ض خود را به نسبت اصل تركه مي‌گيرد، باقيمانده بعد ازفرض بطورسرانه بر اصحاب فروض تقسيم مي‌شود اگراز يك صنف باشند، خواه موجود ازآنان يكي باشد مانند يك دختر يا متعدد باشند مانند سه دختر، و اگر بيش از يك صنف واحد باشند، مانند مادر و دختر باقيمانده به نسبت فروضشان برآنان تقسيم وهمچنين به نسبت فروضشان برآنان برمي‌گردد. و اما اگر اصحاب فروض يكي اززوجين نباشد، در اين صورت باقيمانده بعد از فروض براصحاب فروض بطريق سرانه برمي‌گردد، اگر از يك صنف باشند، خواه يكي يا متعدد واگربيش از يك صنف باشند باقيمانده به نسبت فروض وسهمشان بر آنان برمي‌گردد، و رد مي‌شود و بدينطريق نصيب و بهره هرصاحب فرضي به نسبت بهره او افزايش مي‌يابد وهمه را بطريق فرض و رد مي‌برند واستحقاق همه را پيدا مي‌كنند. ذوي الارحام 

ذووالارحام عبارت است از خويشاونداني‌كه نه جزو صاحبان فرض و نه جزو عصبه هستند بعبارت ديگر ذووالار حام‌ كساني هستندكه از طرف اناث منتسب بميت باشند[1]‌.       
وارث بودن ذوي‌الارحام مورد اختلاف بين فقهاء واقع شده است‌. 
امام مالك و شافعي قايل به وارث بودن آنها نيستند[2] و قول ابوبكر و عمر خطاب و عثمان و زيد بن ثابت و زهري و اوزاعي و داود براين راي مي‌باشند ولي امام ابوحنيفه و امام احمد آنها را وارث مي‌دانند و به آنان ارث مي‌دهند و اين راي 

از علي و ابن عباس و ابن مسعود حكايت شده است و اين وقتي است‌كه صاحبان فروض و عصبه‌ها وجود نداشته باشند. 

از سعيد بن المسيب روايت شده است‌كه دائي با وجود دخترمتوفي ارث مي‌برد وقانون مواريث مصري اين راي را پذيرفته ودرمواد ٣١ تا ٣٨ چگونگي و كيفيت وارث شدنشان بشرح زير بيان شده است‌: 

ماده 31- هرگاه يكي از عصبه نسبي و يكي از صاحبان فروض نسبي وجود نداشت‌، تمام تركه باقي‌ مانده آن‌، بذوي الارحام داده مي‌شود و ذوي‌الارحام چهار صنفندكه بعضي ازآنها در ارث بر بعضي ديگرمقدم هستند بترتيب زير:

صنف او‌ل‌: فرزندان دختران هرچه پايين بروند و فرزندان دختران پسر هرچه پايين بروند.     

صنف‌دوم‌: جد غير صحيح هرچه بالا برود وجده غير صحيحه هرچه بالا برود. 

 صنف سوم‌: پسران برادران مادري و فرزندانشان هرچه پايين بروند و فرزندان خواهران ابويني يا پدري يا مادري هرچه پايين بروند و دختران برادران ابويني يا پدري يا مادري و فرزندانشان هرچه پايين برود و دختران پسران برادران ابويني يا پدري هرچه پايين بروند و فرزندانشان هرچه پايين برود. 

صنف چهارم‌: شامل شش طايفه مي‌شودكه در ارث بعضي ازآنها بربعضي ديگربترتيب زير مقدم مي‌شوند: 
1- عموهاي مادري ميت و عمه‌ها و دائي‌ها و خاله‌هاي ابويني يا پدري يا مادري‌. 
٢- فرزندان كساني كه در فقره اول ذكر شدند هرچه پايين بروند و دختران عموهاي ميت‌كه ابويني يا پدري باشند و دختران پسرانشان هرچه پايين بروند و فرزندان اين دختران‌كه ذكر شدند هرچه پايين بروند. 
٣- عموهاي مادري پدر ميت و عمه‌ها و دائي‌ها و خاله‌هاي ابويني يا پدري يا مادري و عموها و عمه‌ها و دائي‌ها و خاله‌هاي ابويني يا پدري يا مادري مادرميت‌. 
 ٤- فرزندان ‌كساني‌كه در فقره ٣ ذكر شدند هرچه پايين بروند و دختران عموي ابويني يا پدري پدر ميت و دختران پسرانشان هرچه پايين برود و فرزندان اين دختران هرچه پايين برود. 
٥-‌عموهاي مادري پدر پدر ميت و عموها و عمه‌ها و دائي‌ها و خاله‌هاي ابويني يا پدري يا مادري‌، پدر پدرو پدر مادرميت‌. و عموها و عمه‌ها و دائي‌ها و خاله‌هاي  ابويني يا پدري يا مادري‌، مادر مادر يا مادر پدر ميت‌. 
٦- فرزندان‌ كساني كه در فقره پنج ذكر شدند هرچه پايين بروند و دختران عموهاي پدر و مادري يا پدري پدر پدر ميت و دختران فرزندانشان هرچه پايين بروند و اولاد اين دختران‌كه ذكر شد هرچه پايين بروند. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌ذووالارحام  یازده  نوع  هستند:  جد  غیر  وارث  مانند  پدر  مادر  و  پدر  پدر  مادر  و  جده  غیر وارث  مانند  مادر  پدر  مادر  (‌جد  و  جده  ساقطه‌)  اولاد  دختر  خواه  ذكور  یا  اناث  و  دختر  برادر  ابوینی یا  ابی  یا  امی  و  اولاد خواهر  چه  ذكور و  چه  اناث  و  چه  خنثی  و  خواه  خواهرابوینی  یا  ابی  یا  امی  باشد.  6-پسر  برادر  مادری  و  دختر  برادر  مادری  ٧-‌عموی  مادری  8-دخترعمو  خواه  عموی  ابوینی  یا  ابی  یا  امی  باشد  ٩-‌عمه‌ها  و  كسانی‌كه  بوسیله  آنها  منسوب  بمیت  باشند.  و  خاله‌ها  وكسانی‌كه  بوسیله  آنها  منسوب  بمیت  باشند.  و  دائی‌ها  وكسانی‌كه  بوسیله  آنها  منسوب  بمیت  باشند.  نقل  از  ارث  در  اسلام ‌كانیمشكانی  ص 48و49.  مترجم  
[2] -‌برای  روشن  شدن  لازم  بنظر  می‌رسد  عبارت  زیر  ازكانیمشكانی  نقل‌گردد:
هرگاه  از  وراث  ذكور  و  اناث  ذوی‌الفروض  و  عصبه  مطلقا ً‌كسی  وجود  نداشت  و  تما‌م  تركه  بدون  تكلیف  ماند  یا  اینكه  چند  نفر  ذوی‌الفروض  موجود  بود  و  پس  از  وضع  سهام  آنها  مقداری  از  تركه  بلاصاحب  ماند  مذهب  شافعی  این  است  درصورت  انتظام  امور  بیت‌المال  مقدار  باقی‌مانده  نه  بذوی  الارحام  داده  می‌شود  (‌برای  دلایل  به  پاورقی  ص  ٤٧  ارث  در  اسلام  مراجعه  شود)  و  نه  بر  ذوی‌الفروض  رد  وتقسیم  می‌گرددبلكه  باید  تحویل  بیت‌المال  شده  وبمصارف  عمومی  جامعه  مسلمین  برسد  چه  همانطوركه‌گفته  شد  بیت‌المال  یكی  از  عصبات  است  هم  دیه  جنایت  می‌دهد  و  هم  ارث  می‌برد  ولی  هرگاه  امور  بیت‌المال  منظم  نباشد  با  نبودن  هیچگونه  وارثی  تمام  تركه  بذوی‌الارحام  می‌رسد  و  همچنین  در  صورت  وجود  چند  نفر  از  ذوی‌الفروض  و  باقیماندن  مقداری  از  تركه  مقدار  باقی  مانده  بصاحبان  فرضی‌كه  قرابت  نسبی  با  میت  داشته  باشند  رد  و  به  نسبت  سهامی‌كه  دارند  در  میان  آنها  تقسیم  می‌گردد:  صاحبان  فرضی‌كه  قرابتی  سببی  داشته  باشند  مانند  زن  یا  شوهردراین  موارد  فقط  فرض  مقرر  خود  را  می‌برند  واز  رد  مازاد  مطلقاً  استفاده  نمی‌كنند  و آنچه  پس  از وضع  فرض  آنها  باقی  بماند،  باید  بترتیبی‌كه  بعداً  شرح  داده  می‌شود  در  میان  ذوی  الارحام  قسمت‌گردد.  ارث  در  اسلام  كانیمشكانی  ص 48-46.  مترجم‌.حمل و جنين

حمل عبارت است از ولدي‌كه در شكم مادر است‌كه ما از حيث ميراث و از حيث مدت حمل ازآن سخن مي‌گوئيم‌.

حكم حمل و جنين از حيث ميراث 
حمل يا از مادرش جدا شده و يا در شكم او باقي مانده است‌كه در هر حالت احكام خاص خود داردكه اينك بشرح زير بيان مي‌كنيم‌:

جنين و حمل وقتي‌كه از مادر جدا شده باشد 
هرگاه حمل ازمادرجدا شده باشد يا زنده جدا شده يا مرده و اگرمرده جدا شده باشد يا بدون جنايت و تجاوز و اعتداء بر مادرش جدا شده يا بسبب جنايت بر مادرش از وي جدا شده است و بر اثر آسيب ديدن چنين شده است‌.
اگر بتمامي و زنده از مادر جدا شده بود ازغيرخود ارث مي‌برد و غير او نيزاز او ارث مي‌برد، چون بروايت از ابوهريره پ