ت‌: " لن تزول قدم شاهد الزور حتى يوجب الله له النار  [هنوز شاهد دروغگو وكسي كه بي‌اساس و بباطل گواهي داده است‌، قدم برنداشته است‌كه خداوند عذاب دوزخ را براي او واجب نموده است‌]‌"، ابن ماجه با سند صحيح آن را روايت‌كرده است‌.
-‌شهادت بدروغ از جرم زنا و دزدي بزرگتراست لذا پيامبر صلي الله عليه و سلم  بپرهيزازآن فراوان اهتمام نموده است چون بر زبان آسان است و مردم بدان اهميت نمي‌دهند و دواعي و عوامل آن ازقبيل‌كينه وحقد وحسد ودشمني وغير آن فراوانند پس لازم بودكه پيامبر صلي الله عليه و سلم  در‌باره پرهيز ازآن اهتمام قايل شوند.
بخاري و مسلم از انس روايت‌كرده‌اندكه درباره‌گناهان‌كبيره‌گفت يا از او سوال شد كه فرمود: “‌شريك قرار دادن بخدا،‌كشتن انسان بناحق‌، و نافرماني و عقوق والدين‌، هان بدانيد كه بزرگترين‌گناه كبيره سخن بدروغ يا شهادت بدروغ است‌”‌. بروايت ابوبكره پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" ألا أنبئكم بأكبر الكبائر؟ قلنا: بلى يا رسول الله.
قال: الاشراك بالله، وعقوق الوالدين - وكان متكئا قجلس وقال: الا وقول الزور وشهادة الزور...
[‌آيا مي‌خواهيد بزرگترين ‌گناهان‌ كبيره را بشما بگويم‌؟‌ گفتيم آري اي رسول الله‌، فرمود شريك قراردادن براي خدا و نافرماني و عقوق والدين و او تكيه داده بود  و نشست و گفت‌: هان سخن دروغ و شهادت بدروغ و پوچ و بي‌اساس‌]‌"‌. آنقدر آن را تكراركرد كه ترسيديم و گفتيم اي كاش پيامبر صلي الله عليه و سلم  آن را رها مي‌كرد.

عقوبت شهادت دروغ 
راي امام مالك وامام شافعي و امام احمد برآنست‌كه شاهد دروغگو بايد تعزير شود و معرفي‌گردد باينكه شاهد دروغگوست‌.
امام مالك بر آن افزوده است‌كه بايد در بازارها و جوامع و مجامع مردم دروغگوئي او برملا شود تا بدينوسيله عقوبت‌گردد و مايه عبرت ديگران شود. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - توریه‌:  پنهان  سازی‌،  مغالطه‌،  چیزی  را  بگوید  و  خلاف  آن  را  اراده‌كند.  مترجم  
[2] -‌زور  زیبا  جلوه  دادن  و  بگونه‌ای  توصیف  نمودن‌كه  آن  را  برخلاف  واقع  ببینند  و  بشنوند  در  واقع  باطل  را  حق  جلوه  دادن  و  پرده  پوشی  و  تمویه  و  تزویر  است‌.  مترجمزندان

تاريخ زندان بقديم و گذشته دور برمي‌گردد و در قرآن‌كريم آمده است كه حضرت يوسف‌گفت‌: " قال رب السجن أحب إلي مما يدعونني إليه  [‌خداوندا من زندان را بيشتر دوست دارم از اينكه اين زنان مرا بدان مي‌خوانند]"‌. و گويند اند سال در زندان ماند و در زمان پيامبر صلي الله عليه و سلم  و زمان يارانش و تا بامروز زندان وجود داشته و وجود دارد. ابن القيم‌ گفته است‌: زندان شرعي عبارت نيست از مكان تنگ و سخت وناراحت بلكه مقصود آنست‌كه شخص توقيف‌گردد و از تصرفات شخصي منع شود، خواه درخانه يا مسجد يا تحت نظرخصم وطرف دعوي او باشد يا وكيل طرف دعوي از او مراقبت‌كند و ملازم او باشد.
لذا پيامبر صلي الله عليه و سلم  او را اسير ناميده است‌، همانگونه ‌كه ابوداود و ابن ماجه از هرماس بن حبيب و او از پدرش روايت‌كرده است ‌كه ‌گفت‌:

بدهكارخود را پيش پيامبر صلي الله عليه و سلم  بردم او بمن‌گفت ملازم او باش و ازاو مراقبت‌كن سپس‌گفت‌: اي برادر تميمي مي‌خواهي با اسيرت چكاركني‌؟‌. درروايت ابن ماجه آمده است كه در آخر روز پيامبر صلي الله عليه و سلم  ازكنار من گذشت و گفت‌: اي برادر تميمي اسيرت چكاركرد؟ سپس ابن القيم‌گفت‌: اين بود نوع زندان‌كردن درزمان پيامبر صلي الله عليه و سلم  و زمان ابوبكر رضي الله عنه و زندان خاصي وجود نداشت‌كه درآن اصحاب دعوي را و خصمان را زنداني‌كنند، ولي درزمان حضرت عمرچون مردم فراوان شده بودند او خانه‌اي را در مكه خريداري‌كرد و آن را زندان ساخت‌كه مردم را در آن زنداني مي‌كردند، لذا علما و ياران احمد و ديگران اختلاف دارندكه آيا امام و پيشواي مسلمين حق دارد، زندان داشته باشد؟ دو قول وجود داردكه برخي‌گفته‌اند چون در زمان پيامبر صلي الله عليه و سلم  و ابوبكر زندان نبوده است نبايد زندان داشته باشد، بلكه بايد خصمان را در مكاني نگه دارد يا مراقبي برآنان بگماردكه آن را “‌ترسيم‌” مي نامند يا بايد بمدعي او دستور دهدكه ملازم و مراقب او باشد همانگونه ‌كه پيامبر صلي الله عليه و سلم  چنين كرد. 
و گروهي ديگرگويند پيشواي مسلمين حق دارد زندان داشته باشد و بعمل عمر خطاب استناد مي‌كنند كه از صفوان بن اميه خانه‌اي را به چهار هزار خريد و آن را زندان قرار داد. 

زندان هم امنيت و هم مصلحت را بوجود مي‌آورد 
شوكاني‌ گفت‌: حبس‌كردن در زمان پيامبر صلي الله عليه و سلم  و در ايام ياران و تابعين و بعد از آنان تا بامروز وجود داشته است‌، درهمه شهرها و ولايات وكشورها وكسي با آن مخالفت ندارد و مصالح و منافع آن غيرقابل انكار است‌، از جمله منافع و مصالح زندان آنست‌كه مجرميني‌كه هتك حرمت ديگران‌ كرده و در ضرر و زيان مسلمانان 
مي‌كوشند و بدان عادت دارند و از اخلاقشان پيدا است و جرمشان درحدي نيست كه حد وقصاص درباره آنان اجراگردد و مردم از شرشان راحت شوند و مملكت از وجودشان پاك‌گردد، اين نوع مجرمين را اگر بحال خود بگذارند و جلو آنان را نگيرند، موجب هرج‌ و مرج و زيان و ضرر مسلمانان مي‌شوند و براي فساد و تباهيشان حدي نخواهد بود و اگركشته شوند خونشان بناحق ريخته مي‌شود، چون جرمشان بدان درجه نرسيده است‌، پس چاره‌اي نيست از اينكه بايد در زندان نگهداري شوند و شرشان از مردم بريده‌ گردد، تا اينكه توبه مي‌كنند واصلاح مي‌گردند يا حكم خداوند در‌باره‌شان اجراگردد. و خداوند ما را امركرده است كه امربمعروف ونهي ازمنكركنيم وقيام بدين امرو نهي درباره اينگونه اشخاص بدون مانع شدن از تماس آنان با مردم امكان ندارد، پس بايد حبس شوند و عرفاً احوال بسياري از اين جنس مردم بر اين منوال است‌. ا.ه.

انواع حبس 
خطابي‌ گفت‌: حبس دو نوع است‌: حبس براي عقوبت و حبس براي روشن شدن اتهام‌. حبس عقوبتي بايد براي كار واجبي صورت گيرد و حبس استظهاري بمنظوركشف اتهام وثبوت آن يا رفع آن است‌. روايت شده‌كه پيامبر صلي الله عليه و سلم  مردي راكه متهم بود يك ساعتي درروزحبس‌كرد، سپس او را رهاكرد واين حديث را بهزين حكيم از پدرش از جدش روايت‌كرده است‌.

زدن ‌متهم
حبس هيچكس بدون حق حلال نيست وهرگاه‌كسي بحق حبس‌گرديد واجب است‌كه بسرعت در كار وي تحقيق و رسيدگي بعمل آيد،‌كه اگرمجرم باشد مورد مواخذه قرارگيرد و اگر بيگناه باشد اورا رهاكنند و زدن و شكنجه متهم حرام است‌، چون موجب خواري و توهين و اهانت به شخصيت وكرامت وي مي‌شود و پيامبر صلي الله عليه و سلم ‌ نهي‌ كرده است از ضرب وكتك زدن نمازگذاران مسلمان‌.

آيا مي‌توان دزد را كتك زد يا خير؟ در اين مساله دو راي وجود دارد. برابر راي مختار علماي حنفي و غزالي از شافعيه متهم بدزدي را نبايد زد، چون احتمال دارد بيگناه 