ن  انحرافات  را  ثابت  نموده  که  از  ذکر  آنها خودداري  مي‌کنم‌. 

زيانهاي  نفسي  و  روحي  لواط  تنها  بدين  عکس‌العمل  روحي  منحط  پايان  نمي‌يابد،  بلکه  اين  عمل  ننگين  و  زشت‌،  نيروهاي  نفساني  طبيعي  را  نيز دچار ناتواني ساخته  و  شخص  را  در  معرض  بيماريهاي  عصبي  انحرافي  و  بيماريهاي  روحي  زشتي‌،  قرار  مي‌دهدکه  از  زندگي  احساس  لذت  نمي‌کند  و  صفت  انساني  و  مردانگي  را  از  او  سلب  مي‌نمايد. و آلودگيهاي  ارثي  ويژه‌اي  در  او  پديد  مي‌آورد  وآفات  عصبي  پنهان  در  او را  ظاهر  مي‌سازد  و  آنها  را  بر  او  مسلط  مي‌نمايد. مانند: بيماريهاي  روحي  ساديسم  و  “‌ماسوشيتي  وفيتشيزم  =  منحرف  مي‌خواهد  رغبت  و  تمايلات  خود  را  با  تحمل  رنج  و  الم  اشباع  نمايد  و  امثال  آن‌.

٣-‌تاثير  بد  روي  مغز
علاوه  بر  زيانهايي‌که  برشمرديم‌،  عمل  لواط  اختلالات  زيادي  در  توازن  عقل  و  وسواس  فکري  و  حواس  پرتي  بوجود  مي‌آورد،‌که  تصورات  او  دچار  رکود  غريبي  شده و بلاهت  عقلي  آشکاري  و  ضعف  شديد  اراده  در  او  پديدار  مي‌گردد.

اين  بدين  سبب  است‌که  ترشحات  غدد  داخلي‌که  ترشحات  غدد  د‌رقيه  =  تيروئيد”  و  غددکليوي  و  غير  آن  مي‌باشند  رو  بنقصان  وکاهش  مي‌گذارند  و  لواط  تاثير  مستقل  روي  آنها  دارد  وآنها  را  دچاراختلال  و  اضطراب  مي‌کند  و وظايف  خود  را  بخوبي  انجام  نمي‌دهند. ميان  لواط  و  بيماري  روحي  “‌نيوستانا”[3]  رابطه  بسيار  نزديک  و  استواري  موجود  است‌که  شخصي  معتاد  دچار  بلاهت  وکودني  و  دروغگوئي  و  عدم  تمرکز  فکر  و  بي‌خردي  و  سبک  مغزي  مي‌شود.

 ٤-  ماليخولياء
لواط  يا  خود  مستقيما  سبب  ظهور بيماري  ماليخوليا  مي‌شود  يا  يکي  از  عوامل  نيرومند  بروز  و  ظهور  و  برانگيختن  آنست‌.
بدون  شک  اين  عمل  زشت  و ننگين  روي  اين  بيماري  شديد  اثر  مي‏‎گذارد  و آن  را  چند  برابر  نموده  و  عوارض  آن  را  بسيار  پيچيده  مي کند،  چون  اين  عمل  موجب  انحراف  وظيفه  اعضاء  مي‌شود  و  تاثير  بسيار  بدي  روي  اعصاب  بدن  دارد.

٥-‌لواط  يک  عمل  نارساي  جنسي  است
لواط  يک  عمل  جنسي  انحرافي  است  و  براي  اشباع  غريزه  جنسي‌ کفايت  نمي‌کند  چون  از  ملامسه  و  تماس  اصلي  و  طبيعي  بدور  است  و  مجموعه  عصبي جنسي  را  ارضاء  نمي‌کند  و  اثر کوبندگي  بدن  روي  اندام  تناسلي  دارد  و  براي  اندام‌هاي  ديگر  بدن  نيز  زيانبخش  و  زيان‌آور  است‌.

هرگاه  بدقت  فيزيولوژي  جماع  و مباشرت  جنسي  و وظيفه  طبيعي  و سرشتي‌ که  اندام  و  آلت  تناسلي  بهنگام  مباشرت  و  جماع  انجام  مي‌دهند،  مورد  بررسي  قرار  دهيم  و  سپس  آن  را  با  نتيجه  و  انجام  عمل  لواط  مقايسه  و  برابرکنيم‌،  بخوبي مي‌فهميم‌که  چقدر  با  هم  فاصله  دارند  و  تفاوت  از کجا  تا  بکجا  است‌. و  بخوبي  درمي‌يابيم ‌که  موضع  و  محل  لواط‌،  هيچگونه  تناسبي  با  عمل  جنسي  ندارد.

٦-‌سستي  مستقيم  عضلات  اندام  تناسلي  و  پاره  شدن  نسوج  آن
لواط  موجب  مي‌گرددکه  درآلت  تناسلي  سستي  و  پاره  شدن  نسوج  و بافتهاي  آن  و  ريزش  بعضي  ازاجزاء  آن  پديد  آيد  و  شخص  نمي‌تواند  بخوبي  مانع  دفع  مواد  منوي  شود  و  آنرا  نگه  دارد  و  تسلط  خود  را برآن  از  دست  مي‌دهد  لذا  اينگونه  اشخاص  فاسق  نمي‌توانند  خود  را  بخوبي‌ کنترل‌کنند  و  همواره  آلوده  بدين  مواد  متعفن  مي‌باشندکه  بدون  اراده  و  بدون  احساس  از آنان  خارج  مي‌شود.

٧-ر‌ابطه  بين  لواط  و  اخلاق
لواط  خود  يک  آلودگي  اخلاقي  و  بيماري  روحي  خطرناک  است‌،  لذا  همه  اشخاص  مبتلا  بدين  بيماري  ننگين‌،  بداخلاق  و  داراي  طبيعت  فاسد  مي‌باشند  که  تقريباً  بين  فضايل  و  رذايل  امتيازي  قايل  نيستند،  داراي  اراده  ضعيف‌اند  و  وجداني  ندارندکه  آنان  را  سرزنش‌کند  و  آنان  را  از  اين  رذيلت  باز  دارد،  هيچ  مانع  روحي  ندارند  که  آنان  را  از  افتادن  بجان  کودکان  بي‌گناه  و  خردسال  بازدارد  و  مانع  شدت  عمل  آنان  شود،  در  راه  اشباع  اين  عاطفه  و  عادت  فاسد،  و  در  ارتکاب  جرائم  و  جنايتي‌که  بسيار  مي‌شنويم  و  اخبار  آن  را  از  راديو  و  مجلات  و  جرايد  مي‌شنويم  و  مي‌خوانيم‌،  بسيارگستاخ  و  بي‌شرمند. تفاصيل  جنايات  و  جرائم  و  حوادث  آنان  را  در  دادگاهها  وکتب  طب  مي‌يابيم‌.

٨-‌رابطه  ميان  لواط  و  تندرستي  و  سلامتي  عمومي  بدن
علاوه  برزيانهايي‌که  برشمرديم  لواط  اشخاص  را  دچار  نفس  تنگي  و  خفقان  قلب  مي‌کند  و  بعلت  ضعف  عمومي‌که  عارض  آنها  مي‌شود  در  معرض  تاخت  و  تاز  امراض  مختلف  قرار  دارند. 

 ٩-‌تاثير  لواط  بر  آلت  تناسلي
لواط  موجب  ضعف  مراکز انزال  منوي  در  بدن  مي‌شود  و  عناصر زنده  منوي  را  از  بين  مي‌برد  و  بر  ترکيب  مواد  مني  نيز  اثر  مي‌گذارد. 
و  بعد  از  مدت  اندکي  و  بتدريج  به  عقيم  بودن  مي‌انجامد  و  اين  عقيم  بودن  به  انقراض  و  زوال  نسل  لواط  گران  مي‌انجامد.

١٠-‌تيفوئيد  و  غير  
مي‌توان‌گفت‌: لواط  سبب  ابتلاء  به  بيماري  خطرناک  تب  تيفوئيد  و  امثال  آن  از  بيماريهاي  واگير  و  خطرناک  مي‌شودکه  ميکرب  آنها  از راه  آلودگي  با  مواد  ترشحي‌که  کانون  ميکربهاي  مختلف  است  منتقل  مي‌گردد  و  مايه  بيماريهاي‌گوناگون  مي‌شود. 

١١-  بيماريهاي  زنا  
بديهي  است‌که  بيماريهائي‌که  به  وسيله  زنا  منتشر و  منتقل  مي‌شوند  به  وسيله  لواط  نيز پراکنده  و  منتقل  مي‌گردند.که  خود  صاحبان  اين  بيماري  را  پيش  ازهمه  درو  مي‌کنند  و بنابودي  مي‌کشانند. 
ازآنچه‌که‌گذشت  فلسفه  تشربع  اسلامي  درتحريم  لواط  را  بخوبي  مي‌فهميم  و  دقت و سختگيري  در  رسوائي  و  شکنجه  لواط‌گر،  برايمان  آشکار  مي‌شود  و  باهميت  از  بين  بردن  اين  جرثومه‌هاي  فساد  و  رهائي  جهان  از  شر  و  تباهي  آنها  پي  مي‌بريم‌. 

آراء  فقهاء  درباره  حکم  لواط  
با  اينکه  فقها  و  علماء  اجماع  دارند  بر  تحريم  اين  جرم  و  جنايت  و  سخت‌گيري  درباره  مرتکب  آن‌، ولي  درباره  تعيين‌کيفر  و  عقوبت  مقرره  آن  اختلا‌ف  دارند:
1-‌گروهي  بر  آن  هستند که  بط‌ور  مطلق  بايد کشته  شود. 
٢-‌گرو‌هي  بر  آن  مي‌باشند که  حد  لواط  مانند  حد  زنا  است ‌که  ازدو‌اج  ناکرده   غير ‌محصن  و  بکر  بايستي  شلاق  زده  شود  و  ازدواج ‌کرده  -‌محصن  -‌رجم ‌گردد. 
 ٣-‌گرو‌هي  قايل  به  تعزير  هستند.
مذهب  او‌ل‌: اصحاب  پيامبر صلي الله عليه و سلم    و  ناصر  و  قاسم  بن  ابراهيم  و  يکي  از  دو  قول  شافعي  بر  آن  مي‌باشندکه  حد  لواط  قتل  وکشتن  است  اگرچه  محصن  هم  نباشد  
يعني  هرکس  مرتکب  لواط  شود  بايدکشته  شود. خواه  فاعل  و  خواه  مفعول هر  دو  بايد  کشته  شوند. و  استدلال کرده‌اند:
١  -‌از  عکرمه  از  ابن  عباس  روايت  شده‌ که  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" من وجدتموه يعمل عمل قوم لوط فاقتلوا الفاعل والمفعول به    [‌هرکس  را  يافتيدکه  عمل  قوم  لوط  عليه السلام  را  