علیه و سلم  سخت‌گیری  این‌کار  را  بدانان  خبر  دادکه  بر  وی  نازل  شده  بود  و  باز  هم  درباره  سخت‌گیری  در‌باره  بدهی  از  او  سئوال ‌کردند  وگفت‌:" الدين.‌ والذي نفسي بيده، لو أن رجلا قتل في سبيل الله ثم عاش، ثم قتل في سبيل الله ثم عاش، ثم قتل في سبيل الله ما دخل الجنة حتى يقضي دينه   [‌سوگند  بکسی‌ که  جان  من  بدست  او  است  اگرکسی بدهکار  باشد  و  در  راه  خدا  بشهادت  برسد،  سپس  زنده  شود  و  دوباره  در  راه  خدا بشهادت  برسد  سپس  زنده  شود  و  دوباره  در  راه  خداکشته  شود،  داخل  بهشت  نمی‌شود  مگر  اینکه  این  بدهی  او  پرداخت ‌گردد]‌".
٣-  بروایت  ابوسلمه  بن  عبدالرحمن  از  جابر  بن  عبدالله  آمده  است  که  او گفت‌:  
“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم   بدهکاری‌که  می‌مرد  و  هنوز دین  و  بدهیش  پرداخت  نشده  بود،  نمازمیت  بر  وی  نمی‌گزارد.  روزی  مرده‌ای  را  پیش  او  آورده  بودندگفت‌:  آیا  او  بدهکار  است‌؟  گفتند:  آری‌.  دو  دینا  بدهکار  است‌.  گفت‌:" صلوا على صاحبكم    [بر  یارتان  نماز  بگزارید]"‌.  ابوقتاده  انصاری‌گفت‌:  ای  رسول  خدا  آن  دو  دینار  بر  من ‌که  پرداختشان  کنم‌ که  آنوقت  پیامبر صلی الله علیه و سلم   خود  بر  وی  نماز گزارد.
پس  بعدها که  خداوند  فتوحات  را  برای  پیامبر صلی الله علیه و سلم   میسر  ساخت‌گفت‌:  "  أنا أولى بكل مؤمن من نفسه، فمن ترك دينا فعلي قضاؤه ومن ترك مالا فلورثته     [من  بهرمومنی  از  نفس  خود  او  به  او  سزاوارتر  و نزدیک‌ترم‌،  پس  هرکس  مرد  و  دینی  داشت  و  قادر  بپرداخت  آن  نبود،  برمن  باد که  بدهی  و دین  وی  را  بازپرداخت‌کنم‌،  و  هرکس  مرد  و  مالی  از  خود  نهاد  از  آن  ورثه  و  وارثان  او  است‌]"‌.
بخاری  ومسلم  و  ترمذی  ونسائی  وابن  ماجه  آن  را  بعنوان  حدیث  ابوسلمه  بن  عبدالرحمن  از  ابوهریره  آورده‌اند.
٤-‌حدیثی‌که  بخاری  ازابوهریره  آورده  است  می‌گوید:" من أخذ أموال الناس يريد أداءها أدى الله عنه، ومن أخذها يريد إتلافها أتلفه الله     [هرکس  اموال  مردم  را  قرض  بگیرد  و  قصد  بازپرداخت  آن  را  داشته  باشد،  چون  موفق  به  پرداخت  آن  نشود خداوند  بجای  او  می‌پردازد  و  او  را  می‌بخشد  و  هرکس  اموال  مردم  را  بقصد  تلف  کردن  وام  بگیرد،  خداوند  او  را  تلف  می‌کند  و  مواخذه  می‌نماید]"‌.
کسی‌که  قادر بپرداخت  وام  باشد  و  دست  بدست‌کند  و  از  بازپرداخت  آن  طفره  رود  ظلم  و  ستم  بحساب  می‌آید
بروایت  ابوهریره  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:" مطل الغني ظلم، وإذا أتبع أحدكم على ملئ فليتبع    [هر  بدهکاری‌که  بتواند  بدهی  خویش  را  بپردازد  و از  بازپرداخت  آن  طفره  برود،  ظلم  کرده  است  و  هرگاه  بدهکار  بکسی  حواله  دادکه  دارد،  حواله  او  را  بپذیرد]"‌.  بروایت  ابوداود  و  دیگران‌.

مهلت  دادن  به  بدهکاری‌که  تنگ  دست  است  سنت  می‌باشد  و  پسندیده  است  
خداوند  می‌فرماید:" وإن كان ذو عسرة فنظرة إلى ميسرة وأن تصدقوا خير لكم إن كنتم تعلمون    بقره  ٢٨٠  [هرگاه  بدهکاری  تنگ  دست  باشد  به  وی  مهلت  بدهید  تا  وقتی‌که  برایش‌گشایش  پیش  آید  و  اگرآن  را  صدقه  و  احسان  به  وی  دهید  و  ازآن  دست  بردارید،  برای  شما  بهتر  است  اگر  بدانید]‌’‌’‌.
1-  از  ابوقتاده  روایت  شده‌که  او  در  جستجوی  بدهکاری  بودکه  پنهان  شده  بود،  
سپس  او  را  پیداکرد.  بدهکارگفت‌:  تنگ  دستم  و  ندارم‌.گفت‌:  ترا  بخدا  راست  می‌گوئی‌؟‌گفت‌:  بخدا  راست  می‌گویم‌گفت‌:  من  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم   شنیده‌ام‌که  می‌گفت‌:" من سره أن ينجيه الله من كرب يوم القيامة فلينفس عن معسر أو يضع عنه    [هرکس  خوشحال  می‌گرددکه  خداوند  در  روز  قیامت  و  رستاخیز  او  را  نجات  دهد گو که  به  بدهکار  تنگ  دست  مهلت  وگشایش  بدهد  یا  از  بدهی  وی  صرفنظرکند]"‌.
٢-‌کعب  بن  عمرگفت‌:  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  شنیدم‌که  می‌گفت‌:" من أنظر معسرا أو وضع عنه أظله في ظله  [هرکس  تنگ  دستی  را  مهلت  بدهد  یا  بدهی  وی  را  ببخشاید  خداوند  او  را  بزیر  سایه  خویش  می‌گیرد]‌"

از  مبلغ  وام‌ کم ‌کن  و  نقد  بگیر
جمهور  فقها  بر  آنند که‌کم‌کردن  از  مبلغ  وام  برای  اینکه  بدهکار آن  را  نقدا  پرداخت  کند  و  پیش  از  رسیدن  موعد  پرداخت‌،  بخاطر  این‌کم  کردن‌،  حاضر  بپرداخت  نقدی  باشد،  حرام  است‌.  پس  هرکس  مالی  را  به  قرض  بکسی  دیگر  داد،  سپس  به  وام‌ گیرنده‌گفت‌:  مقداری  از  بدهی  را  می‌بخشم  وکم  می‌کنم‌،  بشرط  اینکه  باقیمانده  را  پیش  از  موعد  مقرر،  پرداخت‌کنی‌،  این  عمل  حرام  است‌.  لیکن  ابن  عباس  و  زفر  آن  را  جایز  می‌دانند،  زیرا  ابن  عباس  روایت ‌کرده  است  وقتی  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  به  اخراج  “‌بنی  النضیر”  دستورداد. گروهی  از آنان  پیش  پیامبر صلی الله علیه و سلم   آمدند  و  گفتند:  ای  رسول  خدا  تو  دستور  باخراج  ما  داده‌ای  و  ما  بر  مردم  بدهیها  داریم‌،‌که  هنوز  موعدش  نرسیده  است  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:" ضعوا وتعجلوا    [‌از  مقدار  بدهی  کم  کنید  وآن  را  نقداً  بگیرید]". 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌این  قاعده  شرعی  اگرچه  حدیثی  درباره  آن  به  اثبات  نرسیده  است  ولی  از  نظر  شرع  درست  است  و  حدیثی‌که  در  آن  باره  از  علی  بن  ابیطالب  نقل  شده  است  اسناد  آن معتبر  نیست‌.  حافظ  ابن  حجرگفته  است  شاهد  ضعیفی  از  فضاله  بن  عبید  بروایت  بیهقی  دارد  و  شاهد  دیگری  دارد که  موقوف  است  بر  عبدالله  بن  سلام  بروایت  بخاری‌  الرهن: گرو  و  رهینه

رهن  در  لغت  بمعنی  ثبوت  و  دوام  و  حبس‌،  اطلاق  می‌شود.  نعمه  راهبه  یعنی  نعمت  ثابت  و  دائم  است  و  كل نفس بما كسبت رهينة    مدثر٣٨  [هرنفسی  و  جانی  در  گروو  حبس  عمل  وكسب  خویش  است  دررستاخیز]‌".  و  رهن  درشرع  عبارت  است  از  در  رهن  و  وثیقه  قراردادن  چیزی‌كه  دارای  قیمت  و  بها  است  و  ارزش  مالی  دارد.  از  نظر  شرع  بعنوان  وثیقه  قرض  و  بدهی  بگونه‌ای‌كه  بازپرداخت  آن  وام  و  بدهی  را  ممكن  سازد  یا  بازپرداخت  آن  بدهی  ازخود  آن  چیزبه  وثیقه  نهاده  شده‌گرفته  شود  یا  از  بعضی  آن  ممكن  باشد.

پس  هرگاه‌كسی  از  دیگری  تقاضای  وامی  و  قرضی‌كرد،  و  حاضر  شد  ملكی  یا  حیوانی  را  در  برابر  این  بدهی‌،  درگرو  او  قرار  دهد،  و  در  اختیار  او  بگذارد  تا  اینكه  بدهیش  را  می‌پردازد،  آن  را  از  نظر  شرع  و  فقه  “‌رهن‌”  می‌نامند.  و  صاحب  آن‌كالای  بوثیقه  نهاده  شده  را  “‌راهن‌”‌ گرو  دهنده  می‌نامند.  و  صاحب  وام  و  قرض  دهنده  راكه  وثیقه  را  در  اختیارگرفته  و  حبس  كرده  است‌،  در  برابر  بدهی  خویش‌،  “‌مرتهن‌”  می‌نامند  و  خود  آن  چیزی‌كه  برهن‌ گذاشته  شده  است  نیز  “‌رهن‌”  نامیده  می‌شود.

دلیل  شرعی  جواز  رهن
رهن  گرفتن  و  برهن  گذاشتن‌،  جایز  است‌،  بدلیل  قرآن  و  سنت  نبوی  و  اجماع  علما.  در  قرآن  آمده