طلاع داشته باشند، چون پيش آمده است‌كه براي كارهاي خيلي ساده‌تر از اين‌، همديگر را انكار كرده‌اند.

مباح بودن حرير براي زنان و براي مردان بوقت عذر و اندكي از آن 
اين بود حكم ديبا و حريربراي مردان ولي براي زنان پوشيدن وگستردن حرير و ديبا حلال است و بهنگام عذر براي مردان نيزحلال است و قسمت اندك از آن نيز اشكال ندارد.
1-‌از علي آمده است‌كه جامه‌اي حريري برنگ و نقش پلنگ به پيامبر صلي الله عليه و سلم  هديه شده بود، آن را براي من فرستاد و من آن را پوشيدم و هنگامي‌كه مرا ديد غضب و آثار خشم در چهره وي ديدم‌، فرمود من آن را برايت نفرستادم‌ كه بپوشي‌، بلكه برايت فرستادم تا آن را بين زنان تقسيم ‌كني و از آن روسري بسازند.
٢- بروايت انس چون بدن عبدالرحمن بن عوف و زبير، خارش داشت‌، پيامبر صلي الله عليه و سلم بدانان رخصت داد تا جامه حريري بپوشند.
در كتاب الحجة البالغة آمده است‌، چون در هنگام عذر مقصود از آن رفاه و اشرافيگري نيست‌، بلكه براي مداوا و شفا است‌.
٣-‌بروايت عمرخطاب پيامبر صلي الله عليه و سلم  از پوشيدن جامه حريري و پوشيدن حرير نهي كرد، مگر باندازه دو انگشت يا سه انگشت يا چهار انگشت‌. در الحجه البالغه آمده است ‌كه درآنصورت اسم لباس برآن اطلاق نمي‌شود و شايد براي نيازي باشد. 

حرير مخلوط با غيبر خود 
آنچه‌كه تا بحال در‌باره حرير و ديبا گفته شد، مربوط بحرير خالص بود و اما حرير مخلوط اگر بيشترش حرير باشد بنزد شافعيه جامه آن حرام است‌، و اگر نيمه ياكمتر از آن‌، حرير بود، حرام نيست‌. چون اكثريت حكم‌ كل را دارد. نووي‌ گفته است‌، لباس مختلط از حرير و غيرآن‌، حرام نيست مگر اينكه وزن حرير بيشتر باشد.

براي ‌كودكان پوشيدن حرير جايز است 
براي اولياي كودكان حرام است ‌كه جامه و لباس‌كودكان پسر را از حرير بسازند چون اكثر فقهاء ازآن نهي‌كرده‌اند و شافعيه آن را جايز مي‌دانند.
نووي‌گفت‌: ياران ما لباس ‌كودكان را در روز عيد اگر از حرير باشد روا دانسته‌اند چون تكليفي بر آنان نيست و درباره اينكه آيا ساير فصول و ايام سال مي‌توانند بپوشند سه وجهه هست جواز و حرمت و حرمت بعد ازسن تمييز.

انگشتري طلا و نقره براي مردان 
 بمذهب جمهور علما انگشتري طلا براي مردان حرام است نه براي زنان و بدين حديث استدلال كرده‌اند: 
1-‌براء بن عازب‌ گفت پيامبر صلي الله عليه و سلم  ما را به هفت چيز دستور مي‌داد وازهفت چيز نهي مي‌كرد: ما را به تشييع جنازه و عيادت بيمار و اجابت دعوت بمهماني و ياري مظلوم و وفاي بقسم و جواب سلام دادن‌، دستور مي‌داد و درروايت ديگري افشاء سلام و جواب عطسه‌ كننده نيز آمده است و از استعمال ظروف نقره‌اي و انگشتر طلا و لباس حرير و ديبا و لباس ‌كتان مخلوط با حريرو استبرق -‌ ديباي ضخيم و چادر و روپوش حريري زين‌، نهي‌كرد. 
٢-‌بروايت عبدالله بن عمر پيامبر صلي الله عليه و سلم  انگشتري طلا يا نقره‌اي داشته است‌ كه در نگين آن محمد رسول الله ‌كنده بودند و نگينش درطرف‌كف دست او قرار داشت چون پيامبر صلي الله عليه و سلم  ديدكه مردم از طلا انگشتري مي‌سازند، آن را دور انداخت و گفت‌: هرگز آن را بدستم نمي‌كنم سپس يك انگشتري ازنقره ساخت و مردم نيز چنين كردند سپس آن انگشتري را بعد از پيامبر صلي الله عليه و سلم  ابوبكر و بعد از او عمر و بعد از او عثمان در دست‌كردند تا اينكه از دست عثمان در چاه “‌اريس‌” در نزد مسجد قباء افتاد . 
٣- پيامبر صلي الله عليه و سلم  در دست يك مردي يك انگشتري طلا ديد، آن را از دست او درآورد ودور انداخت وگفت يكي ازشما گل آتش دوزخ را مي‌بيند و آنگاه آن را در دست خود قرار مي‌دهد!!.
پس از اينكه پيامبر صلي الله عليه و سلم  رفت بدان مرد گفتند انگشتريت را بردار و ازآن سود ببر گفت نخير بخداي سوگند چيزي راكه پيامبر صلي الله عليه و سلم  دور انداخته است هرگز برنمي‌دارم‌. 
 ٤-‌بروايت ابوموسي اشعري پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" أحل الذهب والحرير للاناث من أمتي وحرم على ذكورها  [استعمال طلا و حرير براي زنان امت من حلال شده و برمردان حرام گرديده است ]"‌.
محدثون ‌گفته‌اند اين حديث قوي نيست‌، چون در سند آن سعيد بن ابي هند وجود دارد و او ابوموسي اشعري را نديده و از او نشنيده است‌.
٥- مسلم و ديگران از علي نقل كرده‌اند كه ‌گفت‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم  مرا از پوشيدن انگشتري طلا و لباس‌ كتان مخلوط با حرير و از قرائت آيات قرآن درركوع وسجود و از پوشيدن جامه قرمز زعفراني نهي‌كرده است -‌جمهور صحابه و تابعين و فقها پوشيدن لباس قرمز را جايز دانسته‌اند امام احمد آن را مكروه دانسته است اين بود دلايل جمهور براي تحريم استعمال انگشتري طلا براي مردان و نووي ‌گفته است اگر بعضي از آن طلا باشد و بعضي نقره باز هم حرام است‌. و گروهي از علما انگشتري طلا را براي مردان مكروه به‌كراهت تنزيهي دانسته‌اند.

جماعتي از ياران پيامبر صلي الله عليه و سلم  از جمله سعد بن ابي وقاص و طلحه بن عبيدالله و صهيب و حذيفه و جابر بن سمره و براء بن عازب انگشتري طلا داشته‌اند شايد گمان ‌كرده‌اند كه اين نهي براي‌ كراهت تنزيهي است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌ابوحنیفه  و  ابن  الماحشون  مالكی  و  بعضی  از  شافعیه گستردن  حریر  و  نشستن  بر  آن  را  جایز  می‌دانند  و  نهی  را  متوجه  پوشیدن  می‌دانند  و  این  مخالف  احادیث  صحیح  است‌دعا و ذکری ‌که  در  رکوع گفته  می شود:  

گفتن‌:’‌’ (سبحان ربي العظيم)،  منزه  است  پروردگار  بزرگوارم‌“  مستحب  است‌.  از  عقبه  بن  عامر روایت  شده ‌که  چون  آیه‌:" (فسبح باسم ربك العظيم) نازل  شد،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  به  ما  گفت‌:" (اجعلوها في ركوعكم  [‌آن  را  در رکوعتان  بگوئید]"‌.  احمد  و ابوداود  و دیگران  با اسناد  جید  آن  را  روایت‌کرده‌اند.  و  از  حذیفه  نقل  است ‌که ‌گفته  است‌:  با  پیامبر صلی الله علیه و سلم 

نماز  می‌گزاردم ‌که  در رکوع  می‌گفت‌:’‌’ ‌(سبحان ربي العظيم) "مسلم  و  اصحاب  سنن  آن  را  روایت‌ کرده‌اند.  و  اما  لفظ ’‌’ ‌(سبحان ربي العظيم وبحمده) ‌’‌’  از  چند  طریق  روایت  شده ‌که  همه ‌“‌ضعیف‌‌“  هستند.  شوکانی‌ گفته  است‌:  ولی  این  روایتها  همدیگر  را  نیرو می‌بخشند.  نمازگزار  می‌تواند  تنها  به  تسبیح  اکتفا کند  یا  اذکار  زیر را  بدان  بیفزاید:

  1-  از  علی  بن  ابی‌طالب  نقل  است‌ که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  رکوع  می‌گفت‌:’‌’ (أللهم لك ركعت، وبك آمنت، ولك أسلمت، وأنت ربي خشع سمعي وبصري ومخي وعظمي وعصبي وما استقلت به قدمي لله رب العالمين) [خداوندا  برای  تو  به  رکوع  رفتم‌،  به  تو  ایمان  آوردم‌،  و  خود  را  به  تو  تسلیم‌ کردم‌،  تو ‌پروردگار  منی‌،  گوش  و  دیده  و  مغز  و  استخوان  و  پی  و آنچه  بر قدمهایـم  بار  است‌،  همه  و  همه  تسلیم  الله  پروردگار  جهانیان  است‌]"‌.  احمد  و  مسلم  و  