از اين عقايد اتهام كفر،بدعتي و  الحاد را در دنياي مسيحيت بهمراه دارد . ولي جاي تعجب اينجاست كه هيچ كدام از اين عقايد در پرتوارشادات حضرت مسيح يافته نمي شود،بلكه برعكس بسياري ازاقوال حضرت مسيح اين عقايد را رد مي كند و حواريون حضرت مسيح نيز حامي اين عقايد نبوده اند و اولين بارذكراين عقايددررساله هاي پاولزيافت مي شود.انديشمندان مسيحي پي برده اند كه ديني كه به آن عمل مي كنندو به آن نام مسيحيت داده اند،باني اش پاولز است.

آن گونه كه در صفحه ي از كتاب ((المسيحيه ايمان و عمل))كه در سال 1968 در واتيكان منتشر شده است،چنين آمده است: ((كان القديس بولس منذ بدء المسيحيه يصنح لحديثي الايمان أن يحتفظوا بما كانوا عليه من احوال قبل ايمانهم بيسوع))؛ قديس پاولزازابتداي گرايشش به مسيحيت،تازه گرويدگان به دين مسيح رابه پاسداشت اعتقادات سابق شان قبل ازايمان آوردن به عيسي عليه السلام ،ترغيب ميكرد.گويت واتيكان به موقف پاولز