  ذلت  و  خواري  و  انحلال  و  فناء  و  از  هم  گسيختگي  مي‌دهد،  و  اسلام  ازسستي  و ضعف  و  دعوت  به  صلح  و  سازش  تا  زماني  که  امت  بهدفهاي  خود  نرسيده  و  هدفهاي  خويش  را  تحقق  نبخشيده  است‌،  نهي  مي‌فرمايد  و  صلح  و  سازش  دراينگونه  موارد  را  بيمعني  و  ترس قلمداد  مي‌کند  و  آن  را  رضايت  به  زندگي  پست  مي‌داند.  در  اين  باره  خداوند  مي‌گويد:

" فلاتهنوا وتدعوا إلى السلم وأنتم الاعلون والله معكم ولن يتركم أعمالكم    [هرگز  سست  نشويد  و  دشمنان  را  به  صلح  (‌ذلت  بار)  دعوت  نکنيد  درحالي‌که  شما  برتريد و  خداوند  با  شما  است  و  چيزي  از  ثواب  اعمالتان  را  هرگزکم  نمي‌کند]"‌.

يعني  وقتي‌که  نشانه‌هاي  پيروزي  و  برتري  شما  در  جنگ  آشکار  شد،  چگونه  با  پيشنهاد  صلح‌که  مفهومش  عقب  نشيني  وشکست  است‌،  پيروزيهاي  خود  را  عقيم  مي‌گذاريد؟  

شما  اي  مومنان‌که  از  نظر  عقيده  و  عبادت  و  اخلاق  و  ادب  و  دانش  و  عمل  از  دشمن  برترهستيد  چگونه  ازخود  سستي  نشان  مي‌دهيد  و  بصلح  دعوت  مي‌کنيد.  صلح  و  سازش  در  اسلام  همواره  وقتي  صورت  مي‌گيردکه  از  روي  قدرت  و  قوت  باشد.  ولذا  خداوند  صلح  وسازش  را  بطورمطلق  نپذيرفته  است‌،  بلکه  آن  را  مشروط  کرده  است  باينکه  دشمن  دست  از  عدوان  و  تجاوز خود  بردارد  و ظلمي  و  ستمي  در  روي  زمين  نماند  و کسي  بخاطر  دينش  مورد  فتنه  و آزار  قرار نگيرد  و کسي  مانع‌ ما  تبليغ  دين  حق  نشود،  هرگاه  يکي  از  اين  اسباب  موجود  باشد،  خداوند  اجازه  جنگيدن  مي‌دهد  و  در  چنين  جنگي  است‌،‌که  جانها  فدا  مي‌شوند و کوچک  شمرده  مي‌شوند  و  زندگي  و  ارواح  قرباني  مي‌گردند.  براستي  ديني  از  اديان  يافت  نمي‌شود  که  صاحبانش  را  به  خوض  در گرداب  جنگ‌ها  و  تحمل  سختيهاهاي  آن  سوق  دهد  و  آنان  را  درراه  خدا  و  حق  و  حقيقت  و در راه  مستضعفان  و  بخاطر  زندگي  شرافتمندانه  بميدانهاي  جنگ  بکشاند،  بغير  از  دين  اسلام  و  تنها  دين  اسلام  است‌،‌که  از  پيروان  خود  چنين  توقعي  دارد،‌کسي‌که  آيات  قرآني  و  سيره  عملي  پيامبر صلي الله عليه و سلم    و  خلفاي  راشدين  وي  را  بعد  از  او  مورد  بررسي  قرار  دهد،  بوضوح  و  آشکارا  بدينمطلب  پي  مي‌برد.  خداوند  سبحان  اين  امت  را  براي  بذل  آخرين  توانهاي  خويش  دعوت  مي‌کند،  و  مي‌فرمايد:" وجاهدوا في الله حق جهاده    [‌در  راه  خدا  آنگونه  که  شايسته  و  حق  جهاد  او  است  جهادکنيد]‌’‌’‌.  و  بيان  داشته  است  که  اين  جهاد  شايسته‌،  عبارت  است  از  ايمان  عملي‌که  دين  بدون  آن  بکمال  نمي‌رسد  و  مي‌فرمايد:"  أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا آمنا وهم لا يفتنون - ولقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا وليعلمن الكاذبين    [‌آيا  مردم ‌گمان ‌کرده‌اند  که  به  حال  خود  رها  مي‌شوند  و  همينکه گفتند  ايمان  آورديم  و  عملي  انجام  نداده  باشند،‌کافي  است‌،  در  حاليکه  هنوز  مورد  آزمايش  قرار  نگرفته‌اند  نخير  چنين  نيست‌،  بلکه  بايد  مورد  آزمايش  قرارگيرند.  ما  کساني  راکه  پيش  از آنان  بودند  آزموديم  (‌و  اينها  را  نيزامتحان  مي‌کنيم‌)  بايد  علم  خدا  درمورد کساني ‌که  راست  مي‌گويند  و کساني‌که  دروغ  مي‌گويند  تحقق  يابد]‌".  اين  آيه  توضيح  مي‌دهدکه  اين  امتحان  عملي  و ايمان  عملي  سنت  الهي  است  با  مومنان  و  تنها  راه  پيروزي  و  راه  بهشت‌،  همين  آزمايش  و  امتحان  و  ايمان  عملي  است‌،  و  مي‌فرمايد:" أم حسبتم أن تدخلوا الجنة ولما يأتكم مثل الذين خلوا من قبلكم مستهم البأساء والضراء وزلزلوا حتى يقول الرسول   والذين آمنوا معه متى نصر الله ألا إن نصر الله قريب  بقره  ٢١٤ [‌آياگمان‌کرده‌ايدکه  تنها  با  يافتن  راه  به  بهشت  وارد  مي‌شويد،  پيش  از آنکه  بشما  برسد  آنچه  به  پيشينيان  رسيد:  به  ايشان  رسيد  سخت‌ترين  سختيها  و  زيانمنديها،  از  دشمني‌ کافران  و  تنگدستي  و  بيماري  و  جنگها،  بطوريکه  بر  خود  لرزيدند  و  بدرجه‌اي  از  سختي  رسيدندکه  پيغمبرشان  و کساني‌که  با  وي  ايمان  آورده  بودند،  مي‌گفتند  چه  موقع  ياري  خدا  مي‌رسد،  و  وحي  مي‌آمد که  نترسيد  و  آگاه  باشيدکه  ياري  خدا  نزديک  است‌]"‌.  اسلام  بر  مومنان  واجب‌کرده  است‌،‌که  خود  را  مهيا کنند  و  ابزار  و  وسايل  لازم  را  نيز  تهيه  نمايند،‌که  مي‌فرمايد:" وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة ومن رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعدوكم    انفال  ٦٠٠  [‌و  آماده  سازيد  براي  جهاد  با  دشمنان  خدا  آنچه  بتوانيد  از  نيرو  و  قوت  و  از  بستن  اسب  و نگه‌داري  آن  براي  جهاد  و  آنچه  که  بدان  ماند  از  وسايل  جنگي  روز،  آماده‌کنيد  اين  وسايل  جنگي  و  نيروئي‌که  مي‌توانيد  تا  بوسيله  آنها  دشمنان  خدا  و  دشمنان  خودتان  را  بترسانيد...  ]"‌.

البته  اين  آمادگي  نيرو  و  استعدادات  جنگي‌،  بر  حسب  ظروف  و  مقتضيات  روز  است  و  لفظ  “‌قوه‌”  در  اين  آيه  شامل  همه  وسايلي  است‌که  مي‌تواند  دشمن  را  درهم  شکند  و  در  حديث  صحيح  آمده‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" ألا إن القوة الرمي، ألا إن القوة الرمي، ألا إن القوة الرمي     [مراد  از  “‌قوه‌“  در  آيه  همانا  تيراندازي  است  براستي  جالب است  که  توپ  و  تانگ  و  موشک  و  بمب‌انداز  همه  تيرانداز  هستند]"‌.  از  جمله  اين  آمادگي  احتياط ‌کامل  و  سربازگيري ‌کساني  است‌،‌که  براي  جهاد  قدرت  دارند:" يأيها الذين آمنوا خذوا حذركم فانفروا ثبات أو انفروا جميعا   [‌اي  مومنان  در  برابر  دشمن  احتياط  و  پرهيز کنيد  و  بيدار  و  آماده  باشيد  و  برخيزيد  براي  جهاد  با  دشمنان  بحالت گروههاي  پراکنده ‌که ‌گروهي  پس  ازگروه  ديگر  بجهاد  رويد  و  يا  اينکه  همه  با  هم  با  دشمن  جهادکنيد]‌’‌’‌.  بديهي  است  اين  هوشکاري  و  آمادگي  وقتي  تحقق  مي‌پذيردکه  آمادگي  و  احتياط  لازم  خشکي  و  زميني  و  دريائي  و  هوائي  مراعات  شده  باشد  و  اسلام  دستور  مي دهدکه  در  هر  حال‌،  بايد  با  دشمن  روبرو  شد،  چه  درسختي  و  چه  در  فراخي‌،  در  حال  نشاط  و  در  حال  ناخشنودي  که  مي‌گويد:" انفروا خفافا وثقالا و  جاهدوا  با‌مو‌الکم  و  انفسکم  في  سبيل  الله  ذلکم  خير  لکم ‌ان‌کنتم‌ تعلمو‌ن  [‌به  جهاد  برويد  در  حال  نشاط  و  سبک  باري  و  در  حال  سختي  و  سنگين  باري‌،  پياده  و  سواره‌،  در تندرستي  و  ناخوشي  در  حال  غني  و فقر و جهاد کنيد  به  جان  و  مال‌تان  در  راه  خدا  آن رفتن  به  جهاد  برايتان  بهتر  است  اگر  بدانيدکه  جهاد  بهتر  است  پس  بجهاد  برويد  و سنگيني  و  سستي  نشان  ندهيد]"‌.  اسلام  برقدرت  و  قوت  معنوي  و روحيه  نيرومند،  بيشتر  تکيه  مي‌کند،  تا  بر  قوت  و  قدرت  مادي‌،  لذا  به  تحريک  همتها  و  برانگيختن  عزائم  و  تصميمها  مي‌پردازد  و  مي‌فرمايد:

" فليقاتل في سبيل الله الذين يشرون الحياة الدنيا بالآخرة.
ومن يقاتل في سبيل الله فيقتل أو يغلب ف