مي‌آييد، پس زين و برگ خويش و جامه و لباس خويش را اصلاح‌كنيد، تا اينكه همچون خال‌، زينت مردم باشيد و برجسته و مشخص بنظر مردم آييد، براستي خداوند قباحت و زشتي قول و فعل و شكل را دوست نمي‌دارد]"‌. بروايت ابوالاحوص از پدرش آمده است‌كه‌گفت‌: بحضور پيامبر صلي الله عليه و سلم  رفتم در حاليكه لباس و جامه حقيري داشتم ‌گفت‌: آيا تو مال دنيا داري‌؟ گفتم‌: آري‌.گفت‌: چه نوع مالي‌؟‌گفتم‌: خداوند شتر وگوسفند واسب و برده بمن ارزاني داشته است گفت‌: حالاكه خداوند مالي بتو داده است لازم است كه اثر نعمت و كرامت خداوند بر تو ديده شود. بروايت ابوداود. 

و آراستگي لباس و زينت متعادل و مباح‌، بويژه بهنگام عبادت و در نمازجمعه و نماز عيدها و در مجامع عمومي‌، تاكيد بيشتري دارد. بروايت محمد بن يحيي بن حبان پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" ما على أحدكم إن وجد  أن يتخذ ثوبين ليوم الجمعة سوي ثوبي مهنته  [‌بر شما باكي نيست اگرداشته باشيد، در روز جمعه دو جامه غير از جامه‌هاي كار و عادي بپوشيد، يعني اينكار را بكنيد]"‌.       

لباس حرام 
اما لباس حرام براي مردان عبارت است از پوشيدن حرير و استعمال زيورآلات طلائي و لباس مخصوص زنان‌. و براي زنان نيز حرام است‌كه لباس مخصوص مردان را بپوشند. خلاصه براي هركس جامه و لباس شهرت و تفاخرو اسراف حرام است‌. 

پوشيدن جامه حرير و نشستن برآن 
بموجب مفاهيم صريح احاديث نبوي پوشيدن حرير و نشستن برحرير بنسبت مردان حرام مي‌باشند. اينك احاديثي در اين مورد: 
1-‌بروايت عمر خطاب پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" لا تلبسوا الحرير فإن من لبسه في الدنيا لم يلبسه في الآخرة  [اي مردان حرير مپوشيد زيرا هركس از مردان دردنيا حرير بپوشد در قيامت از پوشيدن جامه حرير محروم خواهد شد]"‌.
٢-‌بروايت عبدالله بن عمرآمده است‌كه عمر خطاب ديدكه جامه حرير استبرق را مي‌فروشند او آن را بحضور پيامبر صلي الله عليه و سلم  آورد وگفت‌:

اي رسول الله آن را بخر و براي عيد و بهنگام آمدن هياتهاي نمايندگي اقوام و اعراب خود را بدان بياراي‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: اين جامه‌ كسي است ‌كه بهره‌اي از آن در دنيا ندارد. يعني ‌كسي ‌كه در دنيا از آن بپوشد در قيامت از آن بهره‌اي ندارد. سپس عمر صبر كرد تا مدتي‌گذشت و بعد ازآن پيامبر صلي الله عليه و سلم  جبه‌اي از ديبا براي او فرستاد و عمر پيش پيامبر صلي الله عليه و سلم  آمد وگفت‌: اي رسول الله تو گفتي اين جامه‌كسي است‌كه اگر در دنيا آن را بپوشد در قيامت ازآن بهره‌اي ندارد، سپس آن را براي من فرستاده‌اي‌؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: آن را برايت نفرستاده‌ام ‌كه بپوشي‌، ليكن برايت فرستاده‌ام‌كه آن را بفروشي و براي نيازهاي خود خرج‌كني‌.

٣- حذيقه يمان‌گفت‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم  ما را نهي‌كرد از اينكه در ظروف طلا و نقره بنوشيم و چيزي بخوريم وهمچنين ما مردان را نهي‌كرد ازپوشيدن جامه حريرو ديبا و نشستن برآنها وگفت‌: اين در دنيا ازآن‌كافران است و در قيامت ازآن ما است‌. بمقتضاي اين احاديث جمهور علماء پوشيدن حرير و نشستن بر آن و گستردن آن را حرام مي‌دانند[1]‌. بلكه مهدي دركتاب “‌البحر”‌ گفته است‌كه اين مطلب مورد اجماع علما است و قاضي از جماعتي ازجمله ابن عليه مباح بودن آن را نقل‌كرده است‌. 

و به احاديث ذيل استدلال كرده‌اند: 
 1-‌بروايت عقبه يك جامه حريري به پيامبر صلي الله عليه و سلم  اهداء شده بودكه آن را پوشيد، سپس درآن نماز خواند و برگشت و به سختي آن را ازتن بيرون آورد و دور انداخت‌، توگوئي از آن بدش آمد و گفت‌:" لا ينبغي هذا للمتقين  [اين نوع جامه براي پرهيزگاران شايسته نيست‌]"‌.
 ٢-‌بروايت مسور بن مخرمه قباهائي براي پيامبر صلي الله عليه و سلم  رسيده بود،‌كه مخرمه و پدرش براي اينكه چيزي از آنها بدانان برسد، نزد پيامبر صلي الله عليه و سلم  رفتند، كه پيامبر صلي الله عليه و سلم  بيرون آمد و قباي حريري زربفتي پوشيده بود، وگفت اي مخرمه اين يكي را براي تو نگه داشتيم و زيبائيهاي آن را به وي نشان مي‌داد، و گفت‌: آيا مخرمه ازآن راضي است‌؟‌. 
٣- بروايت انس پيامبر صلي الله عليه و سلم  يك پالتوي حرير عالي راكه پادشاه روم بوي هديه كرده بود، پوشيد، سپس آن را براي جعفر فرستاد و جعفرآن را پوشيد وبنزد پيامبر صلي الله عليه و سلم  آمدكه پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: آن را بتو نداده‌ام ‌كه بپوشي‌ گفت پس چكارش‌ كنم گفت‌: آن را براي دوست و برادرت نجاشي پادشاه حبشه بفرست‌.
٤- بيش از بيست نفر از ياران پيامبر صلي الله عليه و سلم  از جمله انس و براء بن عازب جامه حريري پوشيده‌اند. 
جمهور علما احاديثي راكه بر تحريم آن دلالت مي‌كنند پاسخ داده وگفته‌اند در حديث عقبه آمده است‌كه" أنه لا ينبغي هذا للمتقين  " پس اگر پوشيدنش براي متقيان مناسب و شايسته نباشد به تحريم سزاوارتر است تا اباحت‌.
و درباره حديث مسور و انس‌ گفته‌اند اينها افعال است وكردار است و افعال در برابر اقوال دال بر تحريم‌، مقاومتي ندارند.     
بعلاوه باتفاق علما در اول پيامبر صلي الله عليه و سلم  جامه حرير مي‌پوشيد، سپس حرام شد و حديث جابر نيز مشعر بدان است‌كه‌گفت‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم  قباي ديبائي راكه بوي هديه شده بود پوشيد، سپس آن را از تن درآورد و براي عمر خطاب فرستاد وگفتند اي رسول الله چه زود آن را از تن درآوردي‌!!گفت جبريل عليه السلام مرا ازآن منع‌كرد و عمر خطاب ‌گريان پيش او آمد وگفت اي رسول الله از چيزي بدت آمد و آن را بمن بخشيدي‌، مرا چه شده است‌؟‌گفت‌: آن را بتو ندادم‌كه بپوشي بلكه بتو داده‌ام ‌كه بفروشي‌كه عمرآن را بدو هزار درهم فروخت‌.

و گفته‌اند در سند حديث انس علي بن زيد بن جدعان وجود دارد، حديث او  حجت نيست و گفته‌اند آنچه اصحاب  پوشيده‌اند، خز بوده نه حرير و خز از پشم و ابريشم يافته مي‌شود و خطابي‌ گفت‌: بنظر مي‌رسدكه آستر آن پوستين‌ كه پيامبر صلي الله عليه و سلم  پوشيد و حاشيه آن از حرير بوده باشد.
راي شوكاني‌: شوكاني‌گفت با توجه به مجموع احاديث دال بر تحريم و جواز، بنظر مي‌رسدكه پوشيدن حرير، براي مردان كراهت داشته باشد و در نيل الاوطار گفته است‌، ممكن است‌كه اين پوشيدن قباي حرير و ديبا از جانب پيامبر صلي الله عليه و سلم  و تقسيم‌كردن آن در بين يارانش و اينكه چيزي درحديث نيست‌ كه اين پوشيدن پيش ازحديث تحريم بوده است يا بعد از آن‌، همگي موجب شوندكه احاديث تحريم را حمل بركراهت‌ كنند و بدينوسيله بهمه ادله عمل شده است و با هم جمع شده‌اند و ازجمله چيزهائي‌كه اين را تقويت مي‌كند، اينست‌كه بيست نفر از اصحاب آن را پوشيده‌اند و بعيد بنظر مي‌رسد كه اصحاب پيامبر صلي الله عليه و سلم  بچيزي اقدام‌كنند، كه در شريعت حرام باشد. و بعيد بنظر مي‌رسدكه ساير اصحاب در برابر آنان سكوت كنند و حال آنكه از تحريم آن 