ن ‌كردكه  هرگاه  خداوند  در روزي  او گسترش  و  وسعت  پديد  آورد  و او را  از فضل  خويش  بي‌نياز كند  حق  هر ذي  حق  را  بدهد،  چون  خدا  روزي  و  رزق  او  را  بسط  و گسترش  داد  و  ثروت  و  مال  او  را  فراوان ‌گردانيد،  اين  عهد  را  بهم  زد  و پشيمان  شد  و بربندگان  خدا  بخل  ورزيد  و خداوند  در حق  او  چنين  فرمود: " ومنهم من عاهد الله لئن آتانا من فضله لنصدقن ولنكونن من الصالحين - فلما آتاهم من فضله بخلوا من وتولوا وهم معرضون - فأعقبهم نفاقا في قلوبهم إلى يوم يلقونه بما أخلفوا الله ما وعدوه وبما كانوا يكذبون 

 توبه77-75  [‌از  آنها كساني  هستند،‌كه  با  خدا  پيمان  بسته‌اند،‌كه  اگر  خداوند  ما  را  از  فضل  خود  روزي‌كند،  قطعاً  صدقه  خواهيم  داد  و  از  شاكران  خواهيم  بود،  امّا  هنگامي‌كه  خداوند  از فضل  و  نعمت  خود،  به  آنها  بخشيد،  بخل  ورزيدند  و  سرپيچي‌ كردند  و  روي‌گردان  شدند.  اين  عمل  (‌روح‌)  نفاق  را  در  دلهايشان‌،  تا  روزي ‌كه  خدا  را  ملاقات‌كنند،  برقرار  ساخت‌،  اين  بخاطر  آنست‌كه  از  پيمان  الهي  تخلف  جستند  و  دروغ‌گفتند  و  خلاف  وعده  خويش  عمل‌كردند]"‌.

چون  مرگ  عبدالله  بن  عمر فرا  رسيد گفت‌:  “‌براستي  مردي  از  قريش  دخترم  را  خواستگاري  كرده  بود  و  من  وعد  گونه‌اي  بوي  داده  بودم‌،  بخداي  دوست  ندارم  با  يك  سوم  نفاق  -‌خلف  وعده  -‌خداي  را  ملاقات‌كنم‌،  شما  را گواه  مي‌گيرم‌،‌كه  من  دخترم  را  بازدواج  وي  درآوردم‌“‌.

عبدالله  اشاره  بحديث  زير مي‌كند كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   مي‌فرمايد:" ثلاث من كان فيه فهو منافق، وإن صام وصلى وزعم أنه مسلم: من إذا حدث كذب، وإذا وعد أخلف وإذا اؤتمن خان   [سه  خصلت  و  خوي  هست‌كه  در  هركس  جمع  شوند  او  منافق  است  اگر چه  روزه  بگيرد  و  نماز  بخواند  و  بگويد كه  مسلمان  است‌:‌كسي‌كه  هرگاه  سخن‌ گفت مرتكب  دروغ  شود  و  هرگاه  وعده  داد،  خلف  وعده‌ كند  و  هرگاه  امين  دانسته  شد،  در  امانت  خيانت‌كند]"‌.  حديث  را  بخاري  روايت‌كرده  است‌.  خداوند  در  بد  شمردن  و شناعت  خلاف  وعده  و  بهم  زدن  عهد  و  پيمان  مي‌فرمايد: " وأوفوا بعهد الله إذا عاهدتم ولا تنقضوا الايمان بعد توكيدها وقد جعلتم الله عليكم كفيلا إن الله يعلم ما تفعلون - ولا تكونوا كالتي نقضت غزلها من بعد قوة أنكاثا تتخذون أيمانكم دخلا بينكم أن تكون أمة هي أربى من أمة - إنما يبلوكم الله به وليبينن لكم يوم القيامة ما كنتم فيه تختلفون   نحل  ٩٣-٩٢  [هنگامي‌كه  با  خدا  عهد  بستيد،  به  عهد  او  وفا  كنيد  و  سوگندهاي  موكد  خويش  را  بعد  از اينكه  تاكيدكرديد  روي  آنها،  آنها  را نشكنيد  در  حالي ‌كه  خدا  را كفيل  و  ضامن  و  حاضر  بر  آنها  قرار  داده‌ايد،  خداوند  از  آنچه  انجام  مي‌دهيد  آگاه  است‌.  همانند  و مثل  آن  زن  سبك  مغز  مباشيد كه  پشمهاي  تابيده  خود  را  پس  از  آنكه  مستحكم  مي‌تابيد،  باز  مي‌كرد  و  وا مي‌تابيد.  آنچنان  مباشيد كه  سوگند  و  پيمان  خود  را  وسيله  خيانت  و  فساد  قرار  دهيد،  بخاطر  اينكه گروهي  جمعيتشان  ازگروه  ديگر  بيشتر  است  (‌كه  كثرت  دشمن  را  بهانه‌اي  براي شكست  بيعت  با  پيامبر صلي الله عليه و سلم   مي‌شمردند  -‌يعني  شما  نيز بهانه  جوئي  مكنيد  براي  نقض  عهد  و  پيمان‌)  -‌خداوند  مي‌خواهد  با  اين  وسيله  شما  را  آزمايش‌كند  و  روز  قيامت  و  رستاخيز آنچه  را كه  درآن  اختلاف  داشتيد،  براي  شما  روشن  مي‌سازد]‌".   

شرايط  عهد  و  پيمان
عهد  و  پيماني‌كه  احترام  بدان  واجب  و وفاي  بدانها  لازم  است‌،  بايد  شرايط  زير را  داشته  باشد.
1-‌نبايد  آن  عهد  و  پيمان  با  حكمي  از  احكام  شرع  اسلام كه  مورد  اتفاق  همه  است‌،  مخالفت  داشته  باشد.  پيامبر صلي الله عليه و سلم   مي‌فرمايد:"  كل شرط ليس في كتاب الله فهو باطل وان كان مائة شرط  [هر  شرطي‌كه  مخالف  باكتاب  خدا  و  حكم  او  باشد  و  در  كتاب  خدا  نباشد  باطل  است  اگرچه  يكصد  بار  هم  شرط  شده  باشد]‌"‌.
٢-‌بايد  عهد  و  پيمان  از روي  رضا  و اختيار صورت ‌گرفته  باشد،  چون  اكراه  و  اجبار  اراده  را  سلب  مي‌كند  و  عقدي ‌كه  شرط  حريت  و  اختيار  و  آزادي  در  آن  نباشد  احترامي  ندارد.  
 ٣-  بايد  عقد  و  پيمان‌ كاملا  واضح  و  آشكار  باشد  و  بدون  اشكال  و  پيچيدگي  باشد،  تا  بهنگام  تطبيق‌،  احتياج  بتاويل  نداشته  و  اختلاف  ايجاد  نكند.

بهم  زدن  عهود  و  پيمانها  
عهود  و  پيمانها  بهم  زده  نمي‌شوند  مگردر  يكي  ازحالات  زير:
1-‌وقتي  موقت  بوقتي  باشند،‌كه  آن  وقت  پايان  پذيرد  يا  محدود  بظروف  معيني  باشندكه  آن  مقتضيات  و  ظروف‌،  پايان  يافته  باشند.
ابوداود  و  ترمذي  از  عمر  بن  عنبسه  روايت  كرده  است  كه  گفت‌:  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   شنيدم  مي‌گفت‌:" من كان بينه وبين قوم عهد، فلا يجلن عهدا، ولا يشدنه، حتى يمضي أمده، أو ينبذ إليهم على سواء    [‌هر كس  با  قومي  وگروهي  عهدي  و  پيماني  داشته  باشد  آن  را  بهم  نزند  و استحكام  نبخشد  تا  اينكه  مدت  آن  را  بپايان  مي‌برد  يا  عهد  و  پيمان  را  بسوي  آنان  مي‌اندازد  و  ابطال  آن  را  بدانان  اعلام  مي‌كند]"‌.  قرآن  مي‌گويد:
" إلا الذين عاهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئا ولم يظاهروا عليكم أحدا فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم إن الله يحب المتقين  توبه4  [مگر كساني  از مشركين ‌كه  با  آنها  عهد  بسته‌ايد  و  چيزي  از آن  فرو گذار نكرده‌اند  و  احدي  را  برضد  شما  تقويت  ننموده‌اند  و پيمان  خود  را  بهم  نزده‌اند،  پيمان  آنان  را  تا  پايان  مدتشان  محترم  بشماريد  زيرا  خداوند  پرهيزكاران  و  متقيان  را  دوست  مي‌دارد]"‌.
٢-‌وقتي ‌كه  دشمن  در  عهد  و  پيمان  اخلال‌ كند.  خدا  مي‌فرمايد:" فما استقاموا لكم فاستقيموا لهم إن الله يحب المتقين  توبه 7  [‌تا  هر  زمان  آنان  بر  عهد  و  پيمان  استقامت داشتند  شما  نيز  استقامت  داشته  باشيد،  براستي  خدا  متقيان  را  دوست  مي‌دارد]"‌." وإن نكثوا أيمانهم من بعد عهدهم وطعنوا في دينكم فقاتلوا أئمة الكفر إنهم لا أيمان لهم لعلهم ينتهون. ألا تقاتلون قوما نكثوا أيمانهم وهموا بإخراج الرسول وهم بدأوكم أول مرة أتخشونهم فالله أحق أن تخشوه إن كنتم مؤمنين  توبه14-13  [و  اگر پيمانهاي  خود  را  پس  از  عهد  خويش  بشكنند  و آيين  شما  را  مورد  طعن  قرار دهند  با  پيشوايان ‌كفر پيكار كنيد،  چرا كه  آنها  پيماني  ندارند،  شايد  دست  بردارند.  آيا  با گروهي‌كه  پيمانهاي  خود  را  شكستند  و  تصميم  به  اخراج  پيامبر گرفتند،  پيكار  نمي‌كنيد؟  در  حاليكه  آنها  نخستين  بار  پيكار  با  شما  را  آغاز كردند.  آيا  از آنها  مي‌ترسيد؟  با  اينكه  خداوند  سزاوارتر  است‌ كه  از  او  بترسيد  اگر  مومن  هستيد]"‌.
٣-  وقتي  كه  نشانه‌هاي  غدر  و  دلايل  خيانت‌،  از  آنان  ظاهر  شد:"   وإما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم على سواء إن الله لا يحب الخائنين انفال 58 [و  هرگاه  با  ظهور  ن