  مگر  يکي  از  دوکار  نيکو که  هرکدام  بهترين‌  عاقبت  را  دارد:  پيروزي  يا  شهادت‌...]"‌.  بايد  دانست‌که  کشته  شدن  در  راه  خدا  مرگ  ابدي  نيست  بلکه  انتقال  است  به چيزي‌که  بهتر  و  برتر و  باقي‌تر  و  جاويدان‌تر است  و  براستي  فناي  در  راه  خدا  عين  بقاء  و جاويدانگي  است‌." ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون - فرحين بما آتاهم الله من فضله ويستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ألا خوف عليهم ولا هم يحزنون - يستبشرون بنعمة من الله وفضل وأن الله لا يضيع أجر المؤمنين  آل عمران 171-169  [‌قبلا  ترجمه‌اش‌گذشت  در  همين  بخش‌]‌".  خداوند  هميشه  با  مجاهدان  است  و  آنان  را  تنها  نمي‌گذارد:" إذ يوحي ربك إلى الملائكة أني معكم فثبتوا الذين آمنوا سألقي في قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق واضربوا منهم كل بنان    [‌به  خاطر  بياور  هنگامي  راکه  پروردگارت  به  فرشتگان  وحي‌کرد که  من  با  شما  هستم‌کساني  راکه  ايمان  آورده‌اند  ثابت  قدم  بداريد،  بزودي  در  دلهاي‌کافران  ترس  و  وحشت  مي‌افکنم  ضربه‌ها  را  بر  بالاتر  از گردن  (‌بر  سرهاي  دشمنان  فرود  آريد  و  دست  و  پاي  آنها  را  ازکار  بيندازيد]"‌.  سپس  خداوند  بر  اين  کارشان  وعده  ثواب  و  پاداش  دنيا  و  حسن  ثواب  آخرت  مي‌دهد:" يأيها الذين آمنوا هل أدلكم على تجارة تنجيكم من عذاب أليم - تؤمنون بالله ورسوله وتجاهدون في سبيل الله بأموالكم وأنفسكم، ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون - يغفر لكم ذنوبكم ويدخلكم جنات تجرى من تحتها الانهار ومساكن طيبة في جنات عدن ذلك الفوز العظيم - وأخرى تحبونها نصر من الله وفتح قريب وبشر المؤمنين    [اي  مومنان  آيا  مي‌خواهيد  شما  را  به  تجارتي  و  معامله‌اي  راهنمائي‌کنم‌که  شما  را  از  عذاب  دردناک  جهنم  نجات  دهد؟  آنست‌که بطور  يقيني  و  بدون  شک  بخدا  و  رسول  او  ايمان  بياوريد  و  با  جان  و  مال‌تان  در  راه خدا  جهاد  کنيد  اين  معامله  برايتان  بهتر  است  اگر  از  اهل  علم  باشيد  و  بدانيدکه  نجات  قيامت  بهتر  است‌.  اگر  چنين  کنيد  خداوند  گناهان  شما  را  بيامرزد  و  شما  را  داخل  در  بهشتهائي  مي‌کند  که  در  زير  درختان  آن  رودها  روان  است  و  در  بهشت جاويدان  منازل  و  مساکن  نيکوئي  بشما  خواهد  داد  و  اين  پيروزي  بزرگي  است  و  پاداش  ديگري‌که  بشما  مي‌دهد  آنست‌که  بدان  بسيار  علاقمند  هستيد  وآن  عبارت  است  از پيروزي ‌که  خدا  بشما  مي‌دهد  و فتح  مکه  فتح  نزديکي‌که  نصيبتان  مي‌شود  و  اي  محمد  مومنان  را  بدان  بشارت  دهيد]"‌.

و  بدين منوال  قرآن‌کريم  مسلمانان  پيشين  را  تربيت‌کرد  و  در روحيه  ايشان  آنچنان  ايمان  و يقيني  پديد  آورد که  حق  و باطل  را  ازهم  جدا  ساخت  و آنان  را  به  پيروزي  و  فتح  و  استقرار  در  زمين  رساند." يأيها الذين آمنوا إن تنصروا الله ينصركم ويثبت أقدامكم    [اي  مومنان  اگر  خدا  را  ياري ‌کنيد  و  اوامر  او  را  اطاعت‌کنيد  و  در  راه  او  بجنگ  پردازيد،  شما  را  پيروز مي‌گرداند  و  قدمهاي  شما  را  ثابت  و  استوار مي سازد]"‌. " وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قلبهم، وليمكنن لهم دينهم إلى ارتضى لهم وليبد لنهم من بعد خوفهم أمنا يعبدونني لا يشركون بي شيئا و من ‌کفر بعد  ذلک  فاُ‌ولئک  هم  الفاسقون  نور  ٥٥  [خداوند  به  کساني  از  شما  که  ايمان  آورده‌اند  و  اعمال  صالح  انجام  داده‌اند  وعده  مي‌دهد  که  آنها  را  قطعاً  خليفه  روي  زمين  خواهدکرد،  همانگونه‌که  پيشينيان  را  خلافت  روي  زمين  بخشيد  و  دين  و آييني  را که  براي  آنها  پسنديد  پابرجا  و ريشه‌دار خواهد  ساخت  و خوف  و ترس  آنها  را  به  امنيت  و آرامش  مبدل  مي‌کند،  آنچنانکه  تنها  مرا  مي‌پرستند  و  چيزي  را  براي  من  شريک  نخواهند  ساخت  و کساني‌که  بعد  از  آن‌ کافر  شوند  فاسقند]"‌.  مقاومت  و  پايداري  در  برابر  هجوم  دشمن  واجب  است  

ثبات  و  مقاومت  و  ايستادگي  در  برابر  دشمن  واجب  مي‌باشد  و  فرار  حرام  است " يأيها الذين آمنوا إذا لقيتم فئة فاثبتوا واذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون  انفال  ١٦  [‌در  همين  بخش  ترجمه  آن‌گذشت‌]‌".
" يأيها الذين آمنوا إذا لقيتم الذين كفروا زحفا فلا تولوهم الادبار - ومن يولهم يومئذ دبره إلا متحرفا لقتال أو متحيزا إلى فئة فقد باء بغضب من الله ومأواه جهنم وبئس المصير    انفال  ١٦15  [درهمين  بخش  تفسيرشد]"‌.
اين  آيات  ثبات  و  مقاومت  و  ايستادگي  در  برابر  دشمن  را  واجب  مي‌سازند  و  فرار  را  حرام  مي‌گردانند  مگر  در  دو  حالت‌که  برگشتن  از  برابر  دشمن  جايز  است‌.
حالت  او‌ل‌:  بشرطي  از  برابر  دشمن  بگريزد که  او  را  فريب  دهد  و  بخواهد  جبهه  خويش  را  عوض‌کند  برحسب  شرايط  و  مقتضيات  حال  مثلا  مي‌تواند  از  يک  محل  تنگ  و  سخت  بجاي  ديگري‌که  شرايط  مناسبتر دارد  نقل  مکان‌کند  يا  از  محلي‌که استتار  و  پوشش  ندارد  بمحل  ديگري ‌که  پوشش  دارد  نقل  مکان‌کند  يا  از محل  پست  و  پايين  بجاي  بالاتر  و  بلندتري  نقل  مکان‌کند  بشرط  اينکه  در  ميدان  جنگ  و  پيکار اين  نقل  بمصلحت  او  باشد.  
حالت  دو‌م‌:  بشرطي  فرارکند  که  به  گروهي  ديگر  از  مسلمانان  بپيوندد  يا  از  آنان  کمک  بطلبد  خواه  اين‌گروهي‌که  بآنان  مي‌پيوندد  يا استمداد  مي‌کند  نزديک  باشند  يا  دور.  سعيد  بن  منصور گويد که  عمر  خطاب‌گفت‌:  ابوعبيده  -‌که  در  عراق  مي‌جنگيد  اگر  بسوي  من  مي‌آمد  من  براي  ا  و  “‌فئه‌”  مي‌شدم  يعني  آمدنش  به  نزديک  من  فرار محسوب  نمي‌شد  -‌،  در  حاليکه  ابوعبيده  درعراق  بود  و  عمر  خطاب  درمدينه‌.  و  باز هم‌گفت‌:  که  من  براي  هر  مسلماني  “‌فئه‌”  هستم  يعني  در  هر  ميداني  مسلمانان شکست  بخورند  و  بسوي  من  بيايند  وکمک  طلبند  فرارنيست  -‌ابن  عمر روايت‌ کرده است‌که  آنان  به  پيامبر صلي الله عليه و سلم    روي  آوردند  چون  او  از  خانه‌اش  پيش  ازنماز  صبح  بيرون  آمد  و  حال  آنکه  آنان  از  دشمن  فرار کرده  بودند  همگي‌گفتند:  ما  فراريان  هستيم  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" بل أنتم العكارون  ، أنافئة كل مسلم    [نخير  بلکه  شماکساني  هستيدکه  جبهه  خويش  را  عوض‌کرده‌ايد  و  براي  استمداد  به  نزد  من  آمده‌ايد  و  من  “‌فئه‌”  هر  مسلماني  هستم  هر  مسلماني  براي  استمداد  و  تقويت  پيش  من  آيد،  فرار  محسوب  نمي  شود  ]‌’‌’‌.

در  اين  دو  حالت  که  بيان  شد  جنگجو  مي‌تواند  از  برابر  دشمن  بگريزد  چون  اين  فرار  ظاهري  در  پيش‌گرفتن  راه  مناسبتري  است‌،  براي  مبارزه  با  دشمن و  تاکتيک  محسوب  مي‌شود.  در  غير  اين  دو  حالت  فرار  از  برابر  دشمن ‌گناه ‌کبيره  است  و  موجب  عذاب  بزرگ  الهي  است‌،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    مي‌فرمايد:" اجتنبوا السبع الموبقات   " قالوا: وما هن يا رسول الله؟.قال: " الشرك بالله، والسحر، وق