امبر صلي الله عليه و سلم  دستوركشتن  آنها  را  داده  باشد.  كه  عبارتند  از:  غراب‌،  عقاب‌،  موش‌،  مار،  كژدم‌،  سگ‌گزنده‌،  و  وزغ  =  نوعي  قورباغه‌.  و  هر  جانوري‌كه  ضررداشته  باشد  حكم  اينها  را  دارد  مانند:  زنبورموذي  و  پلنگ  و گربه  و‌حشي  و شير  وامثال  آنها  اين  جانوران ‌كشته  مي‌شوند  اگر چه  حمله  نيز نكرده  باشند.  

حضرت  عايشه‌گفته  است‌:  پيامبر صلي الله عليه و سلم  دستورداد كه  پنج  جانور فاسق  و  تباهكار  را  بكشند  چه  در  سرزمين  حرام  باشد  يا  در  زمين  حل‌:  غراب‌،  عقاب  يا  صقر،‌گژ‌دم‌،  موش  و  سگ‌گزنده‌.  بخاري  و  مسلم  آن  را  روايت‌كرده‌اند.  در  “‌صحيحين‌”  از  حديث  ام  شريك  آمده  است‌:‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  دستور  داد  وزغها  را  بكشند  و آنها  را  فاسقك  ناميد”‌.  پس  هر  وقت  اين  جانوران‌كشته  شوند  دركشتن  آنها  ضمانتي  وجود  ندارد.  و همچنين‌كشتن  درندگان  ديگر و  حشرات  اگر چه  اهلي  نيز  شده  باشند  و  دراين  سخن  اجماع  علما  وجود  دارد.

مگر گربه‌كه  قتل  آن  موجب  پرداخت  قيمت  مي‌شود  مگر  اينكه  ازحد  خود  تجاوزكرده  باشدكه  درآن  صورت  ضمانت  برآن  نيست‌.  مرغ  شانه  بسر-  (‌هدهد)  و  مورچه  و  زنبورعسل  و  پرستو  و  صردكه  نوعي‌گنجشك  است  و  قورباغه  غير از وزغ اينها  و  امثال  اينهاكه  ضرري  ندارد  نبايدكشته  شوند.  نسائي  از  ابن  عمر روايت  كرده  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" من إنسان يقتل عصفورا، فما فوقها بغير حقها إلا سأله الله يوم القيامة عنها، قيل يا رسول الله: وما حقها؟ قال: يذبحها ويأكلها، ولا يقطع رأسها ويرمي بها   [‌‌هركس‌گنجشكي  يا  جانور كوچكتر ازآن  را  بكشد  و  حق  آن  را  مراعات  نكند  خداوند  در  روز  قيامت  او  را  بازخواست  مي‌كند.گفتند:  اي  رسول  خدا  حق  اين‌ گونه  جانوران  چيست‌؟  فرمود:  آنست‌كه  ذبح  شرعي  شوند  و گوشتشان  را  بخورند  نه  اينكه  سرشان  را  قطع‌ كنند  و آنها  را  دور  بريزند]"  و  هرگاه‌كسي  اين  نوع  جانوران  را  بكشد  بر  او  است‌كه  توبه‌كند  و  بر  او  ضمانتي  نيست‌.  از  ابن  عباس  روايت  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  ازكشتن  چهار  جاندار  نهي‌ كرد:  “‌مورچه‌،  زنبور عسل‌،  شانه  بسر  و  صرد كه نوعي  گنجشك  كوچك  است‌”‌.چيزهائي كه  ضمانت  در  آنها  نيست  

هرگاه  وقوع  جنايت  بسبب  خود  ظالم  متجاوز رخ  دهد  يعني  ظالم  متجاوز خود  سبب  وقوع  جنايت  برخود  شود  اينگونه  جنايت  هدر است  وقصاصي  برآن  نيست  و  ديه  نيز  ندارد  از  جمله‌:

1-‌كسي  ديگري  راگاز  بگيرد  و  دندانش  سقوط‌كند  يا  بشكند  يعني  شخصي‌كه  گازگرفته  شده  سعي‌كرد  خود  را  از  دست  او  خلاص‌كند  در  نتيجه  دندان‌گاز گيرنده افتاده  يا  فكش‌كنده  شد،  دراين  صورت‌كسي‌كه  براي  دفاع  ازخود  مرتكب  اين  عمل  شده  مسئوليتي  ندارد  چون  او  تجاوزي  نكرده  است‌.  بخاري  و  مسلم  از  عمران  بن  حصين  روايت‌كرده‌اندكه  مردي  دست  مردي  ديگر  راگازگرفت  وآن  مرد  سعي‌كرد  كه  دست  خويش  را  ازدهان  او  بيرون‌كشد  درنتيجه  دو  دندان  پيشين‌گازگيرنده  افتاد،  آنان  داوري  را  بحضور  پيامبر صلي الله عليه و سلم بردند،  او  فرمود:" يعض أحدكم يد أخيه كما يعض الفحل  ...لادية لك  [‌آيا  شما  مانند  شتر  نر  دست  برادرت  راگاز  مي‌گيري‌؟‌!!...  براي  تو ديه  و  خونبهائي  نيست‌]"‌.  مالك‌گفته  است‌:  بايد  ديه  او  داده  شود  ولي  اين  حديث  حجتي  است  برعليه  او.  
٢-‌نگاه‌كردن  در  خانه  ديگران  بدون  اجازه‌:  هرگاه‌كسي  بخانه  ديگري  سركشيد  و  نگاه‌كرد،  خواه  از  لاي  در  يا  سوراخي  يا  امثال  آن  باشد  اگر  در  اين  نگاه‌كردن  تعمدي نداشت  بر  او  باكي  نيست‌.  
مسلم  روايت‌كرده  است‌كه  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم درباره  نظر  و  نگاه  ناگهاني  سوال  شد.   گفت‌: " اصرف بصرك  [‌رو‌يت  را  بگردان‌]‌’‌’‌.  ابوداود  و  ترمذي  روايت  كرده‌اند  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم  به  علي  گفت‌:" لاتتبع النظرة النظرة، فإن لك الاولى، وليست لك الثانية [‌نگاه  را  بدنبال  نگاه  نياور  چون  نگاه  اول  بنفع  شما  بخشيده  شده  و  نگاه  دوم  بنفع  شما  نيست‌]‌’‌’‌.  

اگركسي  بعمد  و  بدون  اجازه  صاحب  خانه  بخانه ‌كسي  سر كشيد  و  نگاه ‌كرد  او  حق  دارد  چشمش‌  را كور كند  و  بر  او  ضمانتي  نيست‌.  احمد  و  نسائي  از  ابوهريره  روايت  كرده‌اند  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" من اطلع في بيت قوم بغير إذنهم، ففقأوا عينه فلادية له، ولا قصاص [‌هركس  از  بالا  بخانه  قومي  نگريست  بدون  اينكه  آنان  اجازه  داشته  باشند  و  چشمش  راكوركردند  يا  آسيب  رساندند  براي  چشمش  ديه  و  قصاصي  نيست‌]‌’‌’‌.  بخاري  و  مسلم  از  او  روايت  كرده‌اند  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم گفت‌:" لو أن رجلا اطلع عليك بغير إذن، فخذفته بحصاة ففقأت عينه،ما كان عليك جناح [‌اگرمردي  از  بالاي  خانه  شما  بشما  نگاه‌كرد  وتو اجازه  نداده  بودي  و  به  وي  سنگ  ريزه  انداختي و چشمش  راكوركردي  يا  آسيب  رساندي  بر  توگناهي  نيست‌]‌’‌’‌.  از  سهل  بن  سعد  روايت  شده‌كه  مردي  از  سوراخ  در  خانه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  نگاه  مي‌كرد  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم  شانه‌اي  در  دست  داشت‌كه  موي  سر  را  بدان  شانه  مي‌كرد  و  بدان  مردگفت‌:" لو أعلم أنك تنظر، لطعنت بها في عينك، إنما جعل الاذن من أجل النظر  [‌اگرمن  مي دانستم‌كه  شما  نگاه  مي‌كني  اين  شانه  را  درچشم  شما  فرو  مي‌كردم‌.  براستي  اجازه  خواستن  را  براي  نگاه  كردن  قرار  داده‌اند]‌’‌’‌.  و  علماي  شافعيه  و  حنابله  براين  راي  مي‌باشند  و  اين  حديث  را مستمسك  قرار  داده‌اند.  

علماي  حنفيه  و  مالكيه  در  آن  مخالفت  ورزيده  وگفته‌اند:  اگر كسي  بدون  اجازه  صاحب  خانه  بدان  نگريست  و  صاحب  خانه  به  وي  سنگ  ريزه‌اي  پرتاب‌ كرد  يا  او  را  با  شاخه‌اي  زد  و  بوي  آسيب  رساند  صاحب  خانه  ضامن  مي‌باشد  چون  اگر آن  مرد داخل  خانه  او  شود  و  بدان  بنگرد  و  بدون  نزديكي  جنسي  با  زنش  مباشرت‌ كند  و  تماس  برقرار  نمايد  حق  ندارد  چشمش  را كور كند  يا  به  وي  آسيبي  برساند.  چون  چنين ‌گناهي  مجازاتي  بدين  سنگيني  ندارد  و  اين  عمل  با  احاديث  صحيحي‌ كه  گذشت  مخالفت  دارد.  ابن  القيم  جوزي  راي  اول  را  ترجيح  داده  است  وگفته‌:  “‌اين  سنتها  را  بدين  دليل  رد  كرده‌اند  كه  مخالف  با  اصول  مي‌باشند،  زيرا  خداوند  كندن  چشم  را  در  برابر كندن  چشم  روا  داشته  است  نه  بسبب  جنايت  نظر كردن‌.  لذا  اگر  كسي  با  زبان  بركسي  مرتكب  جنايت  شد  زبانش  را  قطع  نمي‌كنند.  و اگركسي  استراق  سمع‌كرد  و  به  وي‌گوش  فرا  داد،‌گوش  او  را  نمي‌برند.گفته  مي‌شود  اين  سنتهائي‌كه  رد  شده‌اند  از  بزرگترين  اصول  مي‌باشند  و  چيزي‌كه  با  اين  سنتها  مخالف  باشد،  

خلاف  اصول  است  نه  چيزي‌كه  با  اين  سنن  موافق  باشد 